جنايات گروه تروريستي داعش در عراق و سوريه و اعلام خلافت توسط آن‌ها، چنان گسترده و سريع بود که بسياري در‌باره توضيح رفتار و اقدامات آن دچار تناقض و ترديد شدند. نگاهي تاريخي به انديشه حاکم بر داعش از زمان حمله پيشينيان آن به کربلا و تخريب و کشتار در اين شهر در دو قرن پيش تا رخدادهاي ...

تحرکات سريع گروه تکفيري داعش در عراق و سوريه، شايد بسياري را در نقاط ‌جهان شوکه کرده باشد! خشونت عجيب اين گروه و پيوستن برخي جوانان از نقاط گوناگون جهان به آنها، بسياري را گيج و حتي ترسان کرده است. در اين ميان، توصيف دقيق روابط عربستان سعودي با اين گروه و توضيح چرايي رفتارهاي متناقض برآمده از اين کشور تا اندازه بسياري، ريشه رفتارهاي خشن و نفرت‌انگيز داعشي‌ها را هم توضيح مي‌دهد.
به گزارش «سايت محاکمه»، آليستر کروک از مقامات سابق سازمان‌هاي اطلاعاتي انگليس و ديپلمات‌هاي اروپايي ـ که مشاور مسائل خاورميانه برخي مقامات ارشد اروپايي و از جمله خاوير سولانا بوده ـ در مطلبي مفصل به پيشينه فکري داعش پرداخته تا درک روشن‌تري از پديده داعش ارائه کند که خلاصه آن در ادامه آمده است.

حتي هم‌‌اکنون نيز به نظر مي‌رسد که نخبگان حاکم بر عربستان سعودي در برابر پديده داعش به دو گروه تقسيم شده‌اند؛ عده‌اي از آن‌ها که شيعيان را دشمن خود مي‌دانند و داعش را در حال جنگ با دشمن مي‌بينند، از شکل گرفتن يک دولت جديد سني به نام داعش خوشحالند.

گروهي ديگر هراسان هستند و شورش وهابي‌ها عليه عبدالعزيز را به ياد مي‌آورند که باعث شد، وهابي‌ها و آل سعود در اواخر دهه ۱۹۲۰ از هم فاصله بگيرند. بسياري از سعودي‌ها عميقا از عقايد افراطي داعش مي‌ترسند.

اختلافات داخلي در عربستان سعودي در‌باره داعش را تنها مي‌توان با فهم دوگانگي ذاتي موجود در شکل‌گيري اين کشور پادشاهي و ريشه‌هاي تاريخي آن درک کرد.

بخشي مهم از هويت عربستان سعودي، مستقيم به محمد بن عبدالوهاب (بنيانگذار وهابيت) و استفاده ابن سعود از افکار وي بر‌مي‌گردد. در آن زمان ابن سعود، چيزي جز رهبر يک قبيله کوچک از بدوي‌هاي فقير سرزمين نجد نبود.

شاخه دوم هويت سعودي‌ها به تمايل عبدالعزيز پادشاه سعودي به سوي تشکيل يک کشور در دهه ۱۹۲۰، مهار خشونت وهابي‌ها توسط وي، نهادينه کردن قدرت وهابي‌ها و استفاده از دلارهاي نفتي در دهه ۱۹۷۰ براي به بيرون هدايت کردن جريان وهابي بر‌مي‌گردد که با اين کار آخر، يک تحول فرهنگي در بخشي‌هاي وسيعي از جهان اسلام به وقوع پيوست.

ولي اين «انقلاب فرهنگي» اصلا يک تحول آرام نبود. تحول ايجاد شده با دلارهاي نفتي سعودي‌ها، مبتني بر تفکرات به شدت افراطي وهابي بود که از هر چه ‌بي‌ايماني و انحراف در دين مي‌پنداشت، ايجاد تنفر مي‌کرد و خواستار محو آن‌ها از جهان اسلام بود.

محمد بن عبدالوهاب: کليد فهميدن داعش

نويسندگان نشان داده‌اند که چگونه محمد بن عبدالوهاب به عنوان يکي از پيروان سرسخت ابن تيميه، از نخبگان مصري و اهل عثماني که با ظاهري مجلل به زيارت خانه خدا مي‌‌آمدند و تنباکو و حشيش مصرف مي‌کردند، متنفر بود. از نظر ابن عبدالوهاب، اين افراد مسلمان نبودند؛ آن‌ها منافقاني بودند که لباس مسلماني پوشيده‌اند. احترام اين نخبگان مصري و عثماني به درگذشتگان و قبور آن‌ها خشم ابن عبدالوهاب را بر‌مي‌انگيخت. وي همه اين رفتار‌ها را بدعت و حرام مي‌دانست.

وي مانند ابن تيميه گمان مي‌کرد که دوره حضور پيامبر اسلام در مدينه، نشان‌دهنده جامعه ايده‌آل اسلامي است و همه مسلمانان بايد آن را شبيه‌سازي کنند و اين يعني سلفي‌گرايي.

ابن تيميه به شيعيان، صوفي‌ها و فلسفه يوناني اعلام جنگ کرده بود و عليه زيارت پيامبر و جشن گرفتن ولادت ايشان شعار مي‌داد و آن را معادل رفتار مسيحياني مي‌دانست که مسيح را خدا مي‌دانند. ابن عبدالوهاب همين نظريات را تکرار مي‌کرد و مدعي بود که هر گونه شک و ترديد يک مسلمان نسبت به اين برداشت از اسلام، وي را از دايره اسلام خارج مي‌کند و جان و مال وي را مباح خواهد کرد.

يکي از جنبه‌هاي مهم تفکر ابن عبدالوهاب تکفير است. بنا بر اين عقيده عجيب، ابن عبدالوهاب و پيروانش بخشي از مسلمانان را کافر مي‌دانند. وي از همه مسلماناني که به درگذشتگان، بزرگان ديني و فرشتگان احترام زيادي مي‌گذارند ابراز برائت مي‌کرد و اين رفتار‌ها را گمراهي از ايمان خالص به خدا مي‌دانست؛ بنابراين، اسلام وهابي، زيارت اهل قبور، زيارت اماکن متبرکه و مساجد خاص، بزرگداشت سالگردهاي اسلامي، جشن گرفتن تولد پيامبر را منع مي‌کنند و حتي اجازه نمي‌دهند که براي قبور مردگان، سنگ قبري گذاشته شود.

ابن عبدالوهاب مدعي بود که همه مسلمانان بايد با يک خليفه واحد بيعت کنند و هر کسي که با عقايد وي همراه نشود، بايد کشته شود، زنان و دخترانشان مورد تجاوز قرار گيرند و اموالشان مصادره شود. از نظر وي، ليست غيرمسلمانان مستحق مرگ شامل شيعيان، صوفي‌ها و اقليت‌هاي مسلماني مي‌شد که وي آن‌ها را مسلمان به حساب نمي‌‌آورد.

از اين حيث هيچ تفاوتي بين وهابيت و داعش وجود ندارد. اختلافات بعدا پيش آمد؛ وقتي که نظريه وهابي که مبتني بر سه عنصر (يک حاکم، يک حکومت و يک مسجد) يعني حکومت شاه سعودي، حاکميت مطلق وهابيت دولتي و کنترل آن بر مسجد در عربستان سعودي نهادينه شد.

مخالفت داعش با همين سه عنصر است که حساب آن را از سعودي‌ها جدا مي‌کند.

حکومت اول وهابي‌ها

تبليغ عقايد افراطي فوق توسط ابن عبدالوهاب، باعث شد که او را از شهرش بيرون بيندازند و وي پس از مدتي سرگرداني در سال ۱۷۴۱ به ابن سعود و قبيله‌اش پناهنده شد. ابن سعود، عقايد وي را راهي براي غلبه بر سنت‌هاي قبيله‌اي اعراب و چنگ انداختن به قدرت يافت.

قبيله ابن سعود پيش از اين عادت داشتند که با حمله به روستاهاي اطراف آن‌ها را غارت کنند. پذيرفتن حرف‌هاي ابن عبدالوهاب به آن‌ها امکان جديدي مي‌داد، آن‌ها مي‌توانستند اسم کار قبلي خود را جهاد بگذارند!‌ هر کسي هم که در اين جريان کشته مي‌شد، شهيدي بود که فورا به بهشت مي‌رفت.

در آغاز آن‌ها، چند منطقه کوچک مجاور خود را فتح ‌و حاکميت خود را بر آن‌ها تثبيت کردند. اهالي اين مناطق گزينه‌هاي محدودي پيش روي خود داشتند، يا وهابيت را مي‌پذيرفتند يا کشته مي‌شدند. تا سال ۱۷۹۰ اين اتحاد شکل گرفته توانست بر بيشتر شبه جزيره عربستان مسلط شود و‌ مکرر به مدينه، سوريه و عراق نيز يورش مي‌برد.

استراتژي آن‌ها مانند داعش امروزي، اين بود که مردم مناطق اشغال شده را به خفت و خواري بکشند. آن‌ها سعي در ايجاد ترس و وحشت داشتند. در سال ۱۸۰۱ آن‌ها به کربلا يورش بردند و هزاران شيعه و زنان و کودکان آن‌ها را کشتند و بسياري از اماکن مذهبي و از جمله حرم امام سوم شيعيان را تخريب کردند.

يک انگليسي که در آن زمان در منطقه بوده‌ نوشته: «آن‌ها همه شهر را غارت کردند، حرم (امام) حسين را غارت کردند و همه طول روز را با توحشي عجيب مشغول کشتار بودند، بيش از پنج هزار تن از اهالي...‌» عثمان ابن بشر نجدي مورخ رسمي سعودي‌ها هم با افتخار از اين جنايات سخن گفته و آن را سرنوشت همه کفار دانسته است.

در سال ۱۸۰۳، عبدالعزيز وارد مکه شد که تحت تأثير ترس و وحشت تسليم آن‌ها شده بود. پيروان وهابيت، بناهاي تاريخي اسلامي و از جمله همه قبور و مراقد را تخريب کردند. قرن‌ها معماري اسلامي در نزديکي مسجدالحرام نيز از بين رفت.

ولي در سال ۱۸۰۳، يکي از شيعيان، پادشاه عبدالعزيز را به خونخواهي مردم کربلا به قتل رساند. پسرش سعود بن عبدالعزيز جانشين وي شد و به فتوحات پدر ادامه داد. سرانجام عثماني‌ها از اين وضعيت از کور‌ه در‌رفتند و در سال ۱۸۱۲ ارتش عثماني به همراه مصري‌ها، سعودي‌ها را از مدينه، جده و مکه بيرون انداختند. در سال ۱۸۱۴، سعود مرد، پسر نگون‌بختش عبدالله را عثماني‌ها به استانبول بردند و با خشونت تمام به قتل رساندند.

در سال ۱۸۱۵، نيروهاي وهابي از مصري‌ها که به نمايندگي از عثماني مي‌جنگيدند شکست سختي خوردند. در سال ۱۸۱۸، عثماني‌ها شهر الدرعيه پايتخت وهابي‌ها را اشغال و تخريب کردند. اولين دولت وهابي از بين رفت و ‌باقي ‌مانده وهابي‌ها به صحرا گريختند و در همه قرن نوزدهم ساکت ماندند.

بازگشت تاريخ با داعش

يادآوري تاريخ گفته شده با تشکيل خلافت داعشي‌ها در عراق و سوريه امروزي دور از ذهن نيست. در واقع ويژگي‌هاي وهابيت در صحراي نجد از بين نرفت، بلکه حيات آن پس از فروپاشي دولت عثماني در جريان جنگ جهاني اول از تجديد شد.

رهبري آل سعود در اين تجديد حيات را عبدالعزيز بر عهده داشت که شخصيتي کم حرف و از نظر سياسي به شدت محاسبه‌گر داشت. او قبايل پراکنده بدوي را متحد کرد و يک بار ديگر روح وهابيت را زنده کرد.

وهابي‌ها يک بار ديگر و در فاصله سال‌هاي ۱۹۱۴ و ۱۹۲۶ مکه، مدينه و جده را تصرف کردند. ولي به مرور عبدالعزيز نيز از واقعيت‌هاي نهفته در وهابي‌هاي متعصب احساس خطر کرد. وهابي‌ها شورش کردند و جنگي داخلي شروع شد که تا دهه ۱۹۳۰ طول کشيد يعني تا وقتي که پادشاه به کمک مسلسل، وهابي‌ها را ساکت کرد.

اين پادشاه سعودي به تدريج تعصب خود را از دست مي‌داد. در عربستان نفت پيدا شده بود و آل سعود و شريف حسين به عنوان گزينه‌هاي حکومت بر اين سرزمين مطرح بودند. سعودي‌ها به ديپلماسي بهتري نياز پيدا کردند؛ بنابراين، وهابيت از يک جنبش تهاجمي و تفکر تکفيري به جنبشي با مخصلت محافظه‌کاري در حوزه‌هاي سياسي، اجتماعي، عقيدتي و دعوت مذهبي تبديل شد و تلاش خود را صرف توجيه وفاداري به آل سعود و قدرت مطلقه پادشاه کرد.

گسترش وهابيت با دلارهاي نفتي

به تدريج عربستاني‌ها، دلارهاي نفتي را ابزاري مناسب براي گسترش وهابيت يافتند تا همه مسلمانان را به‌‌ همان راه خود بکشند. ميليارد‌ها دلار صرف اقداماتي شده و مي‌شود که براي آل سعود، ابزار قدرت نرم است.

سعودي‌ها ترکيب ميليارد‌ها دلار هزينه انجام شده براي گسترش وهابيت و تمايل خود براي رهبري اهل سنت را ترکيب کردند تا خود را شريکي مناسب براي منافع آمريکا جا بزنند و اين وابستگي خاص آمريکا به آل سعود از ديدار عبدالعزيز و روزولت رئيس جمهور آمريکا در روي کشتي جنگي آمريکا و در مسير برگشت روزولت از کنفرانس يالتا در جريان جنگ جهاني دوم تا کنون ادامه داشته است.

مسأله مهم اين است که نگاه وهابي‌هاي متعصب در دهه ۱۹۳۰ از بين نرفت. با وجود تضعيف اين ديدگاه و جايگزيني آن با محافظه‌کاري ولي بخش‌هايي از سيستم حکومتي سعودي در اختيار آن‌ها باقي ماند. همين دو بخش گوناگون در سيستم حکومتي سعودي هستند که امروز باعث دو ديدگاه متفاوت نسبت به داعش شده‌اند.

داعش از سويي وهابي است و از سوي ديگر به شدت افراطي است؛ به عبارت ديگر، داعش، بازگرداندن وهابيت محافظه‌کار سعودي به‌‌ همان مسير خشن و افراطي قديمي است. آن‌ها با جديت تمام ادعاي آل سعود براي حکومت را زير سؤال مي‌برند.

با فربه شدن دولت سعودي با پول نفت، عقايد تند وهابي بار ديگر زمينه‌اي براي ظهور پيدا کرد و بسياري از زنان و مردان پرنفوذ و شيوخ سعودي به حمايت از آن پرداختند. اسامه بن لادن نيز به يک معنا نماد شکوفايي همين جريان است.

مخالفت داعش با حکومت آل سعود بازگشت به ريشه‌هاي وهابيت است. غربي‌ها هم که در دهه‌هاي گذشته براي مقابله با ديگران با سعودي‌ها همکاري مي‌کردند، وهابيت را ناديده مي‌گرفتند.

سازمان‌هاي اطلاعاتي غرب، افراطي‌ترين جريانات وهابي را بهترين ابزار شکست شوروي سابق در افغانستان مي‌دانستند و تعجبي ندارد که شاهزاده بندر بن سلطان عربستاني، داعش را بهترين ابزار براي اجرايي کردن طرح غربي برکنار کردن بشار اسد در سوريه بداند.

نظرات (0) کلیک ها: 1506

 

 

صرفنظر از هويت رهبر مرموز داعش پرسش‌هاي ديگري نيز در مورد اين گروهک مطرح مي‌شود که بسياري از آنها شايد همانند پرسش‌هاي موجود در مورد القاعده پاسخ به آنها به صلاحديد پدرخوانده‌هايش به همراه رهبران آن به خاک سپرده شود.

 صرفنظر از هويت رهبر مرموز داعش پرسش‌هاي ديگري نيز در مورد اين گروهک مطرح مي‌شود که بسياري از آنها شايد همانند پرسش‌هاي موجود در مورد القاعده پاسخ به آنها به صلاحديد پدرخوانده‌هايش به همراه رهبران آن به خاک سپرده شود.

 تروريسم و بر اساس تعبيري که رسانه هاي غربي از آن ياد مي کنند ، تروريسم اسلامي اين روزها به يکي از شاخصه ها و مشکلات محوري منطقه خاور ميانه تبديل شده است .

امروز کمتر کشور عربي است که از اين معضل رنج نبرد ، در حاليکه به راحتي مي توان حضور سازمان هاي اطلاعاتي کشورهاي مسلمان و غير مسلمان را در سامان دهي و ترسيم خطوط کلي فعاليت هاي اين گروه ها را مشاهده و لمس کرد.

گرچه ديرينه اين فعاليت ها به دهه  هفتاد از قرن گذشته ميلادي باز مي گردد اما برهه کنوني را بايد نقطه اوج يا حداقل بالاترين اوج گيري اين فعاليت ها از تاريخ شکل گيري گروه هاي سلفي تکفيري توصيف  کرد.

حجم اقدامات جنايتکارانه و شنيع گروه هاي سلفي و در راس آنها داعش به حدي است که  افيخاي ادرعي سخنگوي ارتش رژيم صهيونيستي را بر آن مي دارد تا با انتشار بيلاني از ميزان  قربانيان مسلمان در منطقه خاورميانه اعلام کند طي 10 سال گذشته سهم اسرائيل از اين اقدامات کمتر از 10 درصد بوده وبقيه اين کشتارها در قالب برادرکشي وبه دست مسلمانان سلفي مدعي پيروي بي چون و چرا از سنت پيامبر اسلام انجام گرفته است مسئله اي که خود جاي حرف و حديث بسياري دارد.

گرچه طي 40 سال و اندي فعاليت گروه هاي سلفي ـ تکفيري شاهد شکل گيري ساختارها و سازمان  هاي مختلف مبارزاتي بوديم اما به اعتقاد اکثر قريب به اتفاق کارشناسان ، پديده اي به نام داعش بدترين ، وحشي ترين و در عين حال سرسپرده ترين گروه از اين دست است که تا کنون منطقه اسلامي به خود ديده است.

به گفته اين کارشناسان  اگر اسامه بن لادن و حتي ايمن الظواهري واسلافشان که در دوره هاي متفاوت به عنوان سرکردگان القاعده معروف ترين گروه تکفيري  شناخته مي شدند ، گاه گداري اشاره اي به صهيونيستها و يهوديان کرده و ادعاي تلاش براي مبارزه با آنها را هم مطرح مي کردند (گرچه  بر اساس اسناد موثق اين گروه ها حتي يک گلوله هم به سوي رژيم صهيونيستي شليک نکرده اند ) اما گروه داعش رسما و علنا اعلام مي کند مشکلي با رژيم صهيونيستي نداشته و اصولا وظيفه اصلي خود را  پاکسازي اسلام از مسلماناني اعلام مي کند که با اين گروه  از لحاظ فکري اختلاف نظر دارند.

اداره کل بين الملل و سياست خارجي خبرگزاري فارس با توجه به اقدام وقيحانه غرب در حمايت و سپس تعقيب اين گروهک ضاله در نظر دارد در چند قسمت نگاهي هرچند کوتاه به اين گروه،‌ جناياتش،‌ آبشخورهاي فکري ، حاميان پيدا و پنهان مالي،‌ سياسي، ‌نظامي ، بازي هاي سياسي منطقه اي و بين المللي براي به سطح آوردن اين گروه،‌ و پارامترهاي تاثير پذيري و تاثير گذاري اش در منطقه و جهان داشته باشد چرا که معتقد است پاسخ به اين ابهام که چرا کشورهاي غربي سه سال پيش با تصويب قوانيني در مجالس خود کمک به گروههاي تروريستي در سوريه را مجاز و اينک قوانيني تصويب مي کنند که نابودي آن را جايز مي شمارند،  هنوز براي افکار عمومي جهان روشن نشده است.

به اين اميد که نظرات شما خوانندگان نيز بتواند در ارائه زواياي ناگفته و چهره روشن تري از اين گروه تروريستي به ما کمک کند بخش چهارم اين پژوهش را براي پاسخ به اين سوال که « پدرخوانده هاي داعش کدامند ؟ و اين گروهک از چه کشوري بيشتر حرف شنوي دارد؟ » منتشر مي شود:

پدرخوانده هاي داعش کدامند؟/اين گروهک از چه کشوري بيشتر حرف شنوي دارد؟

شبکه العربيه که مستقيما توسط شاهزاده هاي  سعودي اداره مي شود 15 فوريه 2014 (اسفندماه گذشته) نام شماري از رهبران گروهک تکفيري داعش از جمله ابوبکر البغدادي و مشخصات اصلي آنها را اعلام و مدعي شد ابو بکر البغدادي امام و خطيب مسجد جامع الکبيسي بغداد و استاد دانشگاه و داراي دکتراي علوم اسلامي است.

البته اين اطلاعات را بسياري از منابع ديگر رد و تاکيد دارند اين اطلاعات براي سردرگم کردن تلاش ها براي مشخص شدن هويت اصلي وي منتشر شده و معتقدند ابوبکر البغدادي يکي از افسران سازمان هاي اطلاعاتي رژيم صدام حسين و... بوده و ارتباطي با تحصيلات دانشگاهي ندارد.

برخي ديگر از منابع هم او را از افسران سازمان  اطلاعات خارجي رژيم صهيونيستي موساد دانسته که از پدر و مادري يهودي متولد شده و بعد از گذراندن دوره هاي مختلف به رهبري گروه داعش رسيده است.

صرفنظر از هويت رهبر مرموز داعش که در قسمت هاي بعد به تفصيل به آن خواهيم پرداخت پرسش هاي مهم ديگري نيز در مورد اين گروه مطرح مي شود که بسياري از آنها همچنان بي پاسخ مانده اند که شايد همانند پرسش هاي موجود در مورد گروه القاعده  پاسخ به آنها به صلاح ديد پدرخوانده هايش به همراه رهبران آن به خاک سپرده شود.

چه کسي داعش را تاسيس کرد ؟ چه کسي به اين گروه اجازه رشد و نمو در سايه حضور گروه هاي رقيب را داد ؟ چرا بايد زرقاوي ، ابو عمر البغدادي و ابو حمزه يکي پس از ديگري در مدتي بسيار  کوتاه کشته شوند تا فضا براي حضور ابوبکر البغدادي در صدر اين گروه فراهم شود؟ چرا به محض ورود گروه بغدادي به سوريه تمامي کمک هاي اختصاص يافته و تصويب شده آمريکا و کشورهاي غربي به ارتش آزاد سوريه يکي از مهمترين گروه هاي سوري مخالف دولت مرکزي  از ديدگاه غرب و واشنگتن متوقف وبه تدريج برنامه تضعيف و استحاله آن در دستور کار قرار گرفت؟

تقريبا همگان از کم و کيف تشکيل و تاسيس داعش از شکل گيري «قاعده الجهاد در بلاد الرافدين» توسط ايمن الزرقاوي تا رسيدن به نقطه آخر يعني اعلام خلافت اسلامي در بخش هايي از عراق و سوريه بعد از تصرف شهر موصل آگاهي دارند اما بازوهاي اطلاعاتي کدام يک از کشورها نقش بيشتري در شکل گيري اين گروه ايفا نمود وبه تعبيري واضحتر  امروز داعش از چه کشوري بيش از هر طرف ديگري حرف شنويي دارد؟

عربستان پدر خوانده گروه سلفي

پادشاه عربستان هر قدر هم  که امروز داعيه مبارزه عليه تروريسم را داشته باشد هيچ کارشناسي در جهان حتي کارشناسان عربستاني نيز نمي توانند منکر نقش افريني سازمان اطلاعات اين کشور و شخص بندر بن سلطان در شکل دادن به گروه هاي اسلام گراي افراطي وجنايتکار در خاور ميانه با خمير مايه اي وهابي، باشند.

دولت عربستان انگيزه هاي سياسي ومذهبي بسيار زيادي براي اين امر داشته و دارد.

فشار بر ديگر رقباي منطقه اي، باج گيري از آمريکا ، توسعه تفکر وهابيت و ضربه زدن به ديگر مذاهب رقيب در منطقه و در راس آن دور ساختن موج تغييرات منطقه اي از تاج و تخت رياض در چارچوب صدور بحران به ديگر نقاط منطقه مي توانند  مهمترين انگيزه هاي  عربستان در اين چارچوب محسوب شوند.

به اعتقاد کارشناسان، شکست طرح هاي عربستان در مقابل اراده مردم سوريه و دولت بشار اسد ، ناکامي در به قدرت رساندن حقوق بگيران عربستان در لبنان  واز همه مهمتر پيروزي گسترده شيعيان در انتخابات اخير عراق همگي دست به دست هم داد تا رياض دامنه حمايت خود را از گروه تکفيري داعش افزايش دهد.

