مصرف,اسراف,سبک زندگی,مصرف گرایی,خرید,اقتصاد,اقتصادی,میانه روی,مقاله,مصرف زده گی

 

اقدام توهین آمیز نشریه شارلی ابدو واکنش‌ گروه‌ها و چهره‌های مختلف هنری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ورزشی را در پی داشته است.
* نباید بگذاریم به بهانه تروریسم به پیامبر اسلام توهین کنند
محمدرضا راه‌چمنی دبیر کل حزب وحدت و همکاری ملی ضمن محکومیت هر نوع اهانت و بی‌حرمتی به مقدسات عنوان کرد: بی حرمتی به ساحت مقدس هر دینی، امری خلاف اخلاق است؛ به ویژه دین مبین اسلام که خاتمه دهنده و تکمیل کننده باقی ادیان الهی است. اهانت به پیامبر عظیم الشان اسلام از سوی هر نشریه باید محکوم شود و افرادی که دست به چنین اقدامات متوحشانه و بدوی می زنند باید در چارچوب قوانین آن کشورها شدیداً مورد ماخذه قرار گیرند.

دبیر کل حزب وحدت ملی در ادامه افزود: امیدوارم این اقدامات از طریق کنفرانس اسلامی به طور جد پیگیری شود و تمام هتاکان به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام به مجازات عمل‌شان برسند.

وی در پایان ضمن محکوم کردن اقدامات تروریستی در فرانسه عنوان کرد: زمانی که جامعه ما یک جامعه مدنی است و اسلام، دین مهربانی و رفعت است؛ باید درست ترین تصویر را از جامعه اسلامی بروز دهیم. مسلمانان جهان باید این عمل را محکوم کنند. ما نباید بگذاریم رفتار تروریستی عده‌ای تند رو، افراطی و اسلام ستیز باعث شود تا به بهانه تروریسم به پیامبر اسلام توهین کنند.

*امیدواریم شاهد آخرین اقدام نشریات غربی در توهین به اسلام باشی

لاله افتخاری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در واکنش به انتشار کاریکاتور موهن در نشریه فرانسوی گفت: این اولین بار نیست که نشریات غربی اقدام به توهین به پیامبر اسلام می کنند اما امیدواریم که دیگر درس گرفته باشند و این آخرین اقدام آنها باشد.

افتخاری تاکید کرد: این حرکت فرانسه ثابت می کند که غربی ها در تمامی عرصه ها، چه در مذاکرات و چه در تحریم ها و حتی کاهش قیمت نفت که حاصل همفکری همه استکبار است، به نتیجه نرسیده اند و این اقدامات نشان دهنده عجز و شکست غرب در این اتفاقات است. غرب با این کار می خواهد توجه آن بخش از جهان که به این مسئله معطوف نیست را هم به این حوادث جلب کند.

رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: کسانی که آزاداندیش هستند به خوبی می توانند تشخیص بدهند که این اقدامات، اقدامات عاجزانه ای ست که خود آنها را وادار می کند که پژوهش کنند و پی به واقعیات ببرند. مطلوب ما هم این است که آنها به راه راست هدایت شوند و به واقعیت پی ببرند. قرآن کریم هم در این رابطه می گوید وقتی راه به جایی نبردند، دست به تهمت و افتراق و دروغ خواهند زد.

لاله افتخاری با اشاره به وظیفه جامعه جهانی در برخورد با این اقدامات گفت: از یک طرف وظیفه است که با آنها برخورد شود؛ چه جوامع بین المللی که آزادی بیان در چارچوب پذیرفته شده آن را پیگیری می کنند، چه نخبگان و صاحب نظران برجسته دنیا، همه باید به این مسئله واکنش نشان دهند. کشورهای اسلامی و سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان همبستگی کشورهای اسلامی هم باید نسبت به این اتفاق موضع داشته باشند و هر چه بیشتر در همبستگی مسلمانان جهان در حمایت از اسلام و پیامبر عظیم الشان و قرآن کریم تلاش کنند. بنابراین انتظار می رود که همه دنیا در یک حرکت جمعی و با قدرت وارد این عرصه شده و با این اقدامات مقابله کنند تا پیشگیری از اقدامات احتمالی شبیه به این در آینده هم بشود.

وی افزود: کشورهای اسلامی باید کشورهایی از جمله فرانسه که در جهت اهداف استکبار جهانی حرکت می کنند را بایکوت کنند؛ یا آنها را به راه بیاورند و یا آنها را از چرخه کاری کشورهای اسلامی حذف کنند. کشور اسلامی که نسبت به توهین مقدسات اسلامی واکنش نشان ندهد، اسلامی نیست.

