قیام مسجد گوهر شاد

 

از ابتدای سال 1314 تبلیغات در جهت کشف حجاب با برپایی جشن هایی با حضور مقامات بلند پایه دولت آغاز شد. در فروردین این سال ابتدا مراسمی در شیراز و سپس در مشهد برپا شد که با توجه به حضور زنان و دختران بدون حجاب در آن و اجرای برنامه توسط آن ها با اعتراض شدید علما روبرو شد.

در مشهد که قبلا در جریان صدور دستور تغییر لباس اعتراضاتی از سوی علما صورت گرفته بود؛ با انتشار خبر برپایی چنین جشن هایی، غوغایی به پا شد. آیت ا... حاج آقا حسین قمی - از مراجع تقلید خراسان – طی تلگرامی انزجار خود را از این موضوع ابراز کرد. شاه در پاسخ  اظهار داشت که این کار بدون اطلاع او بوده و حتی شخصا رئیس شهربانی مشهد را مورد ضرب وشنم قرار داد. ( بصیرت منش، 1378: 453)این امر تردید های موقتی در مورد نیات و سیاست های رضا شاه پدید آورد و اندکی از نگرانی ها کاست. اما دیری نپایید که در جریان جشن دیگری در تهران، علی اصغر حکمت صراحتا اعلام کرد که اقدامات انجام شده در شیراز خود سرانه نبوده و با نظر رضا شاه صورت گرفته است و رای شاه براین است که کشف حجاب را عملی سازد. ( بصیرت منش، 1378: 453)

انعکاس این خبر در  خراسان علما را سخت نگران کرد و اقشار مختلف مروم مشهد میز به طرق مختلف به اعتراض پرداختند. در جلسات متعدد علما، تصمیم بر این شد که آیت ا... قمی برای اعتراض به رضاشاه به تهران برود. آیت ا... قمی در7یا 8 تیر 1314وارد تهران شد ولی به جای دیدار با رضا شاه به طرف باغ سراج الملک درشهر ری رفته وآنجا  اقامت گزیده است. پس از ورود ایشان به باغ ، باغ از سوی ماموران محاصره و آیت ا... قمی ممنوع الملاقات شد.( دوانی ، ج.2و1،1377 :416-408 و صدر،1364: 303 )

با انتشار خبر ممنوع الملاقات شدن آیت ا... قمی، روحانیون و مردم مشهد به جوش وخروش آمدند .وبا مراجعه به روحانیون و ومقامات ذی نفوذ مثل محمد ولی خان اسدی، نایب التولیه آستان قدس رضوی و استاندار خراسان و... درجستجوی علت توقیف آیت ا... قمی برآمدند و آزادی وی را خواستار شدند. شهربانی مشهد دستور یافت تا طرفداران آیت ا... قمی را دستگیر یا تحت نظر قرار دهد. به دنبال آن 15 تن از روحانیون به شهربانی فراخوانده شدند ودو تن به نام های شیخ غلامرضا طبسی و شیخ شمس نیشابوری تبعید شدند. (بصیرت منش ، 1378: 459)

مردم با کلنگ شروع به شکستن درها کردند.در این لحظه بود که دستور شلیک و کشتار مردم صادر شد و مردم بی دفاع و بدون سلاح آماج گلوله نظامیان قرار گرفتند

عصر چهار شنبه 17 تیر ماه 1314شیخ محمد تقی بهلول که در آن زمان در فردوس به سر می برد و به جرم طرفداری از آیت ا... قمی تحت تعقیب ماموران شهربانی فردوس بود، وارد مشهد شد .پس از اطلاع از دستگیری آیت ا... قمی به حرم امام رضا رفت وبه محض ورود به حرم توسط مامورین دستگیر شد. مردمی که در حرم بودند به تحریک نواب احتشام رضوی، سر کشیک پنجم حرم، به محل دستگری بهلول رفته و وی را از چنگ ماموران نجات داده وبه مسجد گوهر شاد بردند. به درخواست مردم شیخ بهلول بر منبر رفت و طی یک سخنرانی پر شور به سیاست های دولت در زمینه کشف حجاب ونیز دستگیری آیت ا... قمی اعتراض کرد. وی از مردم دعوت کرد که فردا ( 20 تیر ، مصادف با سال روز حمله روسیه به حرم رضوی ) برای تظاهرات علیه برنامه های اخیر دولت ، در مسجد گوهر شاد تجمع کنند.اما بسیاری از مردم حرم را ترک نکردند وبه عنوان اعتراض متحصن شدند.(صدر،1364: 326)

با رسیدن اخبار حوادث مشهد به تهران رضا شاه فرمان سرکوبی مردم را صادر کرد.فردا صبح شیپور آماده باش نظامیان به صدا در آمد و سربازان در اطراف حرم موضع گرفتند. در مرحله اول از ورود مردم به حرم جلوگیری کردند و از متحصنین خواستند مسجد را ترک کنند و در خواست های خود را از طریق استاندار پی گیری کنند.اما مقاومت مردم منجر به بروز درگیری و کشته شدن تعدادی از مردم و سربازان شد .درباره تلفات درگیری صبح جمعه اقوال متعددی ذکر شده است : 15 مقتول و40 مجروح، 8 مقتول و 20 مجروح . اما شیخ بهلول آمار کشته گان را 22 کشته و 67 مجروح می داند.14نفر از کشبته ها از مردم و 8 نفر نظامی بودند.( بهلول: 1369، 72)

تجمع مردم در روز شنیه هم ادامه یافت واز عصر شنبه گروه هایی از مردم روستاهای اطراف مشهد نیز به یاری متحصنین آمدند.( بهلول: 1369، 79گفتگوها اثر نداشت و نیمه شب کم کم درها به روی مردم بسته شد. مردم با کلنگ شروع به شکستن درها کردند.در این لحظه بود که دستور شلیک و کشتار مردم صادر شد و مردم بی دفاع و بدون سلاح آماج گلوله نظامیان قرار گرفتند. در عرض چند ساعت  و قبل از سپیده روز یک شنبه 22 تیر 1314 مقاومت متحصنین و معترضین شکسته شد و قیام مسجد گوهر شاد سرکوب شد.

زهرا محمدی

جامعه و سیاست

منابع:

1- بصیرت منش، حمید، علما ورژیم رضا شاه، تهران،عروج، چاپ دوم 1378 .

2- بهلول، محمد تقی، خاطرات سیاسی بهلول، یا فاجعه مسجد گوهر شاد،  تهران، موسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، 1369.

3- صدر، محسن، خاطرات صدر الاشراف، تهران، وحید، چاپ چهارم ،1364

4- دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج.1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم

نظرات (0) کلیک ها: 1058

کشف حجاب

حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش و حایل است. در کتاب لسان العرب درباره معانی آن چنین آمده است: «حجاب به معنای پوشش است. زن محجوبه یعنی زنی که به وسیله‏ای پوشیده شده است».1 در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب معانی متفاوتی نقل شده است. فرهنگ‏های معین و عمید برای واژه حجاب معانی زیر را عرضه کرده‏اند: پرده، سِتر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، رویْ‏بند، و چادری که زنان سرتاپای خود را بدان پوشانند.2 علاوه بر معانی فوق، در لغت، معانی دیگری نیز برای واژه حجاب ذکر شده است. واژه حجاب در اصطلاح دینی به معنای «پوشش مخصوص زنان» به کار می‏رود.

واژه حجاب در نگاه شهید مطهری

«حجاب» واژه‏ای است عربی که دارای معانی مختلفی در لغت و اصطلاح است. شهید مطهری رحمه الله در بیانات محققانه خود در این زمینه، چنین نگاشته‏اند: «کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‏دهد که پرده، وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست؛ آن پوشش حجاب نامیده می‏شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن، یک اصطلاح نسبتا جدید است. در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» ـ که به معنی پوشش است ـ به کار رفته است. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‏شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می‏بردیم؛ زیرا معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود».3

بانوان و حفظ عفت عمومی(با تکیه بر دیدگاه امام)

حضرت امام خمینی رحمه الله بارها بر وظایف و مسئولیت‏های اجتماعی بانوان تأکید ورزیده‏اند و در عین حال حفظ شئون دینی را یادآور شده‏اند. ایشان می‏فرمایند: «امروز باید خانم‏ها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی، کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام دهند».4

زنِ بدحجاب در نگاه امام رحمت الله علیه

بنیان‏گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله ، زن‏ها را به تقوا سفارش و از ملعبه قرار گرفتن به شدت نهی کرده و فرموده است: «از جنایت‏های بزرگی که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردند. بانوان ما را مثل عروسک‏ها کردند. اینها می‏خواستند زن را مثل شی‏ء، مثل یک چیز، مثل یک متاع، به این دست و آن دست بگذارند. زن هم باید از فساد اجتناب کند. زن‏ها نباید ملعبه جوان‏های هرزه بشوند. زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خدای‏ناخواسته بزک‏کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار گیرند. زن‏ها باید تقوا داشته باشند. زن‏ها اختیار دارند، همان‏طوری که مردها اختیار دارند. آنها که زن‏ها را می‏خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنایت‏کارند. زن‏ها نباید گول بخورند. زن گمان نکند این مقام زن است که بزک‏کرده بیرون برود با سرِ باز و لخت. این مقام زن نیست. این عروسک بازی است نه زن. زن آدم‏ساز است؛ زن مربی است».5

بهترین نوع حجاب در نگاه رهبر معظم انقلاب

مقام معظم رهبری حضرت آیت‏الله خامنه‏ای، مدظله‏العالی، درباره عدم رعایت شئون زن فرموده‏اند: «آیا جنایتی از این بزرگ‏تر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد، و جلوه‏گری زیورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سر و سینه را از زیورآلات پرکردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست».6
گنج
معنی ناموس چیست؟ روی نهان داشتن
پرده عفت زدن، حفظ روان داشتن
عصمت و ناموس ما، به مسلک هوشمند
گنج بود گنج را، به که نهان داشتن7

افضل طاعات

ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
ارزنده‏ترین زینت زن حفظ حجاب است
فرمان خدا، قول نبی، نصّ کتاب است
از بهر زنان، افضلِ طاعات، حجاب است8
حجاب از دیدگاه استاد مسلمان انگلیسی زبان
فلسفه حجابْ حفظ ارزش والای زن است و از همین روست که خداوند پوشش دینی را بر او واجب و نگاه به بدن و موی سر او را حرام فرموده است. خانم «فاطمه دولان» استادِ مسلمانِ انگلیسی‏زبان می‏گوید: من به عنوان کسی که در کشور غربی زندگی کرده است می‏فهمم که فلسفه حجاب چیست. وجود حجاب باعث می‏شود که زن ارزش خود را از حد کالایی تجارتی و یا وسیله‏ای برای بهره‏دهی بیشتر، بالا ببرد و هم خود برای خویش ارزش قائل باشد و هم جامعه را وادار به احترام کند.9

حجاب، سنگر و سلاح

حجاب آمده است تا تقوا و ایمان را به بشر باز گرداند. حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حمیت و غیرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند. حجاب شعاری زیبا و برخاسته از شعوری والاست. حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنیای غرب. حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشری بیاموزد. حجاب آمده است تا بار دیگر انسان اسیر و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانیت باز گرداند. حجاب نه لباس و جامه، که سلاح و برنامه است و امروز دنیای استکبار از این سلاح ساده و برنامه پاکیزه به هراس افتاده است. پس ای خواهر من، حجاب تو سنگر و سلاح توست که دنیای تبهکاران را نشانه گرفته و دل ستمگران را به لرزه انداخته است. این سنگر و سلاح را پاس بدار.

در صدف حجاب

زن از دیدگاه اسلام دارای شخصیتی شایسته و رسالت و موقعیتی الهی است که می‏تواند مدارج کمال را طی کرده، مراتب عالی انسانیت را باز یابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت یعنی خلیفگی خدا شود. وجود زن زینت‏بخش آفرینش انسان است و افق روح او تجلی‏گاه رحمت. دامنِ زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نیست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. اصلاح جامعه در گرو تقوای زن، و محیط خانواده محل درس اوست و بر همین اساس زن مربی بشر است و می‏تواند با تربیت فرزندی، امتی را رهایی بخشد. جایگاه والای این گوهر آفرینش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزش‏های او حفظ شود و این است فلسفه پوششی که خدای حکیم برای انسان واجب کرده است.

پیام عفت

بی‏تردید، پوشش دینی، پیام عفت، شخصیت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که پاکی و نجابت او را می‏ستایند. از طرفی بدن او در سایه حجابی که دارد از چشم نامحرم پوشیده خواهد بود. در این صورت است که زن در سنگر حجابِ خود از تیر نگاه‏های زهرآلود و سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنیت و آرامش درونی او برقرار خواهد شد.
جسم فروپوش چو دُر در صدف
تا نشوی تیر نگه را هدف
قرآن کریم نیز در این باره چنین فرموده است: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زن‏های مؤمن بگو خود را با ساتری بلند بپوشانند که این پوشش برای آن‏که به عفت شناخته شوند بهتر است تا (از تعرض هوس‏رانان) آزار نبینند».10

نمایشگر سیمای زیبای دنیای ایمان

زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه علیهاالسلام از افق او تجلی کرد و مریم و زینب از آسمان او درخشیدند و آسیه و خدیجه از هستی او طلوع کردند. پس ای زن، گوهر وجود خود را به صدف حجاب زینت‏بخش که حجاب اسلامی از جلوه‏های زیبای بندگی است. حجاب، نمایشگر سیمای زیبای ایمان است. حجاب، هدیه والای خون‏های شهیدان است و شمشیری برّان بر دنیای تبهکاران. حجاب آمده است تا فرهنگ برهنگی را بزداید و گناه را بمیراند و پلیدی را بسوزاند و ایمان و اسلام و تقوا را باز گرداند. حجاب آمده است تا فرهنگ فساد را بسوزاند و فرمان خداوند را جاری سازد. حجاب آمده است تا رنگی جهانی پیدا کند و فرهنگی آسمانی بیافریند. سلام بر حجاب، کوبنده تبهکاران، و درود بر عفاف، یار و یاور پرهیزکاران.

پوشش معنادار

زنِ پوشیده از بین هوای نفس و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته‏های نفس، به احکام دین رو کرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می‏بخشد و به پوشش او معنا می‏دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در مسیر حرکت‏های تکاملی او قرار می‏دهد که به زیبایی‏های درونی او تجلی بخشیده است. امام باقر علیه‏السلام از قول خداوند عزوجل فرموده است: «به عزت و جلال و بزرگی و بلندای مقامم سوگند که بنده مؤمنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود بر نمی‏گزیند، مگر این که او را غنی کرده، خواهش او را در آخرتش قرار می‏دهم و آسمان‏ها و زمین را عهده‏دار روزی‏اش می‏کنم».11

حجاب و مصونیت

پوشش دینی نگهبان زن از نگاه‏های آلوده و آسیب‏های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می‏بخشد. هرچه این پوشش کامل‏تر شود، ایمین بخشی آن بالاتر می‏رود. بنابراین، امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی به شمار می‏رود.

حجاب و تکریم

منظره زیبای حجاب اسلامی که از عمق ایمان و پاکی زنان سرچشمه می‏گیرد، هر مردی را به کرنش و تحسین وا می‏دارد؛ چه این پوشش به انتخاب رب العالمین بوده است و پوشش‏های مهیج محصول انتخاب وسوسه‏آمیز کسی است که از درگاه خداوند رانده شد.

حجاب و سلامت

بدون شک حجابْ زن را از آفات و بیماری‏های بسیاری بیمه می‏کند و می‏تواند طراوت و جمال او را پایدار سازد. دشواری حجاب بهایی است که زن برای تأمین سلامت خود می‏پردازد؛ زیرا حجاب پرده‏ای است که از ورود تیرهای نگاه، سخنان بیهوده، و روییدن علف‏های هرز جامعه به درون محیط امن او جلوگیری می‏کند. مستر همفر انگلیسی می‏گوید: زنانِ دارای حجاب محکم‏اند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست12به همین علت است که اسلام اولین شرط حضور زن در جامعه را رعایت پوشش دینی اعلام کرده است.

حجاب و مبارزه با تهاجم فرهنگی

غرب که خود در آتش فساد و تباهی می‏سوزد و در آستانه نابودی کامل است، سعی جدی در به تباهی کشاندن جوامع اسلامی دارد تا از این طریق به اهداف شوم استعماری خود دست یابد. از این رو حجابْ‏ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب به شمار می‏رود. پوشش دینی همواره آماج تیرهای زهرآگین فرهنگی دشمنان اسلام قرار گرفته است. آنان همواره در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته‏اند؛ زیرا پوشش دینی را سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی خویش می‏دانند که آنها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی‏شان باز می‏دارد. اگر قلعه مستحکمِ حجابِ زنِ مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار خواهد شد. این است که می‏بینیم زنان مسلمان هرگز خود را تسلیم اهداف شوم استعمار نمی‏کنند؛ بلکه به عنوان نیروهای فرهنگی همواره سدی محکم در برابر آنان پدید آورده‏اند؛ به گونه‏ای که امروزه پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب تلقی می‏شود.

حجاب، غنچه درخت تسلیم

خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش‏هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. در بوستان محمدی خود را به این غنچه زیبا آراسته دار، که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی. خواهرم، حجاب اسلامی نماد حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه‏اش در بیم و هراس است؛ چرا که پوشش دینی آینه تمام‏نمای عصیان در برابر شیطان و تسلیم در پیشگاه خداوند است. خواهرم، فاطمه علیهاالسلام صراط مستقیم زن مسلمان است و پوشیدگی نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه بگردی که حضرتش فرمود: «بهترین چیز برای زن آن است که به مردی نگاه نکند و مردی او را نبیند».13

لباس عشق به خدا

ای ساکن دیار حجب و حیا، چه عارفانه به میدان آمده‏ای! پوشش دینی تو پاکانِ روزگار را به شوق آورده است؛ چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زرهِ میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زرهِ آوردگاه جهاد اکبر. ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته‏ای، دانسته بودم که عاشقْ انتخاب‏هایش را به معشوق وا می‏گذارد و دیدم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک بادت حجاب اسلامی که لباس عشق به خداست.

حجاب برتر

چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن و سیره اهل بیت به ویژه فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش زهرا قرار داد. چادر مشکی بهترین و سالم‏ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را با وقاری خاص و یک‏نواخت می‏پوشاند. از همین رو چادر حجاب برتر و کامل‏ترین نوع پوشش زن مسلمان است. قرآن کریم می‏فرماید: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با «جلباب» بپوشانند.14 اکثر مفسران و لغویان جلباب را به معنای چادر و عبا معنا کرده‏اند. بنابراین، توصیه بزرگان دین و پیش از همه قرآن کریم بر استفاده از چادر نشان دهنده آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است. چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می‏زند، و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ارزش‏های اخلاقی آشکار می‏سازد.

انقلاب چادرها

بدون شک آوردن بانوان به صحنه انقلاب و میدان مبارزه یکی از هنرهای امام راحل رحمه الله بود. هنر امام این بود که نه ضرورت حضور اجتماعی و سازنده بانوان در سرنوشت خود و جامعه را فدای یکسونگری و تنگ‏نظری به دین و جایگاه زن کرد و نه به عذر مبارزه و حضور بانوان در صحنه‏های مختلف آن، چارچوب‏های شرعی و شئون مورد نظر شریعت در روابط اجتماعی بانوان را نادیده گرفت. در نگاه امام شخصیت اجتماعی و کرامت انسانی زن مسلمان و حضور سازنده او در جامعه و نقش کامل وی در تبیین سرنوشت خود، تنها با حفظ همه مسائل شرعی، ممکن است.

پوشش کامل

پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم علاوه بر تأکیداتی که بر رعایت حجاب داشته‏اند، با ارائه راه‏کارهایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی رهنمون شده‏اند؛ به عنوان نمونه، روزی اسما دختر ابوبکر ـ که خواهر زن پیامبر بود ـ با لباس نامناسبی به خانه پیامبر آمد، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسما، زن وقتی به حد بلوغ رسید نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست‏ها.15

سیره عملی زنان مسلمان در مورد حجاب

از زمان نزول آیات وجوب حجاب، زنان مسلمان در رعایت این قانون الهی نهایت تلاش خود را به کار برده‏اند و این شیوه نیکو هم‏چنان در بین زنان مسلمان استمرار دارد. دستور اسلام در بین زنان تحوّلی چشم‏گیر ایجاد کرد. ام سلمه، همسر پیامبر، در مورد این تحوّل ـ که با ستایش او از زنان انصار همراه است ـ چنین می‏گوید: مرحبا به زنان انصار! همین که آیه سوره احزاب نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که چون گذشته بیرون بیاید.16

عفاف از منظر امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله طی سفارش‏های متعدد درباره عفاف، زنان جامعه اسلامی را به تبعیت از حضرت زهرا علیهاالسلام فراخوانده، می‏فرمایند: «بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد، به کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ‏گاه در آن راه‏هایی که قدرت‏های بزرگ برای تباه کردن کشور، پیش پای آنها گذاشته بودند، نخواهند رفت».17
«زن‏ها باید در میدان زهد و تقوا و عفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا علیهاالسلامتبعیت کنند».18

رابطه حیا و حجاب

حیا عامل بازدارنده‏ای است که موجب پای‏بندشدن انسان به قوانین دین می‏شود. حیا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحراف‏ها و آسیب‏های اجتماعی است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «بعضی از مردم اگر حیا نداشتند، حق پدر و مادر و حق ارحام و بستگان خود را رعایت نمی‏کردند و اگر حیا و ترس از ملامت مردم نمی‏بود، هیچ امانتی را به صاحب آن بر نمی‏گرداندند و از هیچ فحشا و بی‏عفتی چشم‏پوشی نمی‏کردند».19

بی‏حجابی، عامل طلاق و جدایی

آمارهای قطعی و مستند20 نشان می‏دهد که با افزایش بی‏حجابی در جهان، طلاق و ازهم‏گسیختگی خانواده در دنیا مدام رو به افزایش است؛ چرا که به قول باباطاهر «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد» و هر آنچه دل از آن یاد کند به هر قیمتی که باشد در پی آن خواهد رفت. ولی در محیطی که فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح است، همسران، متعلق به یکدیگرند و احساسات و عواطفشان مخصوص یکدیگر است و پیوندهای قلبی عمیق و مستحکم در خانواده حاکم است.

کیفیت حجاب

پوشش واقعی پوششی است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن‏نما نباشد. علی علیه‏السلام فرمود: «از لباس نازک بپرهیزید؛ زیرا کسی که لباسش نازک است ایمانش هم ضعیف و کم‏رنگ است».21

اختلاط از منظر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

اسلام در عین این که به زنان، اجازه شرکت در اجتماع را می‏دهد، از اختلاط با مردان نهی فرموده است. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در زمان حیات خویش دستور داد که برای زنان، درِ ورودی جداگانه‏ای به مسجد النبی بسازند22 که هنوز هم به نام «باب النساء» خوانده می‏شود. پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم‏چنین دستور داد که شب‏هنگام پس از اتمام نماز، ابتدا زن‏ها و سپس مردها از مسجد خارج شوند و در مسیر کوچه و خیابان، زنان از کنار، و مردان از وسط حرکت کنند. روزی رسول خدا دید مردان و زنان با هم از مسجد بیرون آمدند. خطاب به زن‏ها فرمود: «بهتر است که شما صبر کنید تا مردها بروند، سپس شما بروید».23

اختلاط از دیدگاه شهید مطهری

متفکر بزرگ شهید مطهری رحمه الله فرهنگ اختلاط را مغایر با سنت‏های اسلامی و نبوی دانسته، خطر آن را این‏گونه بازگو می‏فرمایند: «جامعه امروزی، زیان‏های اجتماع مختلط را به چشم خود می‏بیند. چه لزومی دارد که زنان، فعالیت‏های اجتماعی خود را به اصطلاح، دوشادوش مردان انجام دهند؟ آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند، نقصی در فعالیت کار آنان رخ می‏دهد؟ اثر این دوشادوشی‏ها این است که هر دو همدوش را از کار باز می‏دارد و هر یک را به جای توجه به کار، متوجه همدوش می‏کند».24

تفاوت عفاف و حجاب

ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیده‏ایم، ولی مسئله اصلی و بنیادین، عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است. حجاب، همان پوشش ویژه و عفت، گونه‏ای خصلت و بینش و منش است. حجاب، پوششی بیرونی است، ولی عفت، هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است. حجاب می‏تواند ریایی، تحمیلی یا ظاهری باشد، ولی عفت، خصلت و ارزشی اختیاری است. عفت، نمودهای گوناگونی دارد؛ از جمله: عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی در نگاه یا سخن گفتن عفت نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است. بنابراین برای سالم‏سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.

عفاف از دیدگاه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم که از وی به عنوان مظهر عفاف25 یاد می‏کنیم، تلاش بسیاری برای حاکمیت عفاف و پاک‏دامنی کرد تا جامعه‏ای بسازد که در آن، عفاف و پاکی، ارزش، و بی‏عفتی، ضدارزش به شمار آید. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاک‏دامنی و عفاف باشند26 و فرمودند: «زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند».27 از این رو وقتی به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نام‏های «هبت» و «ماتع» ـ که از افراد هرزه هستند ـ نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباس‏های آنان حرف می‏زنند و با سخنان شهوت‏انگیز هوس‏های آلوده را تحریک، و به حریم عفاف تجاوز می‏کنند، آنها را احضار و به محلی به نام «العوایا» تبعید کرد؛ به گونه‏ای که آنها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می‏آمدند و سپس به تبعیدگاهشان باز می‏گشتند.28

شناساندن مقام واقعی زن

زنی که از مقام و ارزش‏های واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و در انتخاب حجاب، ریشه‏ای برخورد کند نه موروثی، دیگر حجاب را حصار و زندان تلقی نمی‏کند؛ بلکه آن را برای خویش وقار و متانت می‏یابد. وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیرویی تهدیدآمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در فاسدترین مکان‏ها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران، حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد.
الگوی عفت و حیا
سیمای پرفروغ تو ای کعبه عفاف
آینه تمام نمای محمد است
ای دخت مصطفی،
الگوی عفتی و نشان فضیلتی
مریم به پاکدامنی‏ات رشک می‏بَرَد
زیبنده است جامه ایمان به قامتت
در چهره‏ات حیای «محمد» نهفته است
در گفته‏ات کلام پدر هست جلوه‏گر
ای مادر پدر29

ای زن!

در آسمان دانش و تقوا و برتری
پیدا نشد چو فاطمه، تابنده اختری
در زهد و پاکدامنی و عفت و وقار
دارد به بانوان جهان فضل و برتری
جز او که پرورید گهرهای تابناک
در دامن عطوفت و الطاف مادری؟
ای زن، برای زندگی راحت تو گفت
زهرا کلام نغز و خوش و روح‏پروری
حفظ عفاف کن که نباشد به زندگی
زیباتر از عفاف، تو را زیب و زیوری30

حجاب در ایران

از دیرباز، زنان ایران دارای حجاب کامل بوده‏اند. مطالعه فرهنگ پوشاک مردم ایران در طول تاریخ نشان می‏دهد که زنان شریف ایران حجاب را به عنوان ارزشی والا پاس داشته و بدان افتخار می‏کردند و همگان در مجامع عمومی با پوششی کامل ظاهر می‏شده‏اند. ادبیات، آثار باستانی و نقوش به‏جای مانده از آن دوران، هریک به خوبی نشان اهمیت و جایگاه عظیم و والای حجاب در میان زنان نجیب ایرانی است؛ به عنوان نمونه درباره حجاب زنان ایرانی در دوره اشکانیان چنین آمده است: لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین‏دار و یقه‏راست بوده است. پیراهن دیگری داشته‏اند که روی اولی می‏پوشیدند و قد این یکی، نسبت به اوّلی کوتاه، و هم‏چنین یقه‏باز بوده است و روی این دو پیراهن، چادری سر می‏کردند.31

تاریخ بی‏حجابی

اکثر قریب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از نوزایی (رنسانس) دارای حجاب بوده‏اند. پس از دوران نوزایی و انقلاب علمی صنعتی و نیز جنگ جهانی دوم به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم آمد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادی زنان (!) کنار گذاشتن حجاب تشویق شد.

حیا و پاک‏دامنی از منظر امام علی علیه‏السلام

امیرمؤمنان حضرت علی علیه‏السلام حیا و عفت را از صفات و دست‏آوردهای ایمان می‏شمارد و از سجایای آزادگان و رسم‏های نیکان می‏داند. حضرت می‏فرمایند: «حیا و پاکدامنی، نشانه آزادگی و جوان‏مردی و لازمه ایمان است».32

پی‌نوشت‌ها:

1. لسان العرب، ج 1، ص 298.
2. فرهنگ معین، ج 1، ص 1340؛ فرهنگ عمید، ج 1، ص 779.
3. شهید مطهرى، مسئله حجاب، ص 62.
4. صحیفه نور، ج 13، ص 69.
5. صحیفه نور، ج 11، ص 254.
6. روزنامه جمهورى اسلامى، 28/10/68.
7. جمال و کمال زن، ص 146.
8. همان، ص 147.
9. تحلیلى نو و عملى از حجاب، ص 13.
10. احزاب، آیه 59.
11. اصول کافى، باب مذمت دنیا و زهد در آن.
12. حکایت کشف حجاب، ص 14.
13. مستدرک الوسایل، ج 14، ص 289.
14. احزاب، آیه 59.
15. سنن ابى داود، ج 2، ص 383.
16. یدنین علیهنّ من جلا بیبهنّ؛ سنن ابى داود، ج 2، ص 382.
17. صحیفه نور، ج 6، ص 194.
18. همان، ج 19، ص 278.
19. بحارالانوار، ج 2، ص 25.
20. مروارید عفاف، ص 71.
21. وسائل، ج 3، ص 282.
22. سنن ابى داود، ج 1، ص 109.
23. همان، ج 2، ص 658.
24. مرتضى؛ مطهرى، مسأله حجاب، ص 237.
25. مروارید عفاف، ص 19.
26. ممتحنه، 12.
27. وسائل الشیعه، ج 14، ص 99.
28. بحار، ج 23، ص 88.
29. جواد محدثى.
30. برگرفته از مروارید عفاف، ص 96.
31. جلیل ضیاپور، پوشاک زنان ایران، ص 194.
32. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 255.

منبع:www. irc.ir

نظرات (0) کلیک ها: 1387

انگلیس

 

سیاست کشف حجاب در راستای طرحهای استعماری برای استثمار بیشتر کشورهای جهان سوم و کشورهای اسلامی قرار داشت. به نقل قول زیر از مستر همفر توجه کنید:

مستر هَمفر، جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی، یکی از نقاط قوت مسلمانان را حجاب زنان می‏داند و می‏نویسد: «زنانِ آنان دارای حجاب محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست». و در جایی دیگر می‏نویسد: «به هر وسیله‏ای که شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد و بی حجابی را در بین مسلمانان رایج نمود و ابتدا برای گول زدن آنها [برای این] که حجاب را کنار بگذارند، باید به آن‏ها تفهیم کرد که حجاب به صورت چادر و یا عبا مربوط به اسلام نیست. چادر لباس قدیمی ایرانیان قبل از اسلام بوده و عبا لباسی است که خلفای عباسی برای زنان مسلمان رسم کرده‏اند و این یک لباس اسلامی نیست... خواه ناخواه وقتی زن‏ها از حجاب خارج شوند، مردها و جوانان فریفته می‏شوند و در نتیجه، فساد در کانون خانواده‏ها رخنه می‏کند. برای اجرا باید اول سعی کرد زنان غیرمسلمان درکشورهای اسلامی را از حجاب خارج کرد تا زنان مسلمان نیز از آنان پیروی کنند.» (منبع: گلبرگ، دی 1381، شماره 37)

می دانید که کشور اسپانیا یکی از سرزمینهای اسلامی بود که مسلمانان به آنجا اندلس می گفتند اما این سرزمین توسط مسیحیان از مسلمانان گرفته شد. یکی از راه هایی که آنها را در این تسخیر یاری کرد رواج فساد وبی بند باری در میان جوانان و رواج بی حجابی در بین زنان مسلمان بود.

نظرات (0) کلیک ها: 1187

زوایای مختلفی از پدیده كشف حجاب در تاریخ معاصر

 

جامعه‌ی ایران تا قبل از آشنایی درباریان با فرهنگ غرب، ‌فضایل سنتی خود را محفوظ نگاه می‌داشتند، حتی در حرمسراها زنان از قواعد مذهبی چشم نمی‌پوشیدند، حتی جماعتی در حرمسراها بودند كه شئون اساسی را به زنان یادآوری می‌كردند. فقط پس از مسافرت‌های فرهنگ ناصرالدین شاه وهن زننده در این زمینه وارد شد.
بطور طبیعی ظهور زن در عرصه‌ی حیات ملی ایرانیان همراه حضور مرد در این سامان است، از بدو آفرینش تا به امروز، پیوستگی و وابستگی این دو به یكدیگر هویدا است.1 صاحب نظرانی كه درباره‌ی وضع زنان ایرانی و نحوه پوشش آنان در خلال تاریخ بررسی كرده‌‌اند بر این باورند كه اقوام این مرز و بوم مردمی فكور، پر تلاش و اخلاقی بوده‌اند و گواه بارز بر حیات فكری آنان اعتقاد به وحدانیت خالق و روز رستاخیز می‌باشد. این امتیاز عظیم نشان دهنده‌ی فضل الهی بر مردم این دیار است. «هردوت» و «گزنفوت» و دیگر بیگانگان در آثارشان به رغم دشمنی‌های بین یونان و ایران اذعان داشته‌ا‌ند كه ایرانیان مردمی پایبند به مبانی دینی، سخت كوش ... بوده‌اند و از تقوی، كرامت و عزت انسانی برخوردار بوده‌اند. این گونه خصوصیات تا ظهور اسلام و پذیرش آن از سوی ایرانیان از وجوه تمایز جوامع ایرانی بود. در طی تاریخ هزار و چهارصد ساله به رغم همه‌ی گرفتاری های مردم این مرز و بوم هیچ جهانگرد و مورخ روشن ضمیری نیست كه از صفا و صمیمت ایرانیان سخن نرانده باشد، مرد و زن ایرانی به نجابت، حسن خلق، پاكدامنی و درستكاری ستوده شده‌اند.2
از نظر پوشش، در فرهنگ پوششی ایل نشینان ایران نه فقط زنان به حفظ حجاب و لباس‌های بلند ملزم بودند بلكه مردان نیز البسه‌ی گشاد به تن می‌كردند حتی بی‌كلاهی را عیب می‌شمردند.3
دركل، جامعه‌ی ایران تا قبل از آشنایی درباریان با فرهنگ غرب، ‌فضایل سنتی خود را محفوظ نگاه می‌داشتند، حتی در حرمسراها زنان از قواعد مذهبی چشم نمی‌پوشیدند، حتی جماعتی در حرمسراها بودند كه شئون اساسی را به زنان یادآوری می‌كردند. فقط پس از مسافرت‌های فرنگ ناصرالدین شاه وهن زننده در این زمینه وارد شد. از این زمان است كه می‌بینیم لباس‌های رقاصگان اروپایی به ذائقه شاه خوش می‌آید و در میان گروهی از «عمله‌ی طرب» مرسوم می‌شود. با وجود این تا زمان كشف حجاب رضا شاهی یك نمونه هم یافت نمی‌شود كه تصویر زنان ایرانی حتی درباری سر برهنه و بی‌حجاب نشان داده شود.4
اما رضا شاه در جهت تشدید وابستگی به نظام بین‌المللی كه نظام سنتی ایران بزرگ‌ترین رمز آن بود به تجددگرایی روی آورد و پدیده‌ی كشف حجاب با آهنگ تندتری پیگیری شد و اجرای آن با خشونت قرین گشت.5
هدف استعمار تهاجم به ارزش‌های دینی از جمله «حجاب» زن مسلمان بوده است اقدام رضا شاه علیه پوشیدگی زنان نشانه‌ی عملی و خشن این تهاجم فرهنگی بود. حضور میسیون‌های مذهبی، نشر مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی، نهایتا فكر تشبه به غرب از جمله عواملی بود كه به اجرای سیاست كشف حجاب كمك كرد. خواسته‌های نفسانی شهوت‌رانانی چون تیمورتاش و همفكران او نیز به روند كشف حجاب كمك كرد. رضا شاه مدعی بود مردم وقتی لباس متحد‌الشكل بپوشند، كلاه پهلوی برسر گذارند و نسبت به تقیدات دینی مست شوند، متمدن خواهند شد. درك او از تمدن رفتار متجدد مآبانه بود، نه اختراع و اكتشاف. شاه مغرور دل خوش بود كه با تغییر لباس و كنار گذشتن مذهب، جامعه متمدن خواهند شد. گرچه رضا شاه تجدد مآبی را از اوایل سلطنت در سر می‌پروراند، متحدالشكل كردن البسه در سال 1307، حضور خانواده‌اش در حرم حضرت معصومه (س) و دیگر اقدامات او مؤید این مطلب بود، ولی سفر تركیه این تلقی را تقویت كرد. مخبرالسلطنه می‌نویسد: «فكر تشبه به اروپایی از آنجا [تركیه]‌ به سر پهلوی آمد».6
رضا شاه بعد از مسافرت تركیه، از رفع حجاب زن ها صحبت می‌كرد و به هیأت دولت می‌گفت: «ما باید صوره‌ و سنتا غربی بشویم و باید در قدم اول كلاه‌ها تبدیل به شاپو بشود و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه‌ی مردم دفعتا مشكل است اقدام كنند، شما وزراء معاونین باید پیشقدم شوید... به حكمت، وزیر فرهنگ، دستور داد كه در مدارس زنانه معلمان و دخترها باید بدون حجاب باشند و اگر زن و دختری امتناع كرد او را در مدارس راه ندهند».7
غالبا مطالبی كه در ضرورت رفع حجاب از سوی شاه و اطرافیان مورد تأكید قرار می‌گرفت این بودكه وجود حجاب اولا، خلاف تمدن، ثانیا خلاف قانون طبیعت می‌باشد، ثالثا سبب عدم حضور زن به عنوان نیمی از مردم جامعه در عرصه كار می‌شود.
در خاطرات افراد متعدد كه خود از دست اندركاران حكومت رضا خانی بودند، تحمیلی بودن واقعه‌ی كشف حجاب بیشتر مشهود می‌گردد. بدالملوك بامداد می‌نویسد: «... به اشاره اعلیحضرت رضا شاه ...، عده‌ای از زنان فرنگی انتخاب... و به آنها گفته شد كه مأموریت دارند تا جمعیتی تشكیل بدهند... این جمعیت در جلسات بعد نام كانون آزادی را برای خود اختیار كرد».
این كانون به ریاست خانم دولت‌آبادی وظیفه داشت برای متجدد كردن بانوان تلاش كند، به دلیل مقاومت اجتماعی، كانون عملا كاری از پیش نبرد، قار شد در مدارس تدریجا مجالس جشن و سرور با روی باز و بدون حجاب برگزار گردد.8
انتشار این خبر با واكنش‌های اجتماعی مواجه گردید. نخستین واكنش را علمای شیراز بروز دادند.
در فروردین 1314 دختران مدرسه‌ی «مهر آیین شیراز» را واداشته بودند كه بدون حجاب در مراسمی حاضر شوند. در این رابطه علمای شیراز تلگرافی اعراض آمیز به شاه زدند و این در شرایطی بود كه شاه آماده می‌شد تا بر برداشتن حجاب زنان دربار و ملكه و دخترانش آنان را با غافله‌ی تمدن غربی همراه سازد. جریان اجبار محصلین به كشف حجاب در تهران و شهرها ادامه یافت. در مقابل اجرای این سیاست بود كه واقعه‌ی خونین مسجد گوهرشاد پیش آمد. با انتشار خبر قیام گوهرشاد، مقدمات اعتراض اجتماعی وسیعی فراهم شده بود. اما فقدان رهبری منسجم و خشونت عوامل شاه باعث شد نه تنها این اعتراض تبلور پیدا نكند بلكه شاه را مصمم به اجرای خشونت بار كشف حجاب نماید. مقدمات امر این گونه بودكه در هفده دی ماه 1314 ش. در دانشسرای عالی تهران مراسمی برگزار گردید. در این مراسم همسران صاحب منصبان، همسر و دختران شاه رسما بدون حجاب ظاهر شدند و این روز به نام «روز آزادی زن» و «كشف حجاب» نامگذاری شد.
حكمت كه خود در آفرینش كشف حجاب فعال بود در مورد تبعات این واقعه می‌نویسد:
«بلافاصله بعد از مراسم 17 دی دو امر پیش آمد كه یكی به حد افراط و دیگری به حد تفریط بود. از یك طرف بعضی از زن‌های معلوم الحال به كافه‌ها و رقاص‌خانه‌ها هجوم آورده و همه در مرئی و منظر جوانان بوالهوس به رقص پرداخته و با آن جوانان به انواع رقص‌های معمول فرنگستان مشغول دست افشانی و پایكوبی شدند و از طرف دیگر مأمورین شهربانی و پلیس‌ها در تهران و ... برحسب دستور وزارت كشور به زنان بی‌خبر مزاحم شده و آنها را به اجبار وادار به كشف حجاب می‌كردند ....»9
در كتاب «خاطرات صدر الاشراف» آمده است: «در اتوبوس زن با حجاب را راه نمی‌دادند ... بعضی از مأمورین زن‌هایی كه پارچه روی سر انداخته بودند اگر چه چادر معمولی نبود از سر آنها كشیده [و]‌ پاره پاره می‌كردند و اگر زن فرار می‌كرد او را تا توی خانه‌اش تعاقب می‌كردند و به این هم اكتفا نكرده اتاق زن‌ها و صندوق لباس آنها را تفتیش كرده، ... من این حركات وحشیانه‌ی مأمورین پست فطرت را در ولایات زیاد شنیده بودم ...»10
در این باره هدایت می‌نویسد:
« پلیس دستور یافت روسری از سر زن‌ها بكشد، ‌روسری‌ها پاره شد و اگر ارزش داشت تصاحب، مدتی زد و خورد بین پلیس و زن‌ها دوام داشت».11
وقتی منابع دولتی و عوامل مؤثر حكومت به این صراحت از مقاومت سخن می‌گویند معلوم است كه این مقاومت ابعاد بسیار وسیع‌تری داشته است. درست پس از اعلام ضرورت كشف حجاب، مأمورین شهربانی تعرض وسیع را به حریم خانواده‌ها آغاز كردند. اگر ساده اندیشانه بپذیریم كه كشف حجاب خود تمدن بود و یا راه را به سوی متمدن شدن جامعه می‌گشود، نمی‌توانیم این حقیقت را نادیده بگیریم كه هیچ رشد و تمدنی را نمی‌توان و نباید به زور چماق حكومت به جامعه تحمیل كرد. آیا گسترش تمدن با عفت ناسازگار است؟ هدایت اجتماعی به سوی تمدن نه تنها نیاز به زور و فشار ندارد، بلكه به دلیل هماهنگی با طبیعت انسانی، بدون هیچ اجباری و فقط در پرتو مدیریت با شعور سیاسی جامعه به سرعت قابل حصول نیز هست.12
رضا شاه اگر به راستی به رشد و اعتلای اجتماعی جامعه می‌اندیشد و سیاست فرهنگی او به معنی نابود كردن ارزش‌های اسلامی ـ ملی نبود، می‌باید كه زمینه‌های گسترش كار و تلاش و توسعه‌ی اقتصادی را با توسعه‌ی صنعت و فن‌آوری و انواع فعالیت‌های شهری پدید می‌آورد.13
*تهاجم فرهنگی و كشف حجاب
بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد كه مقدمات تهاجم فرهنگی در دوران سلطه‌ی قاجار آغاز می‌شد و مسئله «كشف حجاب» را در راستای تهاجم غرب باید بررسی كرد. این تهاجم در زمان رضا شاه با قلدری و در زمان محمدرضا شاه با خدعه، نیرنگ و تبلیغات مسموم كننده انجام گرفت. كشف حجاب نبایستی امری ساده تلقی گردد باید آن را بسان كلیدی دانست كه در صورت قرار گرفتن در دست غرب به راحتی درهای بسته‌ی ملت به روی اجنبی را باز كرد، فساد، فحشا و مواد مخدر را در جامعه رواج داد. منابع انسانی و ثروت‌های این ملت به چپاول و غارت غربی ها رفت. آنها كه در زمان ناصرالدین قرار داد فروش انحصاری توتون را نتوانستند تحمیل كنند اما در قضیه‌ی كشف حجاب موفق می‌شودند، پس باید به خوبی آنها را شناخت و از انگیزه‌هایشان آگاه شد. بی‌تردید در كشف حجاب برای استكبار منافع بسیاری وجود داشته، در هر كشور اسلامی كه رفته از نخستین اقداماتش كشف حجاب بوده، چنانچه فرانسه در الجزایر به همین اقدام دست زد. مستر همفر، جاسوس انگلیس در كشورهای اسلامی، در بخشی از خاطرات خود آنجا كه نقاط قوت مسلمان‌ها را بر می‌شمارد به مورد حجاب اشاره می‌‌كند و می‌گوید: «زنان آنان دارای حجاب محكم هستند كه نفوذ فساد در میانشان ممكن نیست». امروزه تهاجم فرهنگی ابعاد بسیار متنوع و سازمان یافته‌ای به خود گرفته كه مسأله كشف حجاب در این تهاجم به طور مستقمی مطرح نمی‌شود. لكن یك نتیجه‌ی كلی از آن گرفته می‌شود و آن شكستن حریم بین زن و مرد و نشاندن آنها به التذاد جنسی حرام و نامشروع است و ام‌الفساد همین جاست. برداشتن حجاب بین زن و مرد و از بین بردن حیا و عفت مقدمه‌ای است برای تباهی نیروهای انسانی و چپاول ملت‌ها، لذا طرح مسئله كشف حجاب دو فایده‌ی بزرگ خواهد داشت: فایده اول عبرت گرفتن از تاریخ كه به قول امام راحل (ره) [تاریخ]‌ معلم انسان‌هاست. فایده‌ی دوم، فهم این نكته كه این توطئه و این حلقه از تهاجم فرهنگی خاتمه نیافته و دشمن همچنان درصدد است تا با بهره‌گیری از شیوه های جدید به نتایج كشف حجاب دست یابد.14
* پیشینه‌ی كشف حجاب در تاریخ معاصر
از فتنه‌های مهم بهاییت، فتنه‌ی قره‌العین* بود. وی پس از جذب شدن به بهائیت هسمر خود را به سه فرزند رها كرد و به تبلیغ مرام ساخته‌ی استعمار پرداخت. علت جذب وی به «باب» نه از جهت فكری بلكه به شهوت‌ ـ‌پرستی‌اش بود. خاندان او خاندان عفت، زهد و قناعت بودند و در چنین محیطی وسایل عیش و عشرت برای او مهیا نبود، برای رهایی از این قید و بند به حزبی پیوست كه به هیچ نظم و قاعده‌ای پایبند نبود. لذا قره‌العین به «بابیان» كه دارای مرام اشتراك جنسی بودند پیوست و نخستین نغمه‌های شوم بی‌حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان نخستین زن بی‌حجاب در تاریخ معاصر مطرح كرد كه نه تنها در مجامع بی‌حجاب ظاهر می‌شد و تبلیغ بهاییت می‌كرد، بلكه بدون هیچ واهمه‌ای عقاید و پندارهای سخیف بهاییت را در مورد مرام اشتراك جنسی شرح می‌داد و به حضار بشارت می‌داد كه از این پس نه تنها زنان آزاد و رها می‌توانند در مجامع و اجتماعات حضور یابند بلكه یك زن می‌تواند با چند مرد زندگی زناشویی داشته باشد. بنابراین وی را باید از جمله‌ی نخستین زنانی دانست كه در تاریخ معاصر (در زمان زمامداری ناصرالدین شاه) پوشش از سر و تن برگرفت و سنگ بنای بی‌حجابی را در جامعه اسلامی ایران بر جا گذاشت. بعد از اعدام او، این قضیه خاتمه نیافت و در چهارچوب برنامه‌ی ذكر شده‌، از طرف انجمن‌های فراماسونری و غرب زدگان دنبال شد و رضا شاه مجری و تكمیل كننده‌ی آن گردید. در این راستا در كشورهای اسلامی چون مصر، الجزایر، تركیه و افغانستان و... نیز حركت‌هایی صورت گرفت. در مصر نخستین حركتی كه به عنوان آزادی زنان صورت گرفت در اواخر سلطنت «اسماعیل پاشا» بود. ولی برای اینكه بتواند ملت خود را به شاهراه تمدن برساند، متوسل به افكار غربی‌ها شد و قلم بدستان مزوری در اطراف وی به نوشتن كتب و مقالات پرداختند از جمله‌ی آنها «قاسم بیك امین» بود كه جمله‌ی « هر شرط تحولی رفع حجاب است» از اوست. در الجزایر، نیروهای اشغالگر فرانسه مبارزه‌ی عظیمی علیه حجاب به ویژه چادر شروع كردند. مردم استمار زده مبارزه‌ی منفی خود را بر علیه این اقدامات آغاز كردند. در تركیه مصطفی كمال پاشا كه بعدها به «آتاتورك» لقب یافت، پس از شكست پادشاه عثمانی دست به اسلام‌زدایی زد و دستور داد زن‌ها كشف حجاب كنند و مردان تغییر كلاه به سبك اروپایی دهند.
در افغانستان نیز امان‌الله خاف پادشاه این كشو رپس از بازگشت از سفر اروپا به اقدامات خود بر علیه حجاب شدت بخشید و انجمن حمایت از نسوان تشكیل داد كه تبلیغ بی‌حجابی را در سر لوحه‌ی كارهایش قرار داده بود. امان‌الله با زنش از ایران دین كردند، بی‌حجابی ملكه در افكار عمومی ایران اثر بدی گذاشت كه پس از بازگشت پادشاه به كشورش مردم بر سر تغییر كلاه و كشف حجاب علیه او قیام كرده و از سلطنت عزل شد.
در كشور ما نیز همچنان كه گفته شد با حركت‌های سخیف قره‌العین جرقه‌ی این پدیده‌ی شوم زده شد و به طور تدریخی ادامه پیدا كرد. فساد پادشاهان قاجار و گرایش آنها به مظاهرتمدن غربی موجب گسترش آن شد. ناصرالدین شاه با سفر به مسكو ضمن دیدار از نقاط دینی این شهر به تئاتر كارولین می‌رود، لباس بالرین‌ها توجه وی را جلب می‌كند. در برگشت به ایران دستور می‌دهد زنان حرم از این نوع لباس بپوشند، این عمل موجب تغییراتی در لباس زنان جامعه شد ولی این تغییر و تحولات خیلی محدود بود. وضع به همین منوال ادامه داشت تا زمامداری رضا خان فرا رسید. وی كه متعهد به اجرای سیاست‌های استعمار بود، پس از تاجگذاری به حمایت از كانون‌ها و انجمن‌ها پرداخت. این مراكز محل مناسبی برای تبلیغ بی‌حجابی بود، در سال‌های 1305 و 1314 «جمعیت بیداری نسوان» و «كانون بانوان» تأسیس شدند. ریاست كانون با صدیقه دولت آبادی بود، وی از جمله زنانی بود كه چند سال قبل از كشف حجاب رسمی، بی‌حجاب از منزل خارج می‌شد. در این ایام جراید كشور در مراقبت شدید اداره‌ی سانسور شهربانی قرار داشتند و مدیران آنها وابسته به حكومت و فراماسونری بودند و با ارائه‌ی مقالات و عكس‌های زنان بی‌حجاب و گاه عریان زمینه ‌های فساد را مهیا می‌كردند.15
مهم‌ترین زمینه‌ی كشف حجاب تفسیر لباس مردان در سال‌های 1304 و 1307 و 1314 ش بود. استعمار به خوبی می‌دانست كه مردان نسبت به پوشش زنان خود اهمیت زیادی می‌دهند و یكباره به كشف حجاب تن نمی‌دهند و فشار بدون تهیه‌ی مقدمات همان نتیجه‌ای را خواهد داد كه در افغانستان بر سر امان‌الله خان آمد، لذا بهتر آن دیدند كه از تغییر لباس مردان شروع كنند تا از این رهگذر هم ذهن جامعه را نسبت به تغییرات عمده كه جزء آداب و سنت‌های اجتماعی به شمار می‌رفت آماده سازند، چرا كه مردان بر سر وضع خود و نوع لباس و كلاه... كمتر حساسیت به خرج می‌دهند و این تغییر را بعد از كمی فشار خواهند پذیرفت و این نخستین رخنه در دگرگونی ارزش‌های سنتی و ملی خواهد بود و هم چنین عكس‌العمل مردم را بسنجند. با توجه به اینكه برای متخلفین از آن جریمه‌ی نقدی و حبس مقرر كرده بودند. این خود نوعی فشار بود لذا ابتدا اجبار به تغییر لباس و كلاه را در ادارات اجرا و سپس به صورت عمومی آن را اجباری می‌كردند تا در فاصله‌ی بین دو اجبار عكس‌العمل‌ها را ارزیابی كرده و نتایج حاصله را استخراج كننده بدیهی بود در صورتی كه واكنش‌ها عادی بود بیانگر تغییر تفكر و فرهنگ جامعه به شمار می‌آمد زیرا مسئله‌ لباس، شكل و نوع آن یك مسئله سطحی و ساده نیست بلكه كسی، لباس خود را تغییر می‌دهد كه پیش از آن نوع تفكر و فرهنگ خود را تغییر داده باشد. بالاخره حكومت وابسته‌ی پهلوی با تغییر كلاه پهلوی به شاپور (لگنی)، دگرگونی مورد نظرش را به اجرا گذاشت و زمینه را برای كشف حجاب فراهم نمود تا این كه در 17 دی 1314 رضا شاه به همراه تاج الملكوك، شمس و اشرف به دانشسرای مقدماتی رفتند. ملكه و دخترانش بدون حجاب در آنجا ظاهر شدند. از آن روز فجایع این اقدام ضد اسلامی و ملی در شكل‌های مختلف آغاز شد و همه ی نیروهای امنیتی و نظامی برای اجرای آن بسیج شدند.16
شاید برخی بر این باور باشند كه تغییر لباس و كشف حجاب امری ساده و سطحی بوده است. این گمان ناشی از عدم شناخت عظمت وجودی زن و مردم و تفاوت‌های آن دو می‌باشد. منتسكیو ضمن اشاره به این تفاوت‌ها بر لزوم حفظ حیا و حجاب تأكید كرده و می‌گوید: «قوانین طبیعت حكم می‌كند زن خوددار باشد. زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد. بنابراین تضاد بین آنها را می‌توان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معقتدند كه زنان باید حیا و حجاب داشته باشند».17
همچنان كه گفته شد تغییر لباس در زنان و مردان ناشی از تغییر فرهنگ و عقیده‌ی شخصی است، گرچه در ابتدای سیطره‌ی رضاخان این مورد با زور سر نیزه تا حدودی در جامعه پیاده شد ولی «خو» دادن مردم به آن و پذیرش تدریجی آن از سوی مردم موجب ایجاد نوعی تفكر در خصوص فرهنگ و عقیده گردید. آیا استعمار و عامل آن رضا شاه در این مبارزه پیروزگر شدند و با برگرفتن حجاب از سر و تن زن‌ها و گذاشتن و پوشاندن كلاه و لابس اروپایی بر سر و تن مردمان توانستند نور عشق به اسلام را از تن و روح ملت بزدایند.
ملت و روحانیت در این مبارزه‌ی بی امان حماسه‌هایی خلق كردند كه نمونه‌های آن را در مبارزه آنها با حكومت محمدرضا پهلوی می‌توان سراغ گرفت، قیام مسجد گوهرشاد و كشته شدن هزاران نفر از مردم و روحانیت و تبعید و زندانی شدن جمع كثیری از آنها نقطه‌ی اوج این مبارزات بود. و از آن واقعه‌ی جانگذاز تا سقوط پهلوی اول و دوم این مبارزه همچنان ادامه داشت تا اینكه خداوند متعال پاداش این مبارزات و از جان گذشتگی‌ها را پیروزی انقلاب اسلامی كه از بی‌نظیرترین انقلابات تاریخ است، قرار داد و آن را مقدمه ای برای ظهور مهدی موعود (عج) قرار داد.18
* كشف حجاب، اوج ابتذال زن ایرانی
درباره كشف حجاب در عصر پهلوی كتاب‌های متعددی به نگارش در آمده و از مفاد آنها چنین بر می‌آید كه بین رضا شاه و آتاتورك رابطه‌ای صمیمانه وجود داشت. رضا شاه در زمامداری هفده ساله‌ی خود تنها یك بار به خارج از كشور سفر كرد. سفری كه ثمره‌ی آن ابتذال زن ایرانی بود. او به تركیه سفر كرد و آن قدر مجذوب ظواهر آنجا و مردم آن دیار شد كه از همان جا تلگرافی به دولت ایران فرستاد و گفت: «اگر كشاورزان بخواهند هنگام كار زیر نور آفتاب از گناه تمام لبه استفاده كنند، اشكالی ندارد.19
پیش‌تر گفته شد، تغییر پوشش و تفكر بینابین آن در دوران قاجار شكل گرفت. شاهان قاجار در مسافرت‌های فرنگ مرعوب فرهنگ منحط آنجا شده و از پوشش زنان اروپایی خوش‌شان آمده بود بدشان نمی‌آمد كه زنان حرمسرایشان از آن نوع لباس بپوشند. در عكس‌های برجای مانده از قاجار زنان بالاپوشی به كل سنتی دارند اما به جای شلوار، دامنی كوتاه با جوراب به تن دارند، نیمی قجری و نیمی اروپایی. ا لبته در هیچ یك از تصاویر زنان این دوره زنی بدون روسری دیده نمی‌شود. با وجود این، ابتذال زن ایرانی زمانی شروع شد كه پای او به حرمسراها باز شد. این ابتذال در عصر پهلوی اول نیز بعد از سفر وی به تركیه با تبلیغات دامنه‌دار و گسترده علیه حجاب شروع شد، این مسافرت در واقع زمینه‌ی پذیرش كشف حجاب را فراهم نمود. رضا شاه به كشوری سفر كرده بود كه پدیده‌ی پان تركیسم آن با محوریت مصطفی كمال پاشا می‌رفت تا به سبك اروپا شكل بگیرد. درباره شیفتگی رضا خان به تركیه و اقدامات آتاتورك حتی قبل از اینكه بر اریكه سلطنت ایران تكیه زند، مطالب فراوانی گفته شده است.روزنامه‌ی «مورنینگ پست» در شماره‌ی 12 خود می‌نویسد: «رضا خان به كارهای مصطفی كمال بسیار شیفته شده و در تقلید از برنامه‌ی سیاسی او نیز تردیدی به خود راه نداده است». در شماره‌ی دیگر این نشریه، عدم تقلید كامل رضا خان از وی را در ابتدای تغییر سلطنت خطر بلشویزم می‌داند. آنچه در این سفر بیش از همه توجه رضا شاه را به خود جلب كرد، حضور زنان و دختران بی‌حجاب در مراكز علمی و آموزشی این كشور بود. به همین جهت پس از این بازدیدها خطاب به سفیر كبیر ایران اظهار می‌دارد: «هنوز عقب هستیم و فورا باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم، خصوصا زنان اقدام كنیم». تأثیر این مسافرت در رضا شاه به حدی است كه خطاب به رییس الوزراء می‌گوید: «نزدیك دو سال [است]‌ كه این موضوع ـ‌كشف حجاب ـ‌سخت مرا به خود مشغول داشته است. خصوصا از وقتی كه به تركیه رفتم و زن‌های آنجا را دیدم كه «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته ... دیگر از هر چه چادری است بدم آمده است . اصلا چادر و «چاقچور» دشمن ترقی و پیشرفت مردم است».20 رضا شاه در دانشسرای عالی تهران گفت:« بسیار مسرورم از این كه می‌بینم زنان به حقوق و مزایای خود نائل شده‌اند». معلوم می‌شود ایشان «برهنگی» را حقوق و مزایای از دست رفته‌ی زنان می‌پنداشت. لازم به یادآوری است قبل از اعلام رسمی كشف حجاب، قانون متحدالشكل شدن البسه در سال 1307 ش. در مجلس شورای ملی به تصویب رسیده بود، در این مدت هفت ساله رضا شاه كوشید تا كشف حجاب را موجه جلوه دهد اما به دلیل مقاومت روحانیت و مردم مسلمان ایران هرگز جرأت طرح آن را به عنوان یك قانون و تصویب آن در مجلس شورای ملی نیافت و در حد بخشنامه‌ای بیش باقی نماند، دولت نیز تلاش نمود تا قیمت پارچه و البسه گران نشود. در بخشی از بخش‌نامه‌ی دولت به تاریخ بهمن ماه 1314 چنین آمده بود: منظر به اینكه استقبال خانم‌ها در تهیه‌ی لباس تجدد باعث سوء استفاده‌ی اصناف و كسبه واقع شده و قیمت اجناس زنانه... را ترقی داده، بلدیه تهران نرخ معتدلی جهت خیاطان و... وضع نموده و ترتیب خاصی هم جهت فروشندگان اجناس زنان داده... و متخلفین مورد تعقیب واقع می‌شوند».21
موضوع كشف حجاب سایر مكاتبات اداری سال‌های نخستین این دستور را تحت الشعاع قرار داده بود و استمرار مكاتبات و بخشنامه‌ها حكایت از مقاومت مردم در قبال این واقعه بود.
قبلا اشاره شد بیشترین دلایل حجاب برداری در ظاهر امر به لحاظ عدم حضور فعال زنان در اجتماع و در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بود ولی در واقع بی‌بند و باری و برهنگی كعبه‌ی آمال متولیان عیاش و لجام گسیخته بود. با دقت در تاریخ این دوره معلوم می‌شود زن ایرانی مسلمان با حفظ حجاب در تمامی صحنه‌ها حوری قدرتمند داشت، لكن می‌شود گفت به عمد این موضوع در تاریخ مورد غفلت واقع شده است. «مورگان شوستر» در این زمینه می‌‌گوید: ‌«... در آن ایام تار ظلمانی [هنگام اتمام حجت روس به ایران‌]‌ كه اوهام مردم در تردید بود كه آیا مجلسی باقی خواهد ماند یا منفصل می‌شود؟ زنان ایران با هیجان و حرارت قلبی برای محافظت [از] آزادی و محبت فوق العاده [به] وطن خود، آخرین اقدامی كه آنان را بر مردمان تفوق و برتری دادند و دلیل بر شجاعت‌شان بود، به عرصه‌ی ظهور رساندند. شهرت داشت كه نمایندگان در چند جلسه‌ی سری مجلس قرار داده بودند كه مطالبات روس‌ها را تسلیم نموده و راضی شوند. بازاریان و اهالی پایتخت فرقه فرقه شده بودند... در این موقع زنان ایران جوابی مهیا نموده و سیصد نفر از جنس ضغیف! از خانه و حرمسراهای محصور با افروختگی بشره كه از عزم ثابت شان خبر می‌داد، بیرون آمده درحالتی كه در چادرهای سیاه و نقاب‌های مشبك سفید مستور بوده و حركت نظامی می‌نمودند، بسیاری از ایشان در زیر لباس یا آستین‌های خود تپانچه پنهان داشتند یكسره به مجلس رفته و در آنجا جمع شده و از رییس مجلس خواهش نمودند كه تمام آنها را اجازه‌ی دخول دهد. رییس مجلس به ملاقات نمایندگان ایشان راضی شده... آن هیبت مادران و زوجات و دختران محجوب ایرانی، تپانچه‌های خود را برای تهدید نمایش داده و نقاب‌ها را پاره كرده و دور انداخته و اراده‌ی عزم آخری خود را اظهار و اعتراف كردند كه اگر وكلا مجلس در انجام فرائض خود و محافظت و برقرار داشتن شرف ملت ایران تردید نمایند، مردان و فرزندان و خودمان را كشته و اجسادمان را همین جا می‌اندازیم».22
در بحث‌های اقتصادی و فرهنگی نیز تاریخ گویای این مطلب است كه زنان همیشه در معیشت، اقتصاد جامعه و تعلیم و تربیت نقش محوری داشتند.
پس از مشروطیت به دلیل امكان ضبط بیشتر حوادث تاریخی، حضور زنان در عرصه‌های فرهنگی، آموزشی، سیاسی، اقتصادی بیشتر عیان و آشكار شد. در تمامی این عرصه‌ها زن ایرانی مسلمان، فرهیخته و روشنفكر با حفظ حجاب و پای فشردن به رعایت حریم جامعه مشاركتی فعال داشت. آنان از رواج بی‌بندوباری كه بنیان‌های اعتقادی، فكری و اخلاقی جامعه را متزلزل می‌كرد به شدت انتقاد می‌كردند. روزنامه‌ی شكوفه، نخستین روزنامه‌ی زنان در ایران، در این باره چنین نوشته است: «این چه رفتار و حركاتی است كه بعضی از زن‌ها یا بعضی از مردها دارند... به چه طریقه و مذهب صحیح است كه در معبر عام، فرق اسلامی را شكسته، پرده‌ی اسلام را دریده، بدون پرده و حجاب، فتح هر باب كرده و بر ضد آیه‌ی شریفه‌ی "ولا یبدین زینتهن الا لبغو لتهن" (باید ظاهر نسازید زیور و زینت‌های خودتان را مگر از برای شوهران خودتان) ... با آن حركات و سكنات مخصوص و از این‌ها بدتر، آن جوانان بی‌غیرت و عصمت، لا مذهب می‌باشند كه خودشان را مانند زنان می‌سازند و هیچ شرم و حیا از خدا نمی‌كنند و از مردم خجالت نمی‌كشند».23
برای كشف حجاب اجهافات و بد رفتاری‌های بسیاری بر مردم روا می‌شد، با فرا رسیدن شهریور 1320 و با خروج رضا خان از ایران، كشف حجاب وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد و در دوره‌ی پهلوی دوم علی‌رغم اعلام ظاهری لغو اجباری آن، عملا این قانون پیگیری شده و با مخالفین به شدت برخورد می‌شد.
* حجاب زدایی در اندیشه‌ی منورالفكران
واقعیت این است كه در بسیاری موارد، زن ایرانی نقش چندانی در اجتماع نداشته و به دنبال روزنه‌ای بود تا خود را مطرح نماید. این امر به دست اندیشه‌گران مشروطه كه كم و بیش با تمدن و فرهنگ غرب آشنا شده بودند با شعار حجاب زدایی خود را نمایاند. اینان راه رهایی از عقب ماندگی زن ایرانی و گام نهادن وی را در مسیر ترقی، رفع حجاب فرض نموده و نخستین گام [را] كه برداشتن روبند و نقات بود، عملی كردند. بدین وسیله قبل از تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی زمینه‌ی برداشتن چادر نیز فراهم گشت. اقدامات تجددگرایانه رضا شاه روند حجاب زدایی را سرعت بخشید تا جایی كه به عنوان یكی از محورهای اساسی سیاست فرهنگی دولت وی جای گرفت. و همچنان كه قبلا گفته شد در هفده دی ماه 1314 از سوی خانواده و شخص شاه كشف حجاب به طور رسمی اعلام شده و داشتن حجاب منع گردید. علی رغم این اقدام این رضا شاه نبود كه اندیشه‌ی كشف حجاب و حجاب زدایی و حركت به سوی فرهنگ برهنگی را مطرح ساخت بلكه وی این اندیشه را در سطح گسترده‌ای عملی ساخت. این منورالفكران جنبش مشروطه خواهی بودند كه حجاب زدایی را مطرح ساختند. یكی از متقدمان، میرزا ملكم خان بود، وی اعتقاد داشت كه نه تنها باید در حوزه‌ی فنی و فن‌آوری از غرب تقلید كرد؛ كه در حوزه‌ی روابط اجتماعی نیز تقلید ضروری است. به ادعای وی:«غربی‌ها به همان میزان كه در صنایع پیشرفت كرده‌اند، به همان نسبت نیز در روابط اجتماعی پیشرفت نموده‌اند». از منظر این افراد یكی از زمینه‌ها «حقوق زنان» و تبدیل نقش سنتی آنها به نقش امروزی در اجتماع بود. یكی از شیفتگان تمدن جدید غربی كه اصل حجاب را نیز مورد حمله قرار می‌دهد میرزا فتحعلی آخوند‌زاده است، وی در خصوص تمدن غرب معتقد است: «مردم آسیا حریت كامله را یكبارگی گم كرده‌اند و از لذت مساوات و نعمت حقوق بشریت كاملا محرومند. بر شما لازم است كه بزرگ خود (غرب) را بشناسید، همیشه به امر و نهی او مطیع باشید و رسم بندگی و آداب انسانیت را یاد بگیرید». وی درباره‌ی حجاب می‌گفت: «كسانی كه بعد از اخلاف ما در دین اسلام بانی پروتستاتیسم خواهند شد، آیه‌ی حجاب را منسوخ خواهند كرد». وی درباره ی الگو گرفتن زنان ایرانی از غرب چنین اظهار نظر می‌كند: «امروز در بعضی از دول غرب زنان را به امور مملكت داخل می‌كنید، چنانچه این رسم قبل از غلبه‌ی عرب‌ها در ایران جایز بود». از دیگر افراد این طرز تفكر میرزا آقاخان كرمانی است. وی بیشتر به باستان گرایی توجه دارد تا غرب‌زدگی، نگاه باستان گرایانه‌ی، وی به سلسله‌های قبل از اسلام، به ویژه هخامنشیان و ساسانیان و ... است ... با تأسیس دولت ساسانی تاریخ ایران روشنی مخصوص یافت...»‌ در خصوص اسلام و آیین زند و برتری قائل شدن برای آیین زرتشت میزرا آقاخان می‌نویسد: «در عالم دیانت، قانون زند استوارترین آیین‌نامه‌های ازمندی سابق بود و مدارش بر پروگرام و نظام ترقی قرار داشت». در اندیشه وی انتساب حجاب به عرب‌ها نیز پیداست. این درحالی است كه مخبرالسلطنه «چادر» را رسم ایرانی می‌داند:
«منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیده تنم آفتاب»
سخن مشهور وی در ضدیت با حجاب چنین است:
«هر شاخه از درخت اخلاق زشت ایران كه دست می‌زنیم ریشه‌ی او كاشته عرب و تخم او بذر مزروع آن تازیان است. یكی از آنها حجاب بی‌مروت زنان است. در ایران باستان، زنان با مردان شریك زندگانی بودند. حال هزار سال است زنان ایران مانند زنده بگوران تازیان در زیر پرده‌ی حجاب و كفن جلباب مستور و در خانه‌ها چون كور محجوب ، مهجور گشته‌اند...»24
علی‌رغم این كه چنین اندیشه‌گرانی موضوع كشف حجاب را مطرح می‌كردند، اما اقدامات علمی حاكمیت در اواخر دوره‌ی قاجار و مخصوصا رضاخان در تغییر پوشش زنان و مردان، بیش از نظرات ارائه شده مؤثر واقع شد. هر چند اندیشه‌ی كشف حجاب، مقدمه‌ای بر اقدامات عملی در این راستاست.
پانوشت‌ها:
1- مرتضی ، جعفری و همكاران ، واقعه كشف حجاب، تهران ، سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی ، چاپ دوم ، 1373 ، ص هفت
2- همان ، صص نه ـ ده
3- همان ، ص شانزده
4- همان ، ص نوزده
5- همان ، صص نوزده ـ بیست
6- همان ، ص بیست و سه
7- همان ، صص بیست و سه و بیست و چهار
8- همان ، ص بیست و پنج
9- همان ، صص بیست و پنج ـ بیست و شش ـ بیست و هفت
10- همان ، ص بیست و هفت
11- همان ، ص بیست و هفت
12- همان ، ص بیست و هشت
13- همان ، ص بیست و نه
14- حكایت كشف حجاب، واحد تحقیقات مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، تهران ، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، 1373، صص 7، 13 و 14
* ـ نام اصلی او «فاطمه» یا «زرین تاج» بود و در یك خا نواده‌ی روحانی به دنیا آمده بود.
15- مهستی، ابوذرجمهری و همكاران، نشست تخصصی كشف حجاب، تهران ، مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ، چاپ اول، 1384، صص 136-140
16- همان ، صص 14-142
17- همان ، ص 142
18- همان ، صص 148-149
19- همان ، ص 11
20- همان ، ص 62
21- همان ، صص 15، 12 و 16
22- همان ، صص 22-23
23-همان ، صص ، 23-24
24- همان ، صص 55 ، 56 و 57

منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

نظرات (0) کلیک ها: 1236
روند كشف حجاب و واكنش روحانيان
با آغاز سلطنت رضاشاه، تبليغ در مورد “آزادي زنان“ در مطبوعات ادامه يافت و به تدريج از صراحت بيشتري برخوردار شد. نويسندگان تجددمآب در ابتدا چنين وانمود مي‏کردند که تجددمآبي مانعي در مقابل دين نيست. چنين ادعايي را بعدها، و حتي پس از رسميت يافتن کشف حجاب، تعدادي از نشريات تکرار مي‏کردند. اين امر ناشي از بيم حکومت از پذيرش انگ ضد اسلام و نيز واکنش مردمي، به خصوص از ناحية روحانيان، بود.
تبليغات در مورد آزادي زنان به تدريج از صراحت بيشتري برخوردار گرديد و در برخي از نشريات در اين زمينه اشاره‏هايي مي‏شد. در سال 1306 در روزنامة حبل‌‏المتين دلايلي بر وجوب رفع حجاب رفع شد. حمايت دربار از کشف حجاب موجب تشويق غربگرايان مي‏شد.

رسائل و کتابها

تبليغات غربگرايان به سود بي ‏حجابي موجب شد که برخي از علما به دفاع از حکم اسلامي حجاب بپردازند. از جمله آثاري که در سالهاي اول حکومت رضاشاه نگاشته شدند، بايد از رسالة وسيله‏العفايف يا طومار عفت ياد کرد که در ابتداي سال 1307 در رشت منتشر شد.

ادامة روند حجاب‌‏زدايي

حکومت رضاشاه هرچند که نتوانست پس از سالهاي اوليه کشف حجاب را در جامعه رسمي سازد، ليکن در جهت عادي ‏سازي بي ‏حجابي تلاشهاي گوناگوني انجام داد. در سالهاي پيش از سفر رضاشاه به ترکيه موضوع حجاب زنان همچنان در راس مسائل اجتماعي بود و فشار بين‌‏المللي نيز در اين زمينه وجود داشت. به نوشتة روزنامه مليت، چاپ اسلامبول، در تاريخ 6 سپتامبر 1931 (4 شهريور 1310) شاه ايران نزديک به پانصد نفر از خانمهاي ايراني را به دربار دعوت کرد و پس از نصيحت از آنها خواست تا چادرهاي خود را بردارند؛ و آنان نيز فرمان شاه را با خرسندي پذيرفتند.

سفر ترکيه و نتايج آن

با کنار گذاشته شدن مخبرالسلطنه و آغاز نخست‌‏وزيري مجدد محمدعلي فروغي، از 21 شهريور 1312 سياستهاي تجددمآبانه شدت يافت. نه ماه پس از آن، سفر رضاشاه به ترکيه (از 12 خرداد تا 14 تير 1313) نقطة عطفي در قضية کشف حجاب بود.

تشديد عمليات

با ‎آغاز سال 1314 روند فعاليت دولت براي کشف حجاب به اوج رسيد. در فروردين 1314 (ظاهراً 13 فروردين) مطابق طرح علي‏اصغر حکمت، در مجلس جشني در يکي از مدارس شيراز دختران به صف ايستاده پس از خواندن دکلمه و سرود به ورزش ژيمناستيک مشغول شدند. به طوري که گفته شده دو تن از روحانيان شيراز، محمدعلي حکيم و ميرزا صدرالدين محلاتي، در اعتراض به اين اقدام. مجلس مذکور را ترک گفتند و پس از آن سيد حسام‌الدين فال ‏اسيري، از روحانيان سرشناس شيراز، در يک سخنراني به اين اقدام اعتراض نمود که به دنبال آن دستگير و تبعيد شد.
گسترش برنامه ‏هاي بي‏حجابي، روحانيان و توده‏ هاي مردم را سخت نگران ساخت. مسلم بود که آنان در بدو امر از تمامي جريانات و برنامه‏ هاي حکومت آگاهي کامل نداشتند و احتمالاً تعدادي از آنان، با توجه به تظاهرات مذهبي رضاشاه در گذشته، شخص شاه را بري از اين اقدامات مي‏دانستند.

واکنش آيات

انعکاس اخبار بي‏حجابي و به ويژه اخبار شيراز در نشريات و يا به وسيلة طبقات مختلف مردم به مراجع بزرگ قم و مشهد، آنان را به تکاپو واداشت. در مشهد اين قصه سر دراز داشت. به رغم مذهبي بودن شهر مقدس مشهد، حکومت رضاشاه سعي داشت که برنامه‏‏ هاي ضدمذهبي خود را از همين شهر آغاز کند. سرانجام، آيت‌‏الله قمي، پس از مشورت با تعدادي از رجال و روحانيان، تصميم گرفت که براي جلوگيري از کشف حجاب و استعمال کلاه شاپو به تهران مسافرت کند و با رضاشاه گفت وگو نمايد.
واکنش ديگر در مخالفت با سياستهاي دولت در مورد کشف حجاب، که از اهميت تاريخي خاصي برخوردار است، تلگراف آيت‌‏الله شيخ عبدالکريم حائري، زعيم و مؤسس حوزة علميه قم بود.

مقاومتها و مخالفتها

سرکوب قيام گوهرشاد اگرچه ميزان اختناق حاکم بر جامعه را افزايش داد، ليکن هنوز هم روحانيان مهم‏ترين گروه مخالف کشف حجاب شمرده مي‏شدند و مانع جدي در اين راه قلمداد مي‏گرديدند.
پس از رسميت بي‏حجابي دولت کوشيد تا عده ‏أي از علماي سرشناس را وادار کند که در مجالس و جشنهاي بي‏حجابي حضور يابند يا با تاييد خود آن را مجاز بدانند، ولي اکثر آنان از اين کار سرباز زدند. به طور مثال، آيت‏الله کاشاني در پاسخ به چنين پيشنهادي به شدت با ماموران برخورد کرد.
در اين زمان، بسياري از روحانيان و واعظان تحت تعقيب قرار گرفته. زنداني يا تبعيد شدند. مطابق سندي به تاريخ 26 مرداد 1315، سيدمحمد زارچي واعظ پس از اينکه در بالاي منبر گفته بود “زنها! روبندها را پايين بيندازيد“، مورد تعقيب قرار گرفت و از يزد به کرمان تبعيد شد. با سقوط رضاشاه به دليل ناتواني حکومت و نيز برخي ملاحظات ديگر سختگيري در مورد حجاب نيز به بوته فراموشي سپرده شد و دولت جديد تحت فشار اعتراضات روحانيان و خواست عمومي، زنان را در انتخاب حجاب آزاد گذارد.

معرفي سايت مرتبط با اين مقاله



تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله

نظرات (0) کلیک ها: 1233

اطلاعیه ها. . . .


سامانه ثبت موسسات فرهنگی قرآن و عترت (ع) 

نحوه عضویت در کانال اطلاع رسانی موسسه در نرم افزارهای تلگرام و واتس آپ

 

 

Save

 

عضویت خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه عاکفون و کسب اطلاع از فعالیتها و اخبار و آموزشهای آن نام و آدرس پست الکترونیکی خود را وارد کنید . توجه:عضویت خبرنامه رایگان است.