اين حمايت و حضور به حدي پررنگ است که ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه را بر آن داشت تا در واکنش به تلاش هاي انجام گرفته بين المللي براي سرکوب داعش روز 26 اوت گذشته اعلام کند براي پايان دادن به قدرت و حضور داعش نيازي به اين همه صف آرايي نيست فقط کافي است کشورهاي حامي اين گروه از جمله عربستان دست از اين حمايت خود بردارند.

يک روزنامه سوئدي هم به نقل از منابع اختصاصي خود نام 10 نفر از شاهزاده ها و شخصيتهاي عربستاني نزديک به کاخ سلطنتي اين کشور را  که با علم و آگاهي شاهزاده مقرن بن عبد العزيز رئيس سازمان اطلاعات عربستان و شاهزاده وليد بن طلال از ميلياردرهاي بزرگ عربستاني و جهان و صاحب کارتل رسانه اي ام بي سي تامين کننده هزينه هاي مالي داعش مي باشند  را منتشر کرد.

نام و مشخصات اين افراد که روزنامه سوري الثوره به نقل از روزنامه "افتون بلادت" سوئد منتشر کرده به شرح زير است :

1- ناصر التقيل: پدر زن يکي از پسران ملک عبدالله پادشاه عربستان

2- شاهزاده  ترکي بن علي آل سعود: داماد مقرن بن عبدالعزيز رئيس سازمان اطلاعات عربستان.

3- عليوي الشمري:  صاحب شرکت بزرگ ساختمان سازي و داماد سعود الفيصل وزير خارجه عربستان.

4- حميد المطيري:  صاحب ناوگان بزرگ نفت کش وچند شرکت بزرگ سرمايه گذاري در کشورهاي غربي.

5- صالح الحضيض: ميليونر عربستاني نزديک به کاخ سلطنتي.

6- حمد الريس: داماد وليعهد عربستان وصاحب چندين کاباره در لندن.

7- بلال الحربي: صاحب شرکت  پيمانکاري ديار مکه و از نزديکان به کاخ سلطنتي .

8- عبد العزيز العمر: تاجر بزرگ آهن و مصالح ساختماني که چندين شرکت درکشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس و مراکش دارد.

9- علي الجبالي: ميليونر عربستان و شريک وليد بن طلال شاهزاده و ميلياردر معروف.

10- أبو بکر القحطاني: تاجر پارچه و لوازم آرايشي که 40 فروشگاه زنجيره اي در عربستان داشته و گفته مي شود  دختران آل سعود از مشتريان ثابت فروشگاه هايش محسوب مي شوند.

روزنامه فلسطيني المنار در گزارشي که اوايل ماه ميلادي گذشته منتشر کرد نوشت: اطلاعاتي در اختيار دارد که نشان مي دهد عربستان با مشارکت مستقيم دولت آمريکا وهمزمان با شکل گيري بهار عربي گروه داعش را بنيان نهاده است و تقريبا تمامي هزينه هاي مالي و تسليحاتي آنرا تامين مي کند تا از شکل گيري جنبش هاي اسلامي ديگر (بيداري اسلامي) ممانعت به عمل آيد .

سازمان اطلاعات عربستان به رهبري بندر بن سلطان هسته اصلي  داعش را شکل داده  ، سازماني که به سرعت و از طريق انتقال جنگجويان اجاره اي از اقصي نقاط جهان به سوريه به يک قدرت بزرگ تبديل شد.

هفته نامه انديپندنت هم اوايل جولاي گذشته در مقاله اي که به قلم پاتريک کوکبيرن منتشر کرد به نقش آفريني عربستان  در تسلط داعش بر شمال عراق پرداخت.

اين هفته نامه با اشاره به ديدار بندر بن سلطان مدير سابق  سازمان اطلاعات عربستان و سفير سابق اين  کشور در واشنگتن با ريچارد ديرلوف مدير سازمان اطلاعات انگليس (ام اي 6) اشاره و خبر داد او در اين ديدار تاکيد کرد امروز وقت آن فرا رسيده است که يک ميليارد سني اعلام کند بيش از حد شيعيان را تحمل کرده اند.

به گفته  نويسنده اين مقاله گروه هاي جهادي اهل سنت کمک هاي مالي هنگفتي را از طرف هايي در عربستان و قطر دريافت کرده و دولت ها و سازمانهاي رسمي نيز چشم خود را در مقابل اين مسئله بسته اند.

به اعتقاد کوکبيرن رهبران داعش بدون گرفتن چراغ سبز از حاميان مالي خود هرگز دست به اقدامي در سطح و اندازه ي حمله و اشغال موصل نمي زدند.

روزنامه البعث سوريه هم در گزارشي که  اسفند ماه گذشته منتشر کرد خبر داد دولت عربستان از طريق گروه هاي تکفيري ـ جهادي فعال در طول مرز عراق وسوريه تلاش مي کند رؤساي قبايل سني نشين غرب عراق را وادار به همکاري کند.

اين روزنامه دولتي در سرمقاله روز 3 مارس 2014  نوشت : دولت عربستان از طريق برقراري  ارتباط به تطميع و تهديد رؤساي قبايل غرب عراق پرداخته و تلاش مي کند جاي پايي براي خود و زمينه اي براي شکل گيري امارت اسلامي در اين کشور پيدا کند.

البعث در ادامه نوشت : اين تلاش ها با دعوت عبدالله بن عبدالعزيز پادشاه عربستان از شيوخ عشاير عراق براي سفر عربستان کليد خورد ، اما مخالفت بسياري از اين زعما باعث شد اين فاز از طرح با شکست مواجه شود.

در بخش ديگري از اين سرمقاله که 3 ماه  قبل از سقوط موصل منتشر شده آمده است ، دولت عربستان قصد دارد با کمک گروه هاي تروريستي امارتي اسلامي را  که شهر حلب سوريه  شمال محسوب شده  و تا مناطقي از عراق هم امتداد مي يابد تشکيل دهد و از اينرو اتاق هاي عملياتي را در بغداد تشکيل و تلاش خود را براي جذب و همسو کردن رهبران عشاير عراقي به ويژه عشاير استان هاي الانبار، صلاح الدين و نينوي (سه استاني که هم اکنون به شکل نسبي در اختيار داعش است ) ادامه مي دهد.

به نوشته البعث هم اکنون اداره ي ويژه ي عشاير و قبايل وزارت کشور عربستان  مسئوليت پيگيري و ارتباط با  رؤساي عشاير عراق و سوريه را هم به عهده گرفته است.

اين اداره از طريق اتاق عملياتي که از چند سال پيش در سفارت عربستان در بغداد ايجاد شده پرونده کاملي براي هريک از شيوخ عشاير عراق ، شامل محل سکونت و حضور ، نوع نفوذ آنها در عشيره و کشور  ايجاد کرده و از طريق اين اداره نيز تلاش مي شود تا به طور مستمر با اين شيوخ ارتباط برقرار شود.

در پايان اين سرمقاله تاکيد شده است ، دولت عربستان از طريق وعده و وعيد و حتي تهديد  به دنبال  استفاده  از روساي عشاير براي تحقق اهداف خود در منطقه و به ويژه عراق مي باشد و حتي به بسياري از روساي عشاير عراقي و سوري که حاضر به همکاري شده اند تابعيت عربستاني هم داده است .

در مقابل اکنون سخنان جسته و گريخته اي در مورد تقابل منافع بين داعش و رياض به ويژه بعد از قدرت گرفتن اين گروه در موصل منتشر شده است.

شماري از کارشناسان اين ادعاهاي رسانه اي را هم جزو بازي هاي سياسي منطقه اي رياض و قبض و بسط هاي روابطش با برخي از رقبا توصيف مي کنند و حتي تقديم 100 ميليون دلار از سوي اين کشور به سازمان ملل براي مبارزه با تروريسم را هم در اين راستا مي دانند بخصوص که هنوز هم جنگجويان داعش با خودروهايي با پلاک کشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس به ويژه عربستان در حال تردد و جنگ در مناطق مختلف عراق وسوريه و حتي لبنان مي باشند.

به اعتقاد اين کارشناسان هر قدر هم که داعش فرزند بي پروايي باشد اما چاقو هرگز دسته خود را نخواهد بريد!

مسئله اي که در مورد روابط داعش با آمريکا نيز صدق مي کند ، روابطي که در قسمت بعد به آن خواهيم پرداخت.

نظرات (0) کلیک ها: 1491

 

 هر روز صبح شهروندان عرب منتظر مواجه شدن با فتواهاي جديد جالب و بحث برانگيزي هستند که تنها با 10 دقيقه جستجو در سايت ها و يا صفحات شبکه هاي اجتماعي آنها را مي يابند.به محض اينکه از موج هيجان يک فتوا کاسته مي شود، فتواي جديد ديگري ظهور مي کند که در مورد آن بين موافق و مخالف و مسخره ...

 هر روز صبح شهروندان عرب منتظر مواجه شدن با فتواهاي جديد جالب و بحث برانگيزي هستند که تنها با 10 دقيقه جستجو در سايت ها و يا صفحات شبکه هاي اجتماعي آنها را مي يابند.

اين صفحات پر از فتوا درباره موضوعات عجيبي است که به ذهن عموم افراد جامعه خطور نمي کند. به محض اينکه از موج هيجان يک فتوا کاسته مي شود، فتواي جديد ديگري ظهور مي کند که در مورد آن بين موافق و مخالف و مسخره کننده فتوا صحبت مي شود. در اين گزارش 10 فتوا از مهم ترين و بحث برانگيزترين فتواها از ابتداي سال 2014 را ارائه مي دهيم:

1- اولين فتواي جديد و عجيب که مفتي مصري «أسامه القوصي» آن را صادر کرد و در شبکه هاي اجتماعي جنجال به پا کرد، مباح بودن نگاه کردن به زني که مرد قصد ازدواج با او را دارد هنگام استحمام زن است، و اشاره مي کند به صحابه که براي دانستن اينکه زن شايستگي همسري دارد يا نه، اين چنين مي کردند!

او در فتوايش گفت: همانا کارها براساس نيت هاست، و حديثي از "جابر بن عبدالله" را شاهد مي آورم که به نقل از پيامبر (ص) گفت: اگر يکي از شما به خواستگاري زني رفت و امکان نگاه کردن به آنچه که او را ترغيب به ازدواج با آن زن مي کرد داشت اين کار را بکند، جابر گفت من از زني خواستگاري کردم پس در جايي پنهان مي شدم تا اينکه آنچه را که من را به سمت ازدواج با آن زن مي کشاند، ديدم و با او ازدواج کردم.»

اين مفتي مصري افزود: يکي از صحابه در حين حمام کردن نامزدش در کنار چاهي او را زير نظر داشت تا اينکه مطمئن شد آن زن شايستگي ازدواج با او را دارد، پس با وي ازدواج کرد. البته اين به معناي عدم ورود مردان به حمام زنان و نگاه کردن به همه آنها است تا خودش را در معرض شبهه قرار ندهد.

اين فتوا، «محمد مختار جمعه» وزير اوقاف مصر را وادار به پاسخگويي به صادر کننده آن کرد و گفت: ما به او و امثال او مي گوييم که تنها تکبر و خودخواهي مردانه در اين فتوا است. آيا تو اين فتوا را براي دختر خودت هم مي پذيري؟! اگر تو آن را مي پذيري بدان که مردم با ايمان و متمدن و تحصيلکرده مصر اعم از مسلمان و مسيحي نه آن را مي پذيرند و نه تاييد مي کنند.

2 - فتواي دوم که "کميته امور اسلامي و اوقاف" امارات متحده عربي آن را صادر کرد اين است که اقامت بر روي سياره مريخ به هيچ وجه اسلامي نيست.

اين فتوا بعد از آن صادر شد که سازمان «مارس ون» در بيانيه اي اعلام کرد که در تلاش است تا امکان اسکان دائمي انسان بر روي سياره سرخ را تا سال 2025 ميلادي ايجاد کند، و توضيح داد که ابتدا پروازهايي که بار و وسايل را جابجا مي کنند انجام خواهد شد، بعد از آن سفرهاي بدون انسان و در پي آن سفرهايي که انسان در آن است صورت مي گيرد.

به گفته نشريه اماراتي «خليج تايمز»، "کميته امور اسلامي و اوقاف" امارات متحده عربي معتقد است که تلاش براي زندگي در مريخ بسيار خطرناک خواهد بود، و اين يعني بالا بردن ميزان خودکشي که در اسلام حرام است.

"کميته امور اسلامي و اوقاف" امارات افزود: اين سفرها با رويکردي يکسان براي زندگي خطرناک است و به هيچ وجه در اسلام توجيهي براي آن نيست، در سياره مريخ امکان زندگي و بقا براي انسان وجود ندارد و در معرض مرگ قرار مي گيرد.

20 هزار نفر که در ميان آنها 500 نفر عربستاني هستند براي شرکت در اين سفر که با عنوان «سفيران بشر» بر روي سياره سرخ مي باشد، ثبت نام کرده اند.

3 - روي صفحات شبکه هاي اجتماعي فتوايي منتشر شد که باعث متهم شدن مبلغ سلفي و اردني آن به نژادپرستي شد و موج بزرگي از خشم و رنجش سوري ها را به راه انداخت. در ويديويي که در يوتيوپ منتشر شد شيخ «ياسر العجلوني» خواستار تبديل زنان سوريه به "برده" يا "کنيز" شد!

شيخ العجلوني گفت: براي مسأله هجرت که گريبان مردم سوريه را گرفته راه حلي وجود دارد، از آنجا که زنان سوريه که مجبور به ترک خانه هاي خود شده اند کسي را براي تامين نفقه خود نمي يابند و کسي نيست که از آنها و امنيتشان محافظت کند، برايشان جايز است تا به عقد ازدواج برده اي يا کنيزي درآيند به طوري که اين مرد سرور زن بشود و زن جزء دارايي مرد شود.

اما توجيه "العجلوني" براي اين فتوا کم بودن تعداد مردان و زياد بودن تعداد زنان به دليل جنگ ها و کشت و کشتارها است. او در اين فتوا اشاره مي کند به اينکه «اين فتوا تنها وسيله شرعي است که براي زنان سوري کوچانده شده که هيچ کس را جز خداوند ندارند تضمين مي کند که مورد بهره کشي جنسي قرار نگيرند، به آنها اهانت نشود، مورد تجاوز قرار نگيرند و کسي از راه هاي غيرشرعي از آنها بهره مند نشود.»

4 - فتواي چهارم از مفتي عربستاني «صالح الفوزان» صادر شده است. وي عضو دائمي کميته فتوا و عضو هيئت علماي سعودي است. اين فتواي بحث برانگيز که در نشريات و سايت ها و شبکه هاي اجتماعي منتشر شد، درباره حرام بودن "سلف سرويس" است. يعني شخص مبلغ ثابتي را در ازاي هرآنچه که مي خواهد بخورد يا بياشامد پرداخت کند.

فتواي "الفوزان" استناد به حرام بودن آن دارد، نقطه آغاز خريد و فروش و شرط اساسي آن اين است که هر دو مشخص و معين باشد. او ادامه مي دهد: فردي وارد سلف سرويس شده و هر چه مي خواهد بدون محدوديت مي خورد در حالي که قيمت معين و محدود است، اين نامشخص و مجهول است در صورتي که شرط خريد و فروش آن است که هر دو مشخص و معلوم باشد. از لحاظ شرعي جايز نيست که کسي در سلف سرويس در مقابل 10 يا 50 ريال هر چه مي خواهد بدون محدوديت و تعيين اندازه بخورد!

5 - از ديگر فتواهايي که افکار عمومي جهان اسلام را برانگيخت فتواي مفتي سابق مصر علي جمعه درباره ساختار گفتگو راجع به صبر اسلامي است که از طريق ويدئو در شبکه هاي اجتماعي انتشار يافت.

او در اين فيلم از مردان خواسته تا نسبت به همسرانشان صبر و مدارا داشته باشند و گفته: صبر اسلامي از شما مي خواهد که قبل از آمدن نزد همسرتان با او تماس تلفني بگيريد، اي برادر با همسرت تماس بگير و اگر گمان مي کني فردي نزد اوست بگذار تا برود!

6 - فتواي بحث برانگيز ديگري از شيخ صالح الفوزان بر روي سايت او پخش شده که در جواب فردي است که از او سوالي درباره بوسيدن سر پدر و مادر هنگام نماز يا غير از آن کرده است.

آنطور که در متن موجود در سايت آمده "الفوزان" مي گويد: «جواب: جايز نيست. زيرا اين به خاطر علاقه و دلبستگي است، بوسيدن او از سرعلاقه است پس جايز نيست. اما اگر به خاطر نيکي کردن به او باشد مانعي ندارد، نيکي دنيوي، اما نمودهاي محبت آميز مثل بوسيدن سر و مانند آن جايز نيست.»

7 - از شيخ "الفوزان" فتواي ديگري است که تعظيم و خم شدن براي بوسيدن پاي مادر را با اين توجيه و دليل که خم شدن در برابر غير خدا جايز نيست، حرام مي کند. اين فتوا هم بحث هاي بسياري را در محافل جامعه عربستان و شبکه هاي اجتماعي برانگيخت.

بسياري از آن انتقاد کرده و تاکيد کردند که براي بوسيدن پاهاي مادرانشان خم خواهند شد و اين خود عبادت و نزديکي به خداوند است و اگر هم گناه و اشتباه است از زيباترين گناهان است. البته بعضي هم از شيخ و فتواي او دفاع کرده و توضيح داده اند که وي تنها تعظيم کردن را حرام کرده است و آن هم به اين دليل که تعظيم فقط در برابر خداوند بايد باشد و بوسيدن پاي مادر را حرام نکرده است.

8 - «صالح الفوزان» فتواي ديگري هم دارد که در آن تصويربرداري در مسجدالحرام هنگام درس دادنش را حرام کرده که اين نشان دهنده شدت خشم او از تصويربرداري داخل حرم است.

9 - فتواي بحث برانگيز ديگري که اخيرا صادر شده، باز هم از مفتي سرشناس سعودي «صالح الفوزان» است. او گفتن "مرگ بر اسرائيل" و لعن کردن اسرائيل را حرام کرده زيرا به گفته وي "اسرائيل نام حضرت يعقوب است". او که از اعضاي "هيئة کبار العلماء" عالي رتبه ترين هيئت ديني در عربستان است مي گويد که "مرگ بر اسرائيل" جايز نيست زيرا «اسرائيل» نام پيامبر خدا يعقوب (ع) است و درست تر اين است که گفته شود مرگ بر يهود.

10 - «ياسر برهامي» نايب رئيس مجلس "ادارة الدعوة السلفية" فتوايي صادر کرده مبني بر اينکه زنان جايز نيستند در برابر خواهران و فرزندانشان لباس تنگ مانند لباس هاي کشي و استرج بپوشند.

برهامي در سايت «أنا سلفي» در پاسخ به اين پرسش که حکم پوشيدن لباس تنگ در خانه توسط زنان خواه در نقش مادر باشند يا خواهر مقابل فرزندان، برادران، پدر و مادرشان چيست؟ اين فتوا را صادر کرد: «اگر لباسي مثل لباس هاي کشي تنگ بود و حجمي از بدنشان را نشان مي داد زنان تنها مجاز به پوشيدن آن در مقابل همسرانشان هستند اما اگر لباس گشاد بود مي توانند در برابر پدر، برادران و فرزندانشان بپوشند.»

نظرات (0) کلیک ها: 1458

image056.png

 

بیش از یک دهه است که مردم و دولت نیجریه با گروهی به اصطلاح اسلام‎گرا موسوم به"بوکوحرام"درگیرند. این گروه که در زمرة سلفیانِ مسلمان قرار می گیرند، از پنج سال پیش، با تغییر تاکتیک، به رفتارهای خشن و نظامی روی آورده است. این پژوهش ضمن معرفی  این گروه، با نگاهی ویژه و فضایی نزدیک‎تر، این گروه سلفی را در نیجریه به دقت بررسی کرده است.

جغرافیای فکری و سیاسی نیجریه:

نيجريه از بزرگ‎ترين، پرجمعيت­ترين و به طور بالقوه يكي ازثروتمندترين كشورهاي آفريقايي است. نيمي از160 ميليون نفر جمعیت این کشور، مسلمانند که در شمال و غرب نیجریه پراکنده­اند و نیمی دیگر مسیحی، که در مرکز و جنوب نیجریه ساکن هستند و بیش از 60 درصد به شغل کشاورزی مشغولند.

آشنایی با بوکوحرام:

الف. بنیان گذار و رهبران بوکو حرام

  1. ۱. محمد یوسف

در اواسط دهه 90 میلادی(دهه 70 شمسی)، گروهی از جوانانِ مسلمانِ نیجریه در گروهی به نام "الشباب" که رهبری آن برعهده "ملام لاوال" بود، به مطالعات دینی می‌پرداختند. پس از این‎که لاوال گروه را ترک کرد تا به ادامه تحصیلاتش در حوزة دین بپردازد، رهبری گروه به جوانی سی ساله به نام "محمد یوسف" رسید.

محمد یوسف تحصیلاتش را در عربستان گذرانده و در آن‎جا با تفکرات تکفیری ابن تیمیه آشنا شده است. وی ریشة همة مشکلات نیجریه را در "آموزش غربی" می دانست و به بهانه‎های مختلف با علوم غربی مخالفت می‎کرد.

پس از حوادث 11 سپتامبر 2001، محمد یوسف، گروهی به نام "جماعةاهل­السنة للدعوة و الجهاد" (القاعده غرب آفریقا) در مرکز استان بونو در شمال نیجریه تأسیس کرد، اما بعدها نامش به "بوکو حرام" معروف شد که به زبان محلی می شود: آموزش غربی گناه است.

این گروه شروع به یارگیری از میان مسلمانان کرد و یک مسجد و یک مدرسة علوم دینی را به پایگاه اصلی خود تبدیل کرد. علوم اسلامی، سنت های پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم-، دستورهاي قرآنی و انکار آموزه های غربی، از جمله موضوعاتی بود که این افراد یاد می گرفتند. به‎تدریج تعداد این مدارس افزایش یافت و خاستگاه دانشجویانی شد که موفق به ورود به دانشگاه‎های دولتی نمی‎شدند.

محمد یوسف به صراحت اعتقاد داشت الگوی آموزشی غرب که در نیجریه جریان دارد، ریشة تمام مشکلات کشور است. وی عنوان بوکوحرام را برای مجموعة تحت اختیار خود برگزید، تا بدین‌وسیله بیان کند که از نظر اسلام آموزش و پروش با شیوه غربی ممنوع است .انکار تکامل داروینی و نفی کروی بودن زمین و مقابله با واکسن سراسری فلج اطفال و حرمت استفاده از ابزارهای غربی و حتی کلاه ایمنی برای موتور سواران از جمله مواردِ مقابلة محمد یوسف با نظام آموزشی غرب است.

31 دسامبر 2003 آغاز مخالفت علنی بوکوحرام با دولت نیجریه بود. اعضای این گروه سعی در کنترل بیشتر مدارس و مراکز عمومی داشتند و دولت وقت نیجریه به مقابله با آن‎ها پرداخت. تا سال 2006، مناطق شمالی نیجریه شاهد مقابله نیروهای دولتی با بوکوحرام بود.

تا پیش از یازده سپتامبر بوکوحرام در واقع فرقه­ای وهابی بود که هیچ خطرِ جدی ایجاد نمی­کرد و تنها دربارة سیستم آموزشی و تحصیل دختران حساسیت نشان می­داد و از والدین می خواست که فرزندان خود را از رفتن به مدرسه منع کنند. وي كاركردن براي دولتي كه آن را كافر مي‌خواند، ممنوع كرد و همة نيروهاي امنيتي، اعضاي پارلمان و رؤساي دولتي را كافر می‎دانست.

image057.jpg

بر اساس باورهای بوکو حرامی­ها، هر کس که از ایدئولوژی سخت‎گیرانة آن پیروی نکند کافر شمرده می شود، خواه آن فرد مسیحی باشد یا مسلمان.

شخص یوسف نیز واعظی بود که در یکی از مساجد شهر «میداقوری» به تبلیغ وهابیت می پرداخت و مدتی به اتهام وعظ بدون مجوز به زندان افتاد. پس از آن بود که یوسف اقدام به تشکیل گروهی با هوادارانش کرد و تا زمانی که فتوای وی، مبنی بر حرام بودن واکسن فلج اطفال، صادر نشده بود، مقامات نیجریه به خطر بالقوه بوکوحرام پی نبرده بودند. در ژوئن 2009 نیروهای امنیتی نیجریه صدها نفر از افراد بوکوحرام و رهبرشان محمد یوسف را طی یک حمله غافل‎گیرانه به هلاکت رساندند.

ب) ابوبکرشیکاو:

image058.jpg

 دربارة افکار و روش زندگی رهبر فعلی بوکوحرام اطلاعات کافی وجود ندارد. تنها منبعی که شخصیت وی را تاحدودی از ابهام خارج کرده و اطلاعات اجمالی به محققین می دهد، گزارشی از "سعید احمد"گزارشگر شبکه تلوزیونی "سی ان ان" است که در صحت آن، تردید است.

او در«شیکاو» (روستایی در مجاورت مرز نیجر) به دنیا آمد و در مدارس دینی درس خواند؛ پس از آن برای ادامه مطالعات اسلامی، به دانشکده مطالعات اسلامی "بورنو استیت" رفت. به همین دلیل به او لقب "دارالتوحید" داده­اند؛ یعنی متخصص در یگانگی خداوند. وی به چند زبان مختلف به روانی تکلم می کند: هوسه، فولانی، کنوری، و عربی، اما به انگلیسی حرف نمی­زند. سنّش را بین 38 و 49 تخمین زده اند و در عین حال گروهی را رهبری می کند که هر چیز غربی را نفی می­کنند.

پس از کشته شدنمحمد یوسف در یک حمله پلیس نیجریه در سال 2009، شیکائو مسئول بوکو حرام شد. او پیمان بست که این حمله را پاسخ دهد، و گروهش هیچ کس را از قلم نینداخته است. سازمان "دیده بان حقوق بشر" تخمین می زند که در پنج سال گذشته، بیش از سه هزار نفر به دست بوکو حرام کشته شده اند.(8)ارتش نیجریه بارها مرگ شیکاو را اعلام کرده، اما مدتی بعد، او زنده و سرحال در ویدئوهای تبلیغاتی ظاهر شده است و ارتش مجبور به پس گرفتن ادعایش شده است. طبق گزارش "گروه بین المللی بحران"، ارتش در سپتامبر 2012 فاصله چندانی تا دستگیری او نداشت. در آن موقع به خانه شیکاو حمله شد، او برای اجرای مراسم نام‎گذاری فرزند شش روزه اش پنهانی به آن‎جا رفته بود. وی موفق شد با وجود زخم گلوله در پایش، فرار کند؛ همسر و سه فرزندش به اسارت ارتش درآمدند.

او از اسلام برای جذب و افراطی سازی افراد بهره می‎گیردو دربیشترین فعالیت بوکو حرام شمال شرق نیجریه مي‌باشد که مردم آن از لحاظ اقتصادی در مضیقه‌اند و پایین‎ترین سطح تحصیلات را دارند. او ساکنان این منطقه را به خوبی قانع کرده است که مسئولان حاکم در ابوجا(پایتخت نیجریه) فاسد هستند و بهترین نظام، دولتی است که با اجرای اکید قوانین شریعت اسلام در نیجریه ایجاد خواهد شد. وعدة او، که همراهِ وی همچون یک اسلحه است، صدها مرد جوان را فریفته است.

در  ماه مه 2013 بود که شیکائو برای اولین بار در ویدئویی اعلام کرد که بوکو‎حرام اقدام به ربایش دختران خواهد کرد. او گفت که گروگان‎گیری ها در پاسخ به اقدام نیروهای امنیتی نیجریه است که زنان و کودکان اعضای گروه را ربوده­اند. هولناک‎ترین نمونه، مربوط به ماه گذشته می شود که 276 دختر از یک مدرسه دخترانه ربوده شدند. شیکاو در ویدئویی که چندی پیش منتشر شد با لبخندی گفت: «من دختران شما را ربودم. بازاری برای فروش انسان­ها وجود دارد. خدا می­گوید که من باید آن‎ها را بفروشم. او به من دستور می­دهد که بفروشم».

در گزارشی از اشپیگل آمده است:

شیکائو، فرمانده تروریست­ها، فکر می­کند این حق را دارد که هر کسی که فکرِ دیگری دارد بايد از بین ببرد. وی همواره در سخنرانی هایش این جملات را تکرار می کند:« آیا این معلم ها همان کسانی نیستند که تربیت غربی را اشاعه می دهند؟ پس ما آن‎ها را خواهیم کشت! آن‎ها را در برابر دیدگان دانش آموزانشان خواهیم کشت و اعلام می کنیم که از این پس فقط باید قرآن بخوانند.» رهبر بوکو حرام بر این باور است که از سوی خداوند برای از بین بردن دشمنان خدا ماموریت دارد.

ج) اقدامات تکفیری بوکوحرام:

image059.jpg

در اوایل سال 2010 میلادی چندین انفجار و حمله به مراکز پلیس، پایگاه‌های نظامی و امنیتی صورت گرفت که گروه بوکوحرام مسئولیت آن‎ها را بر عهده گرفت. در بیانیه منتشرشده توسط گروه، این حملات در انتقام کشته‌شدن محمد یوسف بوده و ‌آن‌ها خواستار محاکمه عاملان کشتار افراد گروه بوکوحرام، آزادی بازداشت‌شدگان، بازسازی مسجد این گروه و جبران خسارت جهت بازماندگان کشته‌شدگان شدند. می توان گفت گروه بوکوحرام از سال 2010 روند حرکتی خود را تغییر داده و واردِ درگیری مسلحانه با دولت نیجریه گردید.

در تفکر جدید این گروه، دیگر تنها مراکز امنیتی و پلیس هدف حملات نبوده، بلکه ترور مسؤولان دولتی، سیاست‎مداران، عالمان مسلمان و مسیحی و رهبران مذهبی نیز در طراحی جدید مورد توجه قرار گرفت.

image060.jpg

انفجار بازار ابوجا در پایتخت نیجریه در دسامبر 2010، انفجار ایستگاه پلیس مادیگوری در ژانویه 2011، انفجار دفتر ملی انتخابات محلی در مادیگوری در آوریل 2011، و نیز انفجار مقر سازمان ملل در ابوجا در اوت 2011 میلادی، از مهم‌ترین حملات بوکوحرام پس از تغییر رویکرد خود بود.

زمان

جنایت

13 مارس 2007

کشته شدن شیخ جعفر محمودآدام منتقد بوکو‎حرام در مسجدش

26 ژوئن 2009

شورش به ایستگاه پلیس

26 ژوئیه 2009

80 کشته در درگیری بین بوکو حرام و پلیس

30 ژوئیه الی 4 اوت 2009

800 نفر کشته در درگیری

26 ژولای 2009

حمله به پلیس

8 سپتامبر 2010

آزاد کردن 730 زندانی که 150 نفر  آن‌ها از گروه بوکوحرام بوده‌اند

9 اکتبر 2010

کشته شدن بشیر کاشا به همراه شاگردش

24 دسامبر 2010

حمله به کلیسا

25 دسامبر 2010

8 نفر کشته و 8 نفر مجروح در بمب‌گذاری

28 دسامبر 2010

38 کشته در بمب‌گذاری

31 دسامبر 2010

4 کشته و 26 مجروح

1 ژانویه 2011

کشته شدن 30 نفر در اثر بمب‌گذاری

17 ژوئن 2011

بمب‌گذاری

21 ژوئن 2011

بمب‌گذاری و کشته شدن کارمندان مرکز پلیس

17 ژانویه 2011

کشته شدن 2 نفر در اثر بمب‌گذاری

28 می 2011

8 کشته در حمله به مرکز پلیس

26 اوت 2011

18 نفر کشته و 60 مجروح در حمله به دفتر سازمان ملل متحد

5 نوامبر 2011

150 کشته در بمب‌گذاری

21 ژانویه 2012

150 نفر کشته در اثر انفجار

23 فوریه 2012

به آتش کشیدن مدرسه ابتدايی

5 می 2012

کشته شدن 3 نفر

13 می 2012

شهادت حاج محمد علی روحانی شیعه

11 ژوئن 2012

1 کشته و 50 مجروح در حمله به دو کلیسا

7 ژوئن 2012

حمله به 3 کلیسا

11 فوریه 2013

حمله به یک رهبر برجسته

6 ژولای 2013

کشته شدن 41 دانش آموز و 1 معلم

16 آگوست 2013

36 کشته در اثر حمله

7 می 2013

کشته شدن 42 نفر

1 سپتامبر 2013

کشته شدن 38 نفر

20 سپتامبر 2013

کشته شدن 87 نفر

29 سپتامبر 2013

کشته شدن 50 دانشجو

4 نوامبر 2013

کشته شدن 62 نفر و 12 نفر مجروح و به آتش کشیدن 300 منزل

30 نوامبر 2013

کشته شدن 24 نفر

22 دسامبر 2013

تهدید به ربودن همسر و فرزندان نظامیان

30 دسامبر 2013

کشته شدن 7 نفر و مجروح شدن 5 نفر

18 فوریه 2014

کشته شدن 90 نفر

آوریل 2014

ربوده شدن 200 دختر

12 آوریل 2014

کشته شدن 3 نفر

13 آوریل 2014

کشته شدن 68 نفر

14 آوریل 2014

کشته شدن 75 نفر

5 می 2014

شلیک به مردم ، به آتش کشیدن بازار و گروگان‌گیری شهروندان فرانسوی و...

17 می 2014

کشته شدن یک چینی و ناپدید شدن 10 نفر

29 می 2014

کشته شدن 35 نفر

10 ژوئن 2014

ربوده شدن 20 جوان

18 ژوئن 2014

کشته شدن 43 نفر در اثر تیراندازی و انفجار

20 ژوئن 2014

کشته شدن 10 نفر در حمله به پنج روستايی در شمال شرقی نیجریه

21 ژوئن 2014

کشته شدن 10 نفر در نزدیکی شهر چیبوک

با بررسی اقدامات یک دهه حضور بوکوحرام در نیجریه، تکفیر، عقل­گریزی، غارت اموال و خشونت را مهم‎ترین مؤلفه­های اصلی این گروه افراطی می­توان برشمرد. برخورد قهری با مؤلفه های جدیدِ دنیای معاصر، از طریق خشونت و رفتارهای مسلحانه، از جمله این سیاست‎هاست. ترسِ حاکم بر والدینِ دانش آموزان و دانشجویان نیجریه‎ای، ناشی از این سیاست رعب است و تهدید برای تعطیلی کل مدارس نیجریه از اهداف خشونت طلبانه آن‎هاست.

علل پیدایش  بوکوحرام:

دربارة علل شکل گیری و پیشرفت بوکوحرام در نیجریه دیدگاه‎های متفاوتی مطرح شده و ریشة گروه تکفیری را در دیدگاه‎های متفاوتی مطرح کرده‎اند:

گروه نخست، معتقد است که بوکوحرام نتیجة افراط‎گرایی اواخر قرن بیستم میلادی است که شاید بتوان گروه طالبانِ افغانستان را اولین تجربه‎اش تلقی کرد. براساس این دیدگاه، تفکرات خطرناک "دگر مذهب ستیزی" ابن تمیمه در شبه قاره هند، شامل هند، پاکستان و افغانستان و حتی بنگلادش، به زایش طالبان و القاعده منجر شد، که در نهایت بعد از 11 سپتامبر، دامنه اش به خاورمیانه و آفریقا کشیده شده است.

معتقدان به این دیدگاه، می گویند: حمایت های مالی برخی کشورهای ثروت‎مند عرب از جریان های تندرو، که به دنبال رهبری جهان اسلام بودند، این گروه‎ها را که عمدتاً از طیف های فقیر و آسیب پذیر یارگیری می‎کنند، قدرت‎مند کرد. این نکته هنگامی تقویت می‎شود که بدانیم بخش عمده‎ای از تحصیلات محمدیوسف در مکه و مدینه تحت آموزه­های وهابیت شکل گرفته است.

گروه دوم، معتقدند که نگرانی‎های مسلمانان از رشد مسیحیت و تبلیغات گسترده‎اش و سایر مذاهب، موجب پدید آمدن گروه‎های تکفیری است.آن‎ها معتقدند که گروه‎های سلفی با توجه به وضعیت قومی و مذهبی، فعالیت های خود را سازمان‎دهی کرده‎اند. در سوریه تلاش کردند جنگ شیعه و سنی راه بیندازند و در بخش‎هایی از آفریقا، جنگ اسلام و مسیحیت را ساماندهی کنن.کشتار توریست‎های غربی و گروگان گرفتن دختران مسیحی و طیف 50 درصدی مسیحیان در جنوب و شرق نیجریه، شاهدی از  این دیدگاه می باشد.

گروه سوم، به این باور رسیده‎اند که این گروه‎ها ساخته و پرداختة آمریکا و قدرت‎های جهانی است که با ایجادش، قصد دارند حضور خود را برای غارت منابع این منطقه توجیه کنند و از طرفی چهره‎ای منفور از دین اسلام در جهان نمایش دهند و هم‎چنان تحت کنترل سرویس های امنیتی غربی هستند.

دیدگاه دیگری هم در خصوص این گروه‌ها وجود دارد مبني بر این‎که: اینان تحت تبلیغات فرقه‎های انحرافی، از جمله: وهابیت و نحله هایی از سلفی گری و با حمایت برخی دولت‎های ثروتمند عرب پا گرفتند و در رشدشان قدرت‎های غربی هم نقش داشته اند.

  برخی نیز اعتقاد دارند، مدیریت ضعیف، فساد، مشکلات اقتصادی پایدار و افزایش نابرابری‎ها، باعث رشد گروه‎های افراط گرا شده است، به‎طوری که یک اسقف نیجریه، می گوید: گروه بوکوحرام بیش از آن که یک گروه اسلام‎گرا باشد، بیشتر جنبش مقاومتی است که در مقابل حکومت ضعیف نیجریه شکل گرفته است.

"جاکوب زن" تحلیل‎گر مسائل آفریقا در "بنیاد جیمزتاون" می‎گوید:

«بسیاری از سربازان این گروه تروریستی از میان جوانان فقیر و بدون هرگونه تحصیلات دینی جذب شده اند.»طرفداران این گروه، به توافق‎نامه همکاری ضد تروریستی امضا شده در ده سال پیش اشاره دارند، که دو سوی منطقه نفت خیز صحرا را به هم متصل کرد و بعدها عنوان آن به"ˈابتکار عمل ضد تروریستی فراصحرا" تغییرکرد.

واقعیت دیگری که نمی‎توان نادیده گرفت این‎که: برخی جریان‎های تکفیری و تروریستی منطقه، بعد از حمله غربی‎ها به لیبی و ساقط کردن رژیم قذافی، جان گرفتند، به‎ویژه بعد از آن‎که القاعده توانست با ایجاد بزرگ‎ترین پایگاه خود در کشورهای اسلامی بر بنغازی و بخش هایی از شرق نفت‎خیز لیبی مسلط شده و به‌طور مستقل اقدام به فروش نفت کند.

اکنون نیز نگرانی‎هایی وجود دارد، مبنی بر این‎که اگر بوکوحرام بتواند بر مناطق نفت‎خیز نیجریه دست یابد، ریشه دین را نیز خواهد خشکاند.

منابع

  1. ۱. نیجریه،کتاب سبز 259،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، تهران1388.
  2. ۲. Edited By: Nehemia Levtzion&Randall L.Pouwels          

The History Of Islam in Africa,Ohio University Press,U.S.A,2000

  1. ۱. http://iranbazgoo.persianblog.ir/post/381
  2. ۲. 
  3. ۳. دختران ربوده شده... در بند شیکائو، مقاله جانین دوجیووانی در نشریه نیوزویک، ترجمه در نشریه پنجره، شماره 198، ص35.                                                                                                                      www.mouood.org     
  4. ۴. http://www.jamejamonline.ir

 و ایضاً «بوکوحرامیسم، علیه دین»، به نقل از سایت شفقنا.

  1. ۱. نشریه نویه تسورشرتسایتونگ(سوییس)، معمای حل نشده ی بوکوحرام، ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی- به نقل از سایت شفقنا.
  2. ۲. 
  3. ۳. http://www.shafaqna.com.
  4. ۴. .persian. euronews.com
  5. ۵. به نقل از سایت شفقنا.
  6. ۶. The Rise of Boko Haram in Nigeria, Sep 26, 2011,Author: David Cook ,www.ctc.usma.edu
  7. ۷. 
  8. ۸. 
  9. ۹. avapress.com
  10. ۱۰.         khabaronline.ir
  11. ۱۱.         afghanirca.com                                                                     
  12. ۱۲. 
  13. ۱۳. http://www.aljazeera.com.
  14. ۱۴. http://www.jamejamonline.ir.

21.http://www.shafaqna.com.

  1. ۱. http://www.jamejamonline.ir.
  2. ۲. به نقل از سایت شفقنا.
  3. ۳. 
  4. ۴. بوکوحرام؛ «جهاد» با طعم تجارت                                                                                   euronews.com

26.donya-e-eqtesad.com 

  1. ۱. http://www.jamejamonline.ir
  2. ۲. .                                                                                             khabaronline.ir                     
  3. ۳.              http://www.bayynat.ir   

                                                                                                                   http://www.adyannet.

  1. ۱.                                                                                                             http://alef.ir                       
  2. ۲. www.mashreghnews.ir.
  3. ۳. http://www.shafaqna.com.
  4. ۴. http://www.islamtimes.org.

*دانشجوی دکترای مذاهب کلامی

نظرات (0) کلیک ها: 1659

اطلاعیه ها. . . .


سامانه ثبت موسسات فرهنگی قرآن و عترت (ع) 

نحوه عضویت در کانال اطلاع رسانی موسسه در نرم افزارهای تلگرام و واتس آپ

 

 

Save

 

عضویت خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه عاکفون و کسب اطلاع از فعالیتها و اخبار و آموزشهای آن نام و آدرس پست الکترونیکی خود را وارد کنید . توجه:عضویت خبرنامه رایگان است.