افتخاری با اشاره به واکنش موثر برای مقابله با چنین اتفاقاتی تشریح کرد: امیدواریم واکنش مردم مسلمان دنیا به این توهین، باعث بیداری مسئولان این کشور و در نتیجه اصلاح برخی قوانین این کشور بشود. ما باید روشنگری کنیم. ما اقدامات تروریسی را محکوم می کنیم. خود ما از بزرگترین قربانیان تروریسم هستیم و از ابتدای انقلاب ما زنان و کودکان و مردانی که شهدای ترور بودند را داشتیم. ترور، کودک و زن و مردم نمی شناسد و ما ترور را محکوم می کنیم. اما نسبت به احقاق حقوق تمامی ادیان الهی مخصوصاً مسلمانان که در فرانسه تعدادشان کم نیست هم کوتاه نخواهیم آمد.

*هیچ مسلمانی توهین به مقدسات را نمی‌پذیرد

حمید سوریان، امید نوروزی و احسان لشکری قهرمانان کشتی کشورمان به توهین نشریه فرانسوی به پیامبر اسلام واکنش نشان دادند و این اقدام موهن را محکوم کردند.

حمید سوریان قهرمان کشتی فرنگی جهان نیز به توهین نشریه فرانسوی شارلی ابدو به پیامبر اسلام واکنش نشان داد و گفت: هیچ مسلمانی توهین به مقدسات را نمی پذیرد و به عنوان یک مسلمان، این حرکت را محکوم می کنیم.

سوریان اضافه کرد: از کودکی به ما یاد داده اند که به هیچکس توهین نکنیم و به نظرم هیچ مسلمانی نه به مقدسات کسی توهین می کند و نه اهانت را می پذیرد.

امید نوروزی، دیگر قهرمان کشتی کشورمان هم تاکید کرد: من نمی دانم دست‌اندرکاران این نشریه به چه دلیل به خود اجازه می دهند که به مقدسات ما توهین کنند اما ما مسلمانان توهین به پیامبرمان را نمی پذیریم.

احسان لشکری قهرمان کشتی فرهنگی کشور نیز در واکنش به این اقدام گفت: دین ما دین مهربانی است و آنها با توهین به پیامبر ما می خواهند خودشان را معروف کنند؛ ولی این توهین ها جز کوچک شدنشان، چیزی برای آنها ندارد.

نشریه فرانسوی شارلی ابدو روز گذشته با انتشار کاریکاتور پیامبر اسلام(ص) در صفحه اول و با تیتر «من شارلی هستم» در سه میلیون نسخه به روزنامه فروشی های فرانسه راه یافت. هفته گذشته در جریان سه روز اقدامات خشونت بار که با حمله افراد مسلح به دفتر نشریه شارلی ابدو در پاریس صورت گرفته بود، 17 نفر کشته شدند که شماری از کشته شدگان کاریکاتوریست ها و اعضای تحریه این نشریه بودند.

دانلود عکس,عکس پوستر,دانلود پوستر,پیامبر,حضرت محمد,پیامبر اعظم,محمد,download,muhammad,love

برای دریافت تصویر با کیفیت روی آن کلیک نمایید


*توهین‌کنندگان به ادیان الهی به هیچ دین و آیینی پایبند نیستند

حبیب کاشانی از اعضای شورای اسلامی شهر تهران در واکنش به اقدام نشریه شارلی ابدو به توهین به ساحت پیامبر عظیم الشان اسلام گفت: توهین کنندگان به ادیان الهی اگر به خدا اعتقاد داشتند این گونه به مقدسات توهین نمی‌کردند و این افراد به هیچ دین و آیینی پایبند نیستند.

کاشانی تاکید کرد: کسانی که به خود اجازه داده‌اند به بهانه آزادی دست به چنین اقدامی بزنند، بدانند که این کارها جز رسوایی سودی برایشان نخواهد داشت.

این رزمنده دفاع مقدس افزود: دین اسلام بیش از یک میلیارد نفر پیرو دارد و توهین به پیامبر این دین، خاتم الانبیا، گناه بسیار بزرگی است که بخشودنی نیست. هیچ مسلمانی و هیچ انسان آزاده ای حاضر نیست این گونه رفتارها را بپذیرد و تحمل کند. مسلمانان نه تنها به هیچ دین و آیینی توهین نمی کنند، بلکه همواره از تمام ادیان الهی به بزرگی یاد می کنند و جز تکریم با کسی رفتار نمی کنند.

حبیب کاشانی با اشاره به واکنش سایر مسلمانان به این اتفاق افزود: این حرکت که ناشی از حماقت عده ای جاهل در یک نشریه غربی است، باید محکوم شود و مسلمانان با وحدت و همبستگی نباید بهانه به دست این چنین افرادی بدهند که بخواهند به دین اسلام توهین کنند.

*انسان‌های آزاده پیرو ادیان الهی این اقدام را محکوم می‌کنند

بهرام افشارزاده مدیرعامل باشگاه استقلال تهران و عضو هیئت رئیسه شورای المپیک آسیا در واکنش به اقدام وهن آمیز و زشت نشریه فرانسوی شارلی ابدو گفت: انسان های آزاده پیرو ادیان الهی این اقدام را محکوم می کنند و اگر حضرت عیسی و موسی هم امروز حضور داشتند از این اقدام به خشم می آمدند.

افشارزاده تاکید کرد: هیچ انسان آزاده‌ای توهین را برنمی تابد و ما مسلمانان و دیگر پیروان ادیان الهی، نباید نسبت به این اقدامات ساکت بمانیم. چرا که توهین به پیامبر اسلام، توهین به پیروان دین اسلام است.

*در ماجرای فرانسه ردپای صهیونیست‌ها دیده می‌شود

امیر محبیان از چهره‌های برجسته دو دهه اخیر روزنامه‌نگاری ایران و از تحلیل‌گران صاحب سبک با اشاره به انتشار کاریکاتور اهانت آمیز به پیامبر اسلام در نشریه شارلی ابدو و اتفاقات پس از آن در فرانسه گفت: به نظر می رسد علی‌رغم وجود پدیده ای که ظاهراً مبین یک اقدام تروریستی در فرانسه بوده در پس پرده و در لایه های عمیق‌تر توطئه حساب شده ای وجود دارد که نشان می دهد در ماجرای فرانسه ردپای صهیونیست‌ها دیده می شود.

وی در ادامه افزود: آن‌ها با تخریب چهره اسلام و مبادرت به گروگانگیری در یک مغازه یهودی تلاش کردند یهودیت را جریانی مظلوم نشان دهند. صهیونیست‌ها همچنین به دنبال تنبیه کردن فرانسه به خاطر به رسمیت شناختن فلسطین بودند.

*نمایندگان مجلس اقدام نشریه شارلی ابدو را محکوم کردند

مهدی دوات گری- عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

منشور حقوق بشر احترام به ادیان الهی را بر همه ملت‌ها و دولت‌ها واجب کرده است. توهین و تعرض به کاملترین دین هیچ توجیهی ندارد و نظر حقوق بین‌الملل نیز محکوم است. جهان اسلام باید با اتحاد، انسجام، وحدت و همدلی در برابر اینگونه تجاوزات ایستادگی کند.

جواد جهانگیرزاده- عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

محکوم کردن این اقدام شنیع نشریه فرانسوی وظیفه‌ای است که بر عهده تمام مسلمانان نهاده شده است. اسلام دین محبت و عقلانیت است و با هرگونه خشونت ناسازگار است. این مسئله را هم می‌توان در سیره پیامبر رحمت این دین الهی مشاهده کرد.

عوض حیدرپور – عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

بر تمام جهانیان ثابت شده که اسلام و مسلمانان همواره بر آرامش و محبت و اعتدال تاکید داشته‌اند و همواره این دین، جنگ‌آوری و رفتار خشونت‌آمیز را محکوم کرده است.

محمد صالح جوکار – عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
دشمن گمان می‌کند که اینگونه اقدامات مسلمانان را دچار چالش خواهد کرد اما این در حالی است که چنین رفتارهایی اتفاقا موجب می‌شود مسلمانان وحدت بیشتری در برابر غرب داشته باشند.

سید حسین نقوی حسینی- عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

این اتفاق در کشوری رخ داده که روسای آن ادعای آزادی و دموکراسی دارند، اما هیچ بویی از انسانیت، حقوق بشر و دموکراسی نبرده‌اند. اگر اندکی شعور در آن‌ها وجود داشت می‌دانستند که توهین به پیامبر بیش از یک میلیارد مسلمان جهان چه معنای زشتی دارد.

منصور حقیقت پور- عضو کمیسیون امنیت ملی

بدون شک این اقدام صورت گرفته توسط نشریه فرانسوی در ادامه همان تاکتیکی است که فرانسوی‌ها با نفوذ به گروه‌های تروریستی و خط دادن به آن‌ها انجام داده‌اند.

جعفر قادری – عضو کمیسیون بودجه
دولت‌های غربی با هدف جلوگیری از مسلمان شدن شهروندان خود، سعی می‌کنند که بر موج نفرت از اسلام بیفزایند. در همین راستا متأسفانه در فرانسه این اسلام‌ستیزی بیش از سایر کشورهاست.

عباس فلاحی باباجان- عضو کمیسیون عمران

برای این مصیبت باید خون گریست. امروز ارزش‌ها و خطوط قرمز یک دین و پیامبر یک امت مورد اهانت قرار گرفته و غیر قابل گذشت است. قانون بین‌الملل باید هر چه سریعتر با مسببان این ماجرا برخورد کند.

محمد سلیمانی – عضو کمیسیون صنایع

توهین به اعتقادات بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون انسان نکوهیده است و غرب امروز به دنبال بسترسازی برای افزایش تروریسم و اسلام‌هراسی هستند. کاری که این نشریه انجام داده و کاری که تروریست‌ها صورت دادند دو روی یک سکه هستند.

موید حسینی صدر – عضو کمیسیون صنایع

تمام خوبی‌ها و زیبایی‌هایی که امروز در سراسر جهان وجود دارد، آموزه‌هایی است که در تعالیم پیامبر اسلام و هر شر و پلشتی که در دنیا صورت می‌گیرد توسط کسانی است که از اسلام فاصله داشته‌اند. آن‌هایی که به پیامبر این دین رحمت توهین کرده‌اند به هیچ عنوان با تعالیم دین اسلام آشنا نبوده‌اند و باید مورد آموزش و تعلیم قرار گیرند.

ایرج ندیمی – عضو کمیسیون اقتصادی
احترام به ادیان الهی جزو الزامات حقوق بشر است و هرگونه توهین به پیامبران الهی محکوم بوده و بی‌واکنش نخواهد ماند.

غلامرضا اسدالهی- عضو کمیسیون بودجه

تعلیمات اسلام هیچ‌گاه بر اساس خشونت نبوده و اقدامات صورت گرفته در فرانسه نیز به جز یک بازی سیاسی برای ادامه پروژه اسلام هراسی نیست.

موسی الرضا ثروتی- عضو کمیسیون بودجه

دشمن امروز دست روی نقطه ضعف مسلمانان گذاشته و قصد دارد تا با چنین تحرکاتی، مسلمانان را جریحه‌دار کرده و از اقدامات بعدی سوء استفاده کند. اما مسلمانان باید با اتحاد خود این گونه اقدامات را محکوم کنند.

حسین امیری خامکانی – عضو کمیسیون انرژی

این اقدام در راستای اسلام هراسی است که متاسفانه گروهک‌هایی مانند داعش آن را ترتیب دادند. این توهین مسلمانان را آزرده خاطر کرده و طرف مقابل نیز به دنبال بر هم زدن آرامش مسلمانان است.

نوذر شفیعی – عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

غربی‌ها ضمن ترغیب تندروهای تروریست، این جنایات را به اسلام و مسلمانان نسبت می‌دهند و از این فضا جهت تشدید اسلام ستیزی بهره می‌برند.

مهدی سنایی – عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

هر چند برخی از شخصیت‌های اروپایی اعلام کرده‌اند که این ماجرا ربطی به اسلام ندارد اما بازهم فرانسوی‌ها قصد دارند تا این اقدام را به نام مسلمانان تمام کنند تا از این طریق به اهداف شوم خود دست یابند.

میر قسمت موسوی- عضو کمیسیون آموزش

غیر از این هم نمی‌توان از غرب انتظار داشت چون آن‌ها امروز از نفوذ اسلام و آموزه‌های پیامبر به اروپا هراس پیدا کرده‌اند.

عباس‌علی منصوری آرانی- عضو کمیسیون امنیت ملی
تاسیس انقلاب ایران، اسلام ناب محمدی را در دنیا جاری کرد و اسلام آمریکایی که غرب سعی داشت در کشورهای اسلامی پیاده کند را از بین برد. این تحرکات بعد از انقلاب ایران نیز افزایش چشم‌گیری داشت و به همین دلیل است که امروز دشمن این سناریو را به عنوان پازلی جدید از بازی سیاسی خود علیه مسلمانان به خصوص کشور شیعه ایران قرار داده است.

احمد بخشایش اردستانی- عضو کمیسیون امنیت ملی

کی شود دریا به پوز سگ نجس. اسلام دریاست و رسالت پیامبر نیز دریاست و با این گونه اقدامات نه شان اسلام تغییر می‌کند نه جایگاه رسول گرانقدر آن.

عزت الله یوسفیان ملا- عضو کمیسیون بودجه

غرب همواره سعی داشته با این گونه اقدامات از طریق کاریکاتورها و فیلم‌های هالیوودی و ... و صرف هزینه‌های چندهزار میلیاردی، دست به برهم زدن وجهه اسلام در دنیا بزند که جلوی رسیدن حقایق اسلام به مردم جهان را بگیرد. امروز جهان تشنه معرفت و حقیقت است و غربی‌ها از همین مسئله ترسیده‌اند.

احمد توکلی

افراطی‌گری نتیجه روحیه سلطه‌طلبی است و وقتی غربی ها بر خلاف ادعاهای خود عمل می‌کنند، به دیگران هم اجازه می‌دهند تا مانند خودشان عمل کنند.

*غرب با این کار می‌خواهد بر شکست‌های خود سرپوش بگذارد
حجت الاسلام عبدالمقیم ناصحی عضو شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به ناتوانی غرب در پیش برد اهداف سناریوی اسلام هراسی گفت: غرب با این اقدامات خود نشان داد، در اجرای سناریوی از پیش طراحی شده خود مبنی بر تحریف افکار عمومی و اسلام هراسی ناموفق بوده است و می‌خواهد با این حرکات، بر شکست‌های خود سرپوش بگذارد.

رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران تاکید کرد: مشخص نیست وقتی همه مسلمانان حمله تروریستی به دفتر این نشریه را محکوم کرده‌اند، توهین به پیامبر عظیم الشأن اسلام، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ آیا جز این است که جامعه غرب بعد از شکست‌های استراتژیک خود در اسلام ستیزی، می‌خواهد با این کار افکار عمومی را منحرف کند؟

ناصحی با اشاره به سوابق این چنین اقداماتی در غرب یادآور شد: در گذشته هم اتفاقاتی نظیر انتشار کاریکاتورهایی موهن در جوامع غربی سابقه داشته است و سلطه‌طلبان در این زمینه کارنامه سیاهی دارند.

حجت الاسلام ناصحی در پایان ضمن محکومیت انتشار کاریکاتور موهن در نشریه فرانسوی گفت: ما با هرگونه توهین به مقدسات و عقاید مخالفیم و به شدت چنین اقداماتی که با هدف تخریب اسلام در نگاه جامعه جهانی انجام می‌شود را محکوم می‌کنیم.

*نباید پاسخ کاریکاتور موهن را می‌دادیم

جواد علیزاده پیشکسوت کاریکاتور کشور در رابطه با اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به پیامبر اسلام گفت: یک کاریکاتوریست حرفه‌ای، تحلیل‌گر است، اندیشمند است، صاحب فکر است و به دنبال راه حلی برای مشکلات می‌گردد. کاریکاتوری که این نشریه آن را منتشر کرد، هیچ یک از ویژگی‌های اصلی کاریکاتور را نداشت؛ پس به راحتی می‌توان گفت نام این طرح اصلا نمی‌توان کاریکاتور گذاشت. نقاشی کودکانه‌ای بود، تنها به این بهانه‌ که حرمت شکنی کند. چه کسی است که حرمت شکنی، آن هم حرمتی با این عظمت را محکوم نکند.

سردبیر ماهنامه طنز و کاریکاتور تاکید کرد: از آن طرف واکنش تروریستی که انجام شد هم قابل دفاع نیست. به ویژه اینکه کسانی در این حمله تروریستی کشته شدند که بعضاً هیچ ارتباطی با این کاریکاتور نداشتند. از اساس به عقیده من شیوه مواجه با یک حرکت این چنینی که عنوان فرهنگی را به خودش داده، پاسخ به روش فرهنگی است.

علیزاده در رابطه با واکنش مسلمانان به این اهانت گفت: بر اساس قوانین موجود کشور فرانسه این نشریه عمل خلاف قانون انجام نداده است؛ بر اساس آزادی بیان حرفی را عنوان کرده است. ما هم باید در زمین آنها و با قوانین آنها بازی کنیم. ما باید پاسخ این کاریکاتور را می‌دادیم و طرف مقابل هم بر اساس قانون مطبوعات مجبور به انتشار پاسخ ما بود و اگر چاپ نمی‌کرد متخلف شناخته می‌شد و ما به سادگی می‌توانستیم از مراجع قانونی وارد عمل شویم.

این پیشکسوت تصویرگری اضافه کرد: با این کار، در دنیا هم تصویر بسیار متمدنانه‌ای از ما منتشر می‌شد. و بر خلاف چهره‌ای که اسلام ستیزان و اسلام‌گرایان افراطی در حال ساختن آن هستند می‌توانستیم تصویر واقعی از تمدن‌مان به دنیا نشان دهیم.

گفتنی است جواد علیزاده، دارنده مقