http://nozohor.porsemani.ir/sites/nozohor.porsemani.ir/files/ekenkar%20asatid.jpg

ب: تعریف غربی از دین

گفتني است که اکنکار بیشتر سعی دارد تا خود را با تعریف‌هايي از دین وفق دهد که محصول فکری اندیشوران غربی است.

مثلا مى‏توان به مضمون تعریفی از «ماكس وبر» و بعضى دیگر اشاره داشت كه دین را به عنوان هر مجموعه مفروضى از پاسخ‏هاى محكم و منسجم به معماهاى هستى بشر تعريف مي‌كند؛ مانند تولد، ناخوشى یا مرگ كه معنایى براى جهان و زندگى به‏وجود مى‏آورند. در این تعاريف، دین به‏امرى مى‏پردازد كه ‏آن را مسئله تفسیرپذیرى خوانده‏اند كه خود شامل پرسش‌هاى همیشگى در مورد حقیقت نهایى و هدف جهان طبیعى ونیز معناى مرگ و رنج است.[1]

آنتونی گیدنز نیز در کتاب مشهور جامعه شناسی خود درباره ‏اساس دین می‏نویسد:

علم و عقل‏گرایی درباره بنیادی‏ترین پرسش‏هایی که مربوط به معنا و هدف زندگی است ساکت می‏مانند و همین پرسش‏ها هستند که همیشه ‏اساس دین بوده و مفهوم ایمان یعنی پرش عاطفی به سوی باور و عقیده را پرورش داده‏اند.[2]

اکنکار نیز در جهت پرداختن به معماهای اساسی بشر تلاش‏های شایانی کرده ‏است. باورهایی چون تناسخ و کارما[3] برای پاسخ به معمای پیچیده زندگانی بشر طراحی شده‏ است. همچنین مسائلی از قبیل اک ویدیا و اک ایناری نیز به معماهایی چون رؤیاها و آینده بینی و گذشته بینی مي‌پردازد. هرچند این دو باور مهم و اساسی اکنکار را می‏توان در تمامی کتاب‏های آن‏ها به نظاره نشست. اما پال توئیچل برای طرح این دو مسئله کتابهای مستقلی را با عنوان اک ویدیا دانش باستانی پیامبری و اک ایناری علم الاسرار رؤیاها ترتیب داده است.

با تعمق در تناقض میان نفی دین و ادعای دین و آیین بودن به راحتی مي‏توان نتیجه گرفت که دلیل تن دادن اکنکار به تناقض دین نبودن، باز گذاشتن شاهراه‌هایی است که بتوان با دور زدن تعصب دینیِ متدینین دیگر ادیان،آن‏ها را به‏اکنکار جذب كرد.

تمام اين گفته‌ها به خوبي روشن مي‌سازد كه ‏اكنكار از تمامي روش‌ها و ترفندها جهت تكيه زدن به جايگاه ‏اديان بهره مي‌برد.

دوم: ادعاهای دین بودن اکنکار

بیشتر اینکه اکنکار با ارائه تعاریفی شگرف از خود و نیز ترسیم اهدافی سترگ و همچنین هماهنگ‏سازی برخی از اهداف اساسی و ویژه خود با ادیان مطرح دنیا گامهایی را در جهت شناساندن خود به عنوان یک دین برداشته است.

نیز ویژگی‏هایی که اکنکار برای خود برمی‏شمارد از دیگر مؤیدات این دین ادعایی بر دین بودنش است.

1.      تعریف

با توجه به تعریف‏هایی که سازندگان این آیین و پیروان آن از آئینشان دارند می‏توان ادعای دین بودنش را نتیجه گرفت.

1.1.   کهن ترین راه برای رسیدن به سوگماد

از واژه‏اکنکار تعاریف متعددی ارائه شده‏ است:

«شریعت کی سوگماد»[4]- کتاب مقدسِ ادعایی این شبه آیین- اکنکار را دانش باستانی سفر روح و كهن­ترينِ آموزش ‌ها براي رسيدن به سوگماد[5] تعریف نموده است.[6]در پندارشریعت کی سوگماد، اکنکار، علمی‏دقیق و مشتمل بر تمامی تعالیمی است که بشر برای زندگی سعادت‌مندانه بدان نیازمند است.

طبق این تعریف، اکنکار از همه تعالیم موجود، کهن‌تر بوده و سرچشمه تمامی اعتقادات است. البته ناگفته نماند پال توئیچل بنیانگذار این فرقه در سال 1967 این فرقه را بنا نهاده است!

1.2.  طریق معرفت کامل

واژه‏نامه‏ اکنکار، آن را طریق معرفت کامل؛ به معنای همکار خدا شدن؛ تعلیماتی در مورد نور و صوت[7] که خلاصه‌اي از تعلیماتی است که ‏از طرف خداوند نازل مي‏شود؛ اساس تمامی علوم و کلیدی در راه کسب نیروهای معنوی؛ دانش باستانی سفر روح و ... تعریف نموده است.[8]

از تعاریف دیگری که در این باره وجود دارد مي‏توان به کلیدی بر یافتن آزادی[9]، روح بی شکل الهی[10]، طریق جریان صوتی سفیران اک[11] و نیروی معنوی سوگماد اشاره کرد.

1.3.منشأ وجود و بود ونبود

اکنکار همچنین بوجود آورنده و در برگیرنده‏ی تمامی افکار جهآن‏های پايین شمرده شده‏ است. ادعا مي‏شود که هنر نویسندگی، موسیقی و مجسمه سازی گسترشی از آرمان‏های اکنکاراست. نیز اکنکار مي‌پندارد دارای چرخه دوازده‏گانه‏اي است که ادیان دوازده گانه مهم عالم از آن مشتق شده‌اند.

با همه تعاریف پهن دامنه‏ای که‏ارائه شد باز هم پال توئيچل مدعی است که اکنکار نه مذهب است و نه یک فلسفه یا سیستم متافیزیکی، بلکه راهی است به سوی خدا.[12]

این سخن پال توئيچل با تعاریفی که‏ارائه شد ناسازگاری شدیدی دارد، چه‏اين‌كه تمامی مشخصه‌هاي یک دین و آیین و همچنین سیستم متافیزیکی را برای اکنکار اثبات مي‌کنند.

وی در جای دیگری در تناقضی آشکار با ادعای پیشین خود می نویسد:

اک برای شما واصلین صرفا شیوه‌اي نیست که به وسيله‏ آن بتوانید از طریق سفر روح در جهان‏های دیگر سیر کنید بلکه طریق زندگی محسوب مي‏شود. همه کسانیکه در اکنکار هستند مي‏توانند به واسطه‏ آن معیارهای روزانه، زندگی‌شان را چه مادی و چه معنوی ارزش‌یابی نمایند.[13]

اگر به تعریف‌هايي که‏از دین ارائه شده بنگریم و آن‏ها را در کنار ادعاهای اکنکار قرار دهیم به راحتی مي‏توان اثبات کرد که ‏این آیین در واقع ادعای ناگفته‌اي مبنی بر دین بودن دارد، اما بنا به ترفندهای متعددي كه در یارگیری دارد از به کار بردن این واژه دوری مي‌گزیند تا بتواند به راحتی اذهان پیروان دیگر ادیان را تسخیر كند.

2.      اهداف

2.1.  راه سفر روح

یکی از اهداف مهم اکنکار را مي‏توان در چند کلمه خلاصه کرد : «در طریق اک، مقصد نهایی همان راه است».[14] منظور از «راه» در این جمله، همان راهِ سفر روح و یا راهِ رسیدن به عوالم درون است. پال توئيچل مي‌گوید:

هدف اصلی ما قادر ساختن روح است به ترک کالبد و سفر آن به دنیاهای ماوراء و عاقبت رسیدن به هدف غایی، آنامی لوک[15]، که نامی است برای سرزمین بدون نام یا بهشت حقیقی.[16]

در این ادعا – همان‌گونه که روشن است - اکنکار راه و روش سفرروح را هدف خود تلقی مي‌کند هرچند در اینجا اکنکار روشن نمی‏سازد که هدف از خود سفر روح چیست اما سفر روح که در میان ادیان بزرگ، مطرح بوده و بخشی از این ادیان را به خود مشغول داشته است را هدف خویش پنداشتن نوعی از ادعای دین بودن را به همراه دارد. هر چند اگر این ادعا به تنهایی هدف فرقه‏ای باشد نمی‏توان آن را در زمره ادیان قرار داد اما هنگامی که‏اهداف دیگری نیز در کنار آن مطرح می‏شود– همانگونه که بدان اشاره می‏کنیم- ادعای دین بودن قوت می‏گیرد.

البته با نگاه به تمامی ادعاهای سفر روحِ اکنکار و نیز شیوه‏هایی که‏این فرقه برای سفر روح ارائه می‏دهد می‏توان به این نتیجه قطعی دست یافت که سفر روح در این شبه آیین چیزی به جز خیال و تصور نیست.

پال توئیچل بنيان‌گذار و مبدع این فرقه روش‌های سفر روح را در چهار روش خلاصه کرده‏است. وی روش عاطفی را بعنوان اولین روش و روش صوتی را دومین مي‌داند. روش سوم روش رمزی است و چهارمین روش نیز روش‌هایی است که با استاد نامیده مي‏شود.[17]

وی در جای دیگر روش‌هایی چون خلسه بی واسطه، رقص چرخان دراویش، روش خواب و رؤیا، انعکاس بی واسطه و تکنیک عبادتی و تفکری را نیز از روش‌های سفر روح دانسته است.[18]

شیوه‌هاي گفته شده در روش تفکری و روش تخیلی تقریبا در تمامی روش‌های دیگر که پال و هارولد بدان‏ها اشاره کرده‌اند وجود دارد.

در روش تخیلی قانون تازه‌اي حکم می‌راند. این قانون مي‌گويد: هر کجا فکر برود کالبد ملزم به پیروی از اوست. در این روش ما با قوه خیال خود به آن نقطه سفر مي‌کنیم. در فرایند خیال، روح اشتیاق حضور در آن‌جا را یافته و از کالبد جدا شده به آن نقطه سفر خواهد کرد.

روش تفکری نیز بنا به ‏ادعای پال دقیقا از قانون فوق تبعیت کرده و روح را وادار به سفر مي‌كند.

پال مدعی است این قانون یکی از قوانین علم فیزیک است و ما با آن آشنایی داریم. البته وی هرگز نام این قانون را در علم فیزیک مشخص نمي‌کند و ما نیز به چنین قانونی دست نیافتیم.

به هر حال در اين‌جا این خیال ماست که سفر مي‌كند نه خود ما. این سفرها را اکنکار در رؤیا بینی خود با نام رؤیای بیداری مي‌شناسد که کاملا خیالی و وهمی است.[19]

2.2. راه رسيدن به سوگماد

از اهداف ادعايي ديگر اکنکار، «نشان دادن راه سرمنزل الهی به‏انسان است».[20]در اینجا نیز هر چند اکنکار در ارائه راهکارهای واقعی رسیدن به سرمنزل الهی با ناکامی بزرگی روبروست و تمامی راهکارهای ارائه شده تنها خدایی خیالی و تصوری را پیش روی انسان قرار مي‌دهد اما این نیز یکی دیگر از اهداف عالیه و سترگ ادیان الهی است که اکنکار آن را به عاریت گرفته است.

ناگفته نماند گسترة خدایِ اکنکار در عوالم خیالی‌اش تا بدان‌جاست که‏انسان نیز خدا مي‏شود.[21] در بیشتر روش‌هايي که برای سفر روح و رسیدن به سوگماد ارائه شده‏ است خیال و تصور، عنصر اصلی است :

در صورت تمایل مي‏توانید مراقبه زیر را انجام دهید. ...اینک تصور کنید که در کالبد روح بر روی همان پله‏از زیگورات معبد ایستاده­اید.[22]

مشاهده مي‌کنید اولین گامی که اکنکار برای خروج انسان از کالبد فیزیکی در جهت رسیدن به خدا ارائه مي‌دهد، با تصور و خیال آغاز مي‏شود. چلاباید تصور کند که روحش از تن جدا شده و آماده سفر است.

البته پیامبر ادعایی این فرقه مدعی است هدفش هرگز اکتساب و توسعه معنویت نیست. وی چنین مي‌نگارد:

به هر حال، هدف اکنکار، اکتساب و توسعه‏این قبیل قدرت‌هاي سیدهی (معنوی) نیست.[23]

اما در جایی دیگر با نفی این مطلب ادعا مي‌کند که هدف اکنکار ایجاد وگسترش معنویت است:

هدف واقعی اک این است که معنویت را در دنیای فیزیکی ترجمه کرده و پیام حقیقت را به همگان برساند.[24]

هارولد کلمپ[25]، استادِ حقِ در قید حیاتِ[26] اکنکار نیز ادعای دوم را پذیرفته است. وی مي‌نویسد:

هدف از طریقت اک، تقویت بنیه معنوی فرد در راه استاد شدن در مسیر خویشتن است.[27]

آن‌گونه که در خداشناسی اکنکار ذکر مي‏شود مسیر حرکت انسان به سوی خویشتن است، چه‏اين‌كه در خواهد یافت خود، خدایی است از تجلیات خداوند و یا آن‌گونه که پال توئيچل در دندان ببر بدان مي‌رسد او خود، خدای اعلی علیین است، لذا در اين‌جا هارولد کلمپ دست یابی به معنویت را برای تقویت بنیه معنوی در مسیر خویشتن برشمرده است.

به هرحال هدف را،خواه چیزی جز کسب تعالی معنوی بدانیم -آن‌گونه که پال توئيچل در جملات اول بدان پرداخته است- و خواه دست یابی به تعالی معنوی -که‏هارولد کلمپ و پال توئيچل بدان اشاره کرده‏اند- گامی بزرگی محسوب می‏شودکه اکنکار در راه‏اثبات دین بودن خود برداشته است.

3.      ویژگی‌ها

3.1.کهن‌ترین

اکنکار را پیروانش کهن ترین آموزش‌ها و تعالیمی مي‌دانند که بشر در دست دارد. مدرک و دلیلی که بر این ادعا ارائه شده نوشته‌هاي نأکل[28]است. آن‏ها بنا به‏ادعای اکنکار نوشته‌هايي است درون معبد کاتسوپاری[29] که‏از دیدگان مردم غایب است.

فرض بر این است که سند و مدرکی که برای ادعایی ارائه مي‏شود باید دارای دو ویژگی عمده باشد:

اول اين‌كه یقینی بوده و هیچ شک و شائبه‌اي در آن وجود نداشته باشد ودوم اين‌كه به راحتی قابل دست‌رسي و ارزیابی محققان باشد.

 اکنکار با ارائه مدرکی به نام نوشته‌هاي نأکل، شانه ‏از اثبات ادعای خود خالی مي‌کند و هرگز پاسخ نمي‌دهد که‏ این نوشته‌هاي نأکل چیست و چگونه مي‏توان بدآن‏ها دست یافت. این ادعا که ‏آن‏ها در معبدی نگهداری مي‏شوند که فقط اساتید اک بدان دست‌رسي دارند نیز پاسخ درخوری نبوده و خواننده را به تعجب وا مي‌دارد.

پر واضح است اسنادي که اکنکار برای اثبات مدعای خویش بدآن‏ها دست یازیده هیچ کدام معتبر نيست.

3.2.      ریشه حیات

اکیست‏ها عقیده دارند اکنکار اصل اساسی، منشأ و مبدأ همه چیز است. پال توئيچل در شریعت کی سوگماد مي‌نویسد:

هر آنچه در هستی است از اک پدید آمد و هستی‌اش تنها به واسطه حضور اک دوام مي‌یابد...اک ریشه و بنیان حیات است.[30]

وی همچنین مي‌نویسد:

اک، کالبد تمامی نشانه‌هاي حیات اعم از بصیرت معنوی، شادابی و طراوت است.[31]

بايد گفته شود كه برای این ادعا نیز هیچ دلیلی ارائه نشده‏ است و تنها مي‏توان ادعاهایِ دیگر اکنکار از قبیل نوشته‌هاي پال توئيچل و دیگران را به عنوان دلیل تلقی کرد. اما همان‌گونه که روشن و واضح است ابتدا باید ادعاهای موجود در نوشته‌هاي اكيست‌ها به‏اثبات برسند تا بتوان از آن‏ها به عنوان دلیل استفاده کرد.

3.3.    مبدأ ادیان

مبدأ و منشأ ادیانِ دیگر بودن نیز از فرضیه‌هايي است که ‏اكيست‌ها بدان باور دارند. در جایْ جای كتاب‌های اکنکار به وفور با این ادعا روبه رو مي‏شویم که اکنکار مبدأ ومنشأ تمامی ادیان، مذاهب، فرقه‌ها، فلسفه‌ها و حتی دانش‌هاي دیگر است.

بنيان‌گذار این شبه آیین مي‌نویسد:

اک، سرچشمه تمامی مذاهب مي‌باشد و تمامی زندگی را در بر مي‌گیرد. بنابراین طبق قانونی الهی، تمامی مذاهب، دانش‌ها و همچنین تمامی نوشته‌هاي مقدس و نیز تمامی قوانین زندگی از اک مشتق شده‌اند.[32]

این ادعای اکنکار را به دو گونه باید نقد كرد:

اول اين‌كه‏اگر ادیان دیگر از اک نشئت گرفته‌اند و اک منشأ تمامی ادیان دیگر است، پس باید ادیان دیگر، نشئه و مقداری از حقانیت را با خود داشته باشند. اما اکنکار علاوه بر اين‌كه در بسیاری از مواقع به رد کلی ادیان مي‌پردازد آن‏ها را ساخته دست کل نیرانجان[33]؛ شیطان، بشر و یا حتی زنان مي‌داند. پال توئيچل ادعا مي‌کند که عوام الناس برای رفع مشکلات خود درصدد تدوین قانون و شرعیات بر می‌آیند. آن‏ها به دنبال کسانی مي‌گردند که بتوانند این حاجت را برایشان مهیّا سازند لذا ادیان و مذاهب ساخته و پرداخته مي‏شوند تا بشر را سرگرم نمایند.[34]

وی مدعی است که فرقه‏ها، ادیان و فلسفه‏ها به این منظور تأسیس شدند که پیروانشان را متقاعد کنند پایه گذاران، چقدر بلند پایه و تزلزل ناپذیر بوده‏اند. برای مثال برگسون، هگل، داروین، نیچه، سقراط، فروید، بیکن و بسیاری دیگر، همه ملعبه دست شنوندگانی بودند که میلی افراطی به این داشتند که به‏ان‏ها ارج و مقام و منزلت بخشند.[35]

وی همچنین مي‌نویسد:

زنانِ طبقه زمینی، باعث و مسئول تشکیل ادیان و مذاهب هستند... به تعبیری، زنان یونان قدیم از زنان امروزه که دم از تساوی حقوق و مقام اجتماعی با مرد می‌زنند، در وضعیت بهتری قرار داشتند.[36]

در بررسی اجمالی به این نتیجه مي‌رسیم که اکنکار در یک سردرگمی نمي‏تواند به درستی تشخیص دهد که خاست‌گاه و منشأ ادیان، اکنکار است یا چیزهای دیگری که پال توئيچل بدآن‏ها اشاره کرده است.

دوماين‌كه‏اگر اکنکار منشأ و مبدأ تمامی ادیان است باید در آن تناقض نباشد؛ حال آن‌كه وجود تناقض‌هاي فراوان در اکنکار از خداباوری گرفته تا روش‌های سفر روح و ... نشان مي‌دهد که‏این فرقه نمي‏تواند این ادعا را داشته باشد.

در این وادی، یک محقق هرگز نمي‏تواند دريابد ادیان دیگر چه مقداری از حقانیتِ! اکنکار را به یغما برده‌اند؛ مثلا در باب خداباوری نمي‏توانیم بفهمیم آیا توحید اسلام حق بوده و بر مبنای اکنکار صحیح است یا تثلیث مسیحیت با درجه خلوص اکنکاری سازگار است. نیز در این مسئله در خواهیم ماند که نکند دین اُمانیسمِآگوست کنت صحت داشته و انسان، خود خدای خویشتن است. این در حالی‌ست که با نگرشی اجمالی مي‏توان تمامی این موارد را از خداباوری اکنکار پیدا کرد.

وانگهی، اکنکار مدعی است که در برگیرنده تعالیم همه مذاهب و فلسفه‏هاست؛ یعنی اگر تعالیم همه مذاهب و فلسفه‌ها گردآوری شوند اکنکار از آن میان متولد مي‏شود. نباید از یاد برد که اکنکار در بسیاری از مواقع به رد ریشه‌اي ادیان و مذاهب مي‌پردازد. همچنین فلسفه را چنان مورد تاخت و تاز قرار مي‌دهد که گویا هیچ راهی برای پذیرفتن فلسفه وجود ندارد پس چگونه ممکن است اکنکار - که به نظر اكيست‌ها حق مطلق است - تعالیمی را در خود جای داده باشد که سراسر، ناحق و باطل هستند.

3.4.                     شکل دهنده وقایع عالم

بنيان‌گذاران این طریق از تمامی ظرفیت‌های موجود در بشر برای جلب پیرو استفاده کرده‌اند. بسیاری از مردم در پی آن هستند تا بتوانند وقایع را به گونه‌اي دلخواه تنظیم کنند. اکنکار مدعی است که تمامی وقایع و حوادث از اک نشئت مي‌گیرد لذا برای پیش‌گیری از آن‏ها و یا جهت دهی دلخواه به‏ان‏ها باید به‏اکنکار پناه‏اورد. علم اک ویدیا یا دانش باستانی پیامبری[37]که به پیش‌گویی و گذشته بینی مي‌پردازد در همین راستا پایه ریزی شده‏ است. در واقع اکنکار با اختراع اک ویدیا نوعی فال بینی و فالگیری را رواج مي‌دهد.

3.5.     قابل فهم عمومی بودن

اکنکار ادعا دارد تعالیمی را برای بشر به ‏ارمغان آورده تا انسان را از پیچیدگی ادیان و مسلک‌هاي عرفانی نجات دهد. بسیاری از مواقع نیز این را به عنوان امتیازی برای خود تلقی مي‌کند.

البته همان‌گونه که در بیشتر مواقع شاهد هستیم تناقض گویی‌هايي نیز در این زمینه وجود دارد. پال توئيچل در مناسبت‌هايی که‏از تحلیل و توضیح ادعاهای خود درمانده مي‏شود با بیان اين‌كه تعالیم اک دارای پیچیدگی هستند و تنها معدودی از انسآن‏ها آن را درک مي‌کنند به فرافکنی پرداخته است؛ مثلا وی هنگامی که دربارة نحوه کارکرد اک و مزایای عجیب و غریبش سخن مي‌گوید از این ترفند بهره مي‌جوید:

معدود کسانی هستند که قادر به فهم و تشخیص نحوه کارکرد اک باشند. حیطه [آن] اینچنین پر جلال و بی نهایت پهناور است. انتخاب شدگانِ اندکی که به سوی [آن] مي‌آیند، در مقایسه با سایر طرق معنوی، در واقع سعادتمندترین پیروان به حساب مي‌آیند.[38]

در این سخنان شاهديم که پال توئيچل ادعا مي‌کند فهم اک و کارکرد آن فقط از عهده‏انتخاب شدگان بر مي‌آید و بقیه مردم از درک آن عاجزند. این در حالی است که با توجه به برخي ادعاها و نيز آموزه‌هاي اكنكار - به ويژه‏اصل خود استادي - آن‏ها مدعی‌اند تعالیم‌شان قابل درک عموم مردم است.

جالب است بدانید كه‏اكيست‌هاي واقعی و اساتید واقعی اکنکار هرگز خود را ملزم به جواب دادن به این تناقض‌ها و یا اشکال‌ها نمي‌دانند. اعتقاد بر این است که‏اين گونه تناقض‌ها کشفیات عقل است و سیستم تفکر انسان، آن‏ها را کشف مي‌کند در صورتی که‏این تجربیات باید تجربه شوند! به طور کلی اکنکار به سبب وجود اين گونه تناقض‌هاي روشن هرگز روی خوشی به عقل و عقلا و منطقیون نشان نداده است. اکنکار با پیوند دادن عقل به ذهن و تعریفی که‏از ذهن ارائه مي‌کند عقل و تفکر را نیز از جانب شیطان تلقی مي‌کند.

البته مسئله‏اساسی در اين‌جا این است که‏اگر فقط عده‌اي از برگزیدگان را یارای درک واقعیت‌هاي اکنکار است پس چگونه باید این دین به پرسش‌های عالم گیر اذهان بشر پاسخ دهد. اگر بناست افراد بشر به این آیین بگروند باید پاسخ‌هاي خود را با دليل و برهان دريابند تا ایمان آورند. این در حالی است که با گفته‌هاي پیشین اکنکار به این نتیجه مي‌رسیم که ما باید بدون دلیل و منطق خاصی به‏اکنکار بگرویم و پس از مطالعاتی که نزدیک پانزده سال به طول مي‌انجامد و شبیه نوعی ذهن شویی است بتوانیم باتجربیات خیالی پاسخ پرسش هایمان را دریابیم.

3.6. قدرت اکنکار

ادعای دیگرآن‏ها دربارة قدرت لایتناهی و اعجاب انگیز اکنکار است. پیروان پال توئيچل مدعی‌اند اکنکار از آنچنان قدرت شگرفی برخوردار است که مي‏تواند هر گونه‏انحرافی را در انسان و جوامع بشری از بین ببرد. به دست آوردن این قدرت است که‏انسان را در زندگی فردی و اجتماعی به قله مقصود نزدیک مي‌کند. اکنکار با حمله به تمامی مصلحان اجتماعی و روان‌شناسان و جامعه شناسان آنان را به این گمانه زنی متهم مي‌کند که دلیل انحرافات در زندگی را نداشتن اهداف فردی و اجتماعی مي‌دانند در حالی‌که‏ان‏ها سخت به بیراهه مي‌روند. اکنکار مدعی است که‏ان‏ها نمي‌دانند آنچه سبب این گمراهی و انحراف است فراموشی اک و اکنکار است.[39]

برای اثبات این ادعا نیز کافی است نگاهی به جوامعی بیندازیم که اکنکار در آن تولد یافته و به رشد رسیده است. اگر واقعا اکنکار مي‏توانست بدون مطالعات جامعه شناختی و روان شناختی به‏اصلاح این جوامع بپردازد هرگز نباید آمار جرم و جنایت و فقر و فحشا و ... انسان را دچار سر سام کند.[40]

وانگهی اگر گرایش به‏ اکنکار مي‏توانست نفسانیات انسان را به گونه‌اي بخشکاند که‏انسان به قله تعالی معنوی و صلاح، صعود کند باید «داروین گرایس» دومین استادِ حق در قید حیات، دچار انحراف نمي‌شد.[41]

البته شاید گفته شود وی دچار انحراف نشده و کسانی که‏او را بر کنار کرده‌اند دچار انحراف شده‌اند که در این صورت نیز باید پاسخ داده شود که مگر نه‏این است که برکنار کنندگان وی اهالی اکنکار بوده‏اند؟ به هرحال با این واقعه ثابت شد که اکنکار حتی توانایی اصلاح اساتید خود را نیز ندارد چه رسد به‏اصلاح تمام انسآن‏ها و جوامع انسانی.

3.7.زنده و پویا بودن!

به نظر پیروان این طریق، تمام جذابیت اکنکار در این است که راهی زنده و پویاست. تعالیم آن نیز هرچند ریشه باستانی دارد از محدوده زمان فراتر است. این تعالیم در هر زمانی بر اكيست‌ها نازل مي‏شود!. چلا‌ها مي‏توانند این تعالیم را در رؤیا و بیداری دریافت کرده و بدان عمل کنند.[42]

راه دریافت این الهامات نیز مشخص است. روش‌هایی که همه و یا بیشترین جزء آن را تخیل در بر مي‌گیرد این الهامات را برای چلاها به‏ارمغان مي‌آورد.

به تعبیر روشن‌تر در هر زمانی اكيست‌ها مي‏توانند با غوطه ور شدن در تخیلات خود و با استفاده ‏از روش‌های تصوری و خیالی تعالیم زنده ‏اک را دریافت دارند.

3.8.فقط اکنکار

 مفهوم «فقط اک» یا «فقط اکنکار» واژگانی است که در ورق ورق كتاب‌های آنان موج مي‌زند.

تنها راه کسب آرامش قلبی و خلاصی از سنگینی بار کارما برای چلا از طریق اک میسر است.[43]

يا اين‌ كه:

تنها اک است که‏ادمی را آن چنان بیدار مي‌کند که به درک کامل طبیعت الهی خویش نائل شود. این عمل از عهده هیچ موجودی بر نمي‌آید. تمام کسانی که‏این درک را در مذاهب گوناگون، فرقه‌ها و مکاتب دیگر جست و جو مي‌کنند با شکست مواجه خواهند شد.[44]

واژگان دیگری که درباره‏اکنکار و انحصارحقانیت در آن به کار رفته است واژه «مگراکنکار»است.پال توئيچل می‌نویسد:

ورود به‏اقلیم بهشتی میسر نمي‏شود مگر به یاری آموزش‌هاي اکنکار.[45]

و یا اين‌كه:

از آن‌جا که همه چیز در کیهان ماده تحت نظارت کل نیرانجان (قدرت منفی) قرار دارد، هیچ نماد منحصر به فردی که حقیقت را بیان کند نداریم مگر اکنکار.[46]

به هر صورت اکنکار با هزار زبان در پی آن است که حق را منحصر در اکنکار جلوه دهد:

هر کسی مي‏تواند هر راهی را که به سوی خدا منتهی مي‏شود دنبال کند، اما به جز طریق اک او نمي‏تواند به عالم نهایی، اقیانوس عشق و رحمت، دست‌رسي یابد.[47]

3.9. ابدی بودن

از دیگر وجه تمایزات و ویژگی‌هايي که ‏اكيست‌ها برای آیین خود بر مي‌شمارند، ازلی بودن است. ادعا این است که تنها اکنکار است که‏ ابدی و ازلی است و تمامی ادیان بیش از هزار سال پایی و پویایی نداشته‌اند. اکنکار نه نقطه‏ آغازینی دارد تا کسی بدان اشاره کند ونه نقطه پایانی دارد تا بتوان از آن خبر داد.[48]

دراين‌جا نیز دو مطلب حائز اهمیت است: اول اين‌كه برای ادعای ابدی بودن اکنکار، هیچ دلیلی وجود ندارد و تنها ادعای بنيان‌گذار این فرقه دلیل آن محسوب مي‏شود. البته وی نام اساتید فراوانی را از دورآن‏های مختلف به میان مي‌کشد که مدعی است آن‏ها اساتید اک بوده‌اند اما تا آنجایی که نوشته‌هاي برخی از این اساتید وجود دارد هیچ نامی از اکنکار و اک و واژگان‏ اختصاصی این فرقه وجود ندارد؛ مثلا کتاب مثنوی معنوی را پال توئيچل به عنوان اولین کتاب جهان‌بینی اک معرفی مي‌کند، اما هیچ نام و نشانی از اکنکار و واژه‌هاي آن در این کتاب وجود ندارد. به راستی اگر مثنویِ معنویِ مولوي کتاب جهان بینی اک است باید تمام اكيست‌ها مسلمان بوده و نماز و روزه و حج به جا آورند چون این کتاب، سرشار از تعالیم ناب اسلام است.

دیگر اين‌كه‏ ادعا مي‏شود هیچ یک از آیین و ادیان بیش از هزار سال پویایی نداشته‌اند. این ادعایي است که كذب آن بر هیچ انسانی پوشیده نیست، زيرا دین مسیحیت، دو هزار ساله است و دین اسلام نیز به عنوان پویاترین دین موجود قریب به هزار و پانصد سال است که هدایت بشر را در دستان توانای خود دارد. البته‏ این اکنکار است که باید پاسخ دهد با طلوعی که درسال 1965 میلادی داشته و توسط پال توئيچل به دنیا پا نهاده است چگونه‏ ادعای ابدی و ازلی بودن مي‌نماید.

4.      عدم اجازه‏ارتداد

از دیگر نشانه‏هایی که نشان می‏دهد این شبه آیین به باور دین بودن خود باورمند شده‏ است می‏توان به بحث ارتداد اشاره کرد. ارتداد و نوع تبیین آن نشان می‏دهد که فرقه یا آیینی که وارد بحث  ارتداد و ممنوعیت آن شده‏ است خود را دین می‏داند. چه‏ اینکه ‏اگر ادعای دین بودن نباشد هرگز به خود اجازه نمی‏دهد تا باورمندان خود را از برگشت و روی‏گردانی منع کند.

هر چند این شبه آیین، ادیان را متهم مي‌کند که دست و پای عقیدتی پیروان خود را مي‌بندند تا آن‏ها نتوانند از دین خود خارج شوند اما خود بار دیگر در تناقضی آشکار برگشت از اکنکار را منع کرده ‏است. از سویی اکنکار در یک ادعا، انسان را آزاد می‏داند تا بتواند از دینی به‏ ادیان دیگر تغییر عقیده دهد و از دیگر سوی در ضمنی که پیوستن  پیروان دیگر ادیان به‏اکنکار را بلا مانع مي‌داند اما حق خروج از اکنکار را از پیروان خود سلب مي‌كند.

کتاب مقدس ادعایی اکنکار مي‌گوید:

وای بر کسی که چلای استاد حق در قید حیات باشد ودر عین حال از طریق عقیدتی، جهان بینی و مجاهدت معنوی دیگری هم پیروی کند. او از عواقب این بی­خردی رنج خواهدبرد...اگر واصل اکنکار شده باشد، امکان عدول از طریق اک برایش ممکن نخواهد بود، مگر آرزوی یک زندگی پر از مصیبت و رسوایی در سر داشته باشد.[49]

این کتاب تذکر مي‌دهد یک اکیست هرگز نباید برای آموزش‌ها و آيين‌هاي دیگر احترام و اعتباری قائل شود.

به بيان روشن‌تر، اين شبه‏آيين، «تغییر مسلک» را به طور کلی از این مسلک نفی مي‌کند:

چلا هرگز از عقیدت خود به راه ‏اک تغییر مسلک نمي‌دهد. تسعیر و تغییر کیش در عرصه فعالیت اکنکار وجود ندارد.[50]

البته رویه ‏این کتاب دربارة جدایی از ادیان دیگر به گونه‌اي دیگر است:

آدمی باید تمامی عقايد و نظریات، فرضیه‌ها و باورها را کنار گذاشته و با خلوص و شدت هر چه تمام‏تر نظری به این اصل عظیم «اک» بيندازد.[51]

در اين‌جا نیز اکنکار بار دیگر دچار تناقض‏گویی و خصلت دوگانگی شده‏ است. اگر ارتداد و برگشت از دین کلا آزاد است و بنا به تکثرگرایی همه حقند و حظی از حقیقت برده اند، پس باید بازگشت و ارتداد از اکنکار نیز صحیح باشد پس به چه جهت است که اکنکار مرتدین از اک را با ارعاب و تهدید خود تشویق! به باقی ماندن مي‌کند؟

البته بسیاری از ادیان دیگر نیز با ارتداد، برخورد شدیدی دارند اما آن ادیان هرگز قائل به تکثرگرایی و حقانیت همگاني نبوده و همانند اكنكار، آشكارا دچار تناقض نمي‏شوند. آن‏ها چون اولا خود را دین می‏دانند و دوما حق را واحد می‏شمارند، قائلند که حقانیت را باید  ازطریق وحی الهی دریافت کرد،  لذا پیروان خود را از ارتداد منع مي‌کنند.

تتمه و نتیجه

اکنکار علی رغم اینکه سعی بر این دارد تا با دوری گزیدن از ادعای صریح دین بودن به راحتی از کمند عواطف و غیرت دینی افراد بشر عبور کند اما برای اینکه بتواند به خوبی جایگاه ‏اثباتی خود را استحکام ببخشد تمامی مشخصه‏ها و کارکردهای دین را برای فرقه خود متعین می‏شمارد. این شبه آیین بیشترین تلاش خود را می‏کند تا بتواند در ضمن یک تناقض شیرین، ماهی آمال خود که همان گرایش بیش از پیش به سویش می‏باشد را صید کند.

هر چند بررسی ادعای دین بودن و کارایی دینداری اکیست‏ها به مجالی دیگر نیازمند است اما در همین خلاصه نیز به راحتی می‏توان ادعا کرد که تلاش‏های تناقض‏آمیز این شبه آیین در برزخ دین بودن و دین نبودن به تلاش مذبوحانه‏ای می ماند که عدم کارایی آن بر هر محققی روشن است.

در واقع این نوشتار نشان می دهد که اکنکار به صورت کاملا زیرکانه‏ای قصد دارد تا بدون اینکه با تعصب دینی پیروان دیگر ادیان مبارزه کند خود را به جای دین آنها نشانده و تمامی کارکردهای دین را ایفا نماید.

کتابنامه

  1. استایگر، براد، نسيمي از بهشت، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نگارستان كتاب و زرين، 1379.
  2. ديويس، جيمز پال، گاه شمار استاد رويا پردازي، ترجمه مهيار جلالياني، تهران، ايساتيس، 1379.
  3. وبر، ماکس، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری، عبدالکریم رشیدیان و پریسا منوچهری کاشانی، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373.
  4. توئيچل، پال، اكنكار كليد جهانهاي اسرار، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نگارستان كتاب، دوم، 1382.
  5. توئيچل، پال، نامه هايي به گيل، ترجمه هوشنگ اهرپور، جلد اول، تهران، ايساتيس، 1380.
  6. توئيچل، پال، نامه هايي به گيل، ترجمه مينو ارژنگ، ، جلد دوم، تهران، محسن، 1380.
  7. توئيچل، پال، نامه هاي طريق نور، ترجمه مينو ارژنگ، تهران ، ثالث گلسار، 1380.
  8. توئيچل، پال، سرزمين هاي دور، ، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نگارستان كتاب و زرين، دوم، 1379.
  9. توئيچل، پال، اك ويديا دانش باستاني پيامبري، ترجمه هوشنگ اهرپور، بيجا، 1376.
  10. توئيچل، پال، اك ايناري علم الاسرار رؤياها، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نگارستان كتاب و زرين، 1379.
  11. توئيچل، پال، دندان ببر، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نگارستان كتاب و زرين، پنجم، 1381.
  12. توئيچل، پال، واژه نامه اكنكار، ترجمه يحيي فقيه، تهران، سي گل، 1380.
  13. توئيچل، پال، شريعت كي سوگماد، دو جلد، ترجمه  هوشنگ اهرپور، بي جا، بي نا.
  14. تیپ، علی و دیگران، کلیات حقوق بشر، قم، نگاران قلم، 1387.
  15. تیپ، علی و دیگران، نقض حقوق زندانیان در غرب، قم، نگاران قلم، 1387.
  16. سيمپسون، پتي، پالجي،  ترجمه مريم البرزي، تهران، دنياي كتاب، 1377.
  17. كلمپ، هارولد، از استاد بپرسيد، ترجمه مينو ارژنگ، هما جابري زاده، جلد اول، تهران ،‌ثالث، دوم، 1380.
  18. كلمپ، هارولد، از استاد بپرسيد، ترجمه امينه اخوان تفتي و گيتي بحريني، جلد دوم، تهران، امير قلم، 1381.
  19. كلمپ، هارولد، تمرينات معنوي اك، ترجمه مرجان داوري، تهران، سي گل، 1380.
  20. کلمپ، هارولد، روح نوردان سرزمینهای دور، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران،‌ مورشا، 1379.
  21. كرامر، تاد، اكنكار حكمت باستاني براي عصر حاضر، با همکاری دوگ منسون، ترجمه مهيار جلالياني، دنياي كتاب،1376.
  22. گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه حسین چاووشیان، با همکاری کارن بردسال، ویراست چهارم، تهران، نشر نی، 1386.
  23. مشکانی، عبدالحسین و دیگران، نقض حقوق قضایی شهروندان در غرب، قم،نگاران قلم، 1387.
  24. مشکانی، عبدالحسین و دیگران، سیاست غرب در درون و برون مرزها، قم، نگاران قلم، 1387.
  25. مشکانی، عبدالحسین و دیگران، نقض حقوق زنان در غرب، قم، نگاران قلم، 1387.
  26. مشکانی، عبدالحسین و دیگران، نقض حقوق اقلیت ها در غرب، قم، نگاران قلم، 1387.
  27. مشکانی، عبدالحسین ودیگران، نقض حقوق کودکان در غرب، قم، نگاران قلم، 1387.
  28. مشکانی، عبدالحسین و دیگران، آسیب های اجتماعی و اقتصادی در غرب، قم، نگاران قلم، 1387.
  29. سایت رسمی دایرة المعارف طهور/ 22/ 208http://www.tahour.net/content/view/.


[1]. نک: ماکس وبر. اخلاق پروتستاني و روح سرمايه داري. نیز سایت رسمی دایرة المعارف طهور/ 22/ 208http://www.tahour.net/content/view/.

[2]. آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص 766.

[3]. با مراجعه به کتابهای اصلی اکنکار مشاهده می شود تقریبا تمامی صفحات این نوشته ها درباره تناسخ و کارما سخن گفته اند.

[4].  Shariyat- Ki - Sugmad: نوشته هایی که در اکنکار مقدس شمرده می شوند. این نوشته­ها شامل دوازده بخش در جهان های معنوی است که هیچ کس به جز اساتید اک بدان دسترسی ندارند. تاکنون هیچ کس آن‌ها را ندیده است، ولی ادعا می شود دو بخش اول آن توسط «پال توئيچل» ، بينان‌گذار اکنکار در عصر جدید به قالب فیزیکی در آمده است. این کتاب آکنده از تناقضاتی است که ادعاهای پیشینی و آسمانی بودن آن به وضوح رد می شود. مثلا پال توئیچل در این کتاب که به قول خودش از ازل در آسمانها بوده و او موفق شده آنها را ترجمه کند نام خودش و وقایع زمان خودش را نیز ذکر کرده است. همچنین نام اشخاص و وقایعی که در زمانهای اخیر رخ داده در این کتاب ذکر می کند.

[5].sugmad خداوند اعلی علیین اکنکار است.سوگماد آخرین خداوند از خداوندان دوازده گانه اکنکار است که می توان آن را با خدایِ خدایان آیینهای شرقی برابر دانست.

[6]. پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص34.

[7]. نوروصوت خدا؛روح القدس یاروح الهی است. نور و صوت از ویژگیهایی است که اکنکار برای خدایان خود بر می‏شمارد. به نظر اکنکار این نور و صوت الهی مهم‏ترین ویژگی و نمود خداوندان است.

[8]. پال توئيچل، واژه نامه اکنکار، ص79.

[9]. براد استایگر، نسیمی از بهشت، ص 31.

[10]. پال توئيچل، سرزمین های دور، ص39.

[11]. پال توئيچل، سرزمین های دور، ص238.

[12]. پال توئيچل، نامه های طریق نور، ص11.

[13]. پال توئيچل، نامه های طریق نور، ص 267.

[14]. پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 196.

[15].ANAMI LOK : جهان متعالی خداوند، محل زندگی و فرمانرواییِ مطلق خداوند. طبقه ای از طبقات آسمان است که به نظر اکنکار محل و مأوای خداوند است.

[16]. پال توئيچل، اکنکار کلید جهانهای اسرار، ص 16-17.

[17]. نک: پال توئیچل، اکنکار کلید جهان‌های اسرار، ص 67.

[18].نک: پال توئیچل، اکنکار کلید جهان‌های اسرار ، ص 50.

[19]. نک: پال توئیچل، اکنکار کلید جهان‌های اسرار ، ص73-78.

[20]. جیمز پال دیویس، گاه شمار استاد رؤیا پردازی،  ص180.

[21]. نک: پال توئیچل، شریعت کی سرگماد، ج1، ص 26. همو، نی نوای الهی،  ص23. نیز نک: همو، اک ویدیا، ص222. نیز همو، اکنکار کلید جهان‌های اسرار، ص 129.

[22]. جیمز پال دیویس، گاه شمار استاد رؤیا پردازی ، ص 181.

[23]. پال توئيچل، اک ویدیا،  ص27.

[24]. پال توئیچل، نامه های طریق نور، ص 172.

[25].HAROLD KELEMP

[26]. استادِ حقِ در قید حیات ( استاد زندۀ اک )؛ لقب رهبر معنوی اکنکار است که وظیفۀ هدایت ارواح به سر منزل الهی را بر عهده دارد. او در بُعد فیزیکی به عنوان استاد ظاهر، در رؤیا تحت عنوان استاد رؤیا، و در عوالم معنوی تحت عنوان استاد درون، دانشجویان معنوی را یاری می کند.

[27]. هارولد کلمپ، از استاد بپرسید، ج1 ، ص 134.

[28]. با اين‌كه اكنكار بارها به اين نوشته ها استناد مي كند ولي هرگز درباره آن‌ها توضيح روشني ارائه نداده است. به نظر اکنکار این نوشته ها مهم ترین اسنادی هستند که مورد استناد قرار می گیرند اما هیچ نام و نشانی از آنها وجود ندارد.ي سازد كه اكنكار از تمامي روشها و ترفندها جهت تكيه زدن به جايگاه اديان بهره مي برد.

[29]. معبد کاتسوپاری معبدی است که بنا به عقیده اکنکار در شمال تبت واقع شده است. هیچ کسی جز اساتید اکنکار به آن‌جا دسترسی ندارند.این معابد از دیدگان همه پنهان شده اند! نک: «پال توئيچل، اک ویدیا،  ص 193».

[30]. پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص51.

[31]. پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 53.

[32]. پال توئیچل، نامه های طریق نور، ص343.

[33]. kal niranjan ؛ قدرت منفی عالم پايين. چیزی شبیه به شیطان و ابلیس.

[34]. پال توئیچل ، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 281.

[35]. پال توئیچل ، دندان ببر،  ص150.

[36]. پال توئیچل ، سرزمین های دور، ص 97-98.

[37]. Eck Vidya.

[38]. پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص263.

[39]. نک: پال توئيچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 277.

[40]. نک: مجموعه هشت جلدی حقوق بشر در غرب با عنوان های مختلف، تهیه معاونت پژوهش مؤسسه علمی فرهنگی بصیرت، تدوین عبدالحسین مشکانی، علی تیپ و دیگران، انتشارات نگاران قلم.

[41] . در سال 1971 با درگذشت پال توئيچل، عصای قدرت اک به شخصی به نام «داروین گرایس» رسید. وي از شاگردان مستقیم پال توئيچل بود و در شورای اکنکار توانست با هماهنگی گیل توئیچل که اکنون به همسری گرایس درآمده بود، رأی اکثریت را به دست آورد. با گذشت زمان، بین شاگردان پال و طرفداران گرایس نزاع‌هايي درگرفت. جدا شدن گیل از گرایس عاملِ سرعت بخشی بود که پس از ده سال گرایس را از قدرت ساقط نمود. با سقوط گرایس، هارولد کلمپ، که تا آن زمان در چاپ­خانه اکنکار مشغول کارهای فنی بود، به عنوان استادِ حقِ در قید حیات انتخاب شد. هارولد کلمپ علت اخراج وی را از اکنکار چنین شرح مي‌دهد: ناتوانی گرايس در تشخيص وابستگی بر عليه مشيت سوگماد، به آن بحران معنوی که در اواخر سال 1983 منجر به اخراج او از نظام وايراگ شد، سرعت بخشيد. اين واقعه همواره به عنوان يکی از غم انگيز ترين فصول تاريخ اکنکار باقی خواهد ماند. (نک: هارولد کلمپ، روح نوردان سرزمينهای دور، ص 320)

[42]. تادکرامر، اکنکار حکمت باستانی عصر حاضر.ص7وص97.

[43]. تادکرامر، اکنکار حکمت باستانی عصر حاضر ، ص 57.

[44]. تادکرامر، اکنکار حکمت باستانی عصر حاضر ، ص62.

[45]. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص149.

[46]. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 158.

[47]. پال توئیچل ، نامه های طریق نور، ص250.

[48]. رک: پال توئيچل، شریعت کی سوگماد ،ج1، ص225.

[49]. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص150.

[50]. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 153.

[51]. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص42.

نویسنده: عبدالحسین مشکانى

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اطلاعیه ها. . . .


سامانه ثبت موسسات فرهنگی قرآن و عترت (ع) 

نحوه عضویت در کانال اطلاع رسانی موسسه در نرم افزارهای تلگرام و واتس آپ

 

 

Save

 

عضویت خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه عاکفون و کسب اطلاع از فعالیتها و اخبار و آموزشهای آن نام و آدرس پست الکترونیکی خود را وارد کنید . توجه:عضویت خبرنامه رایگان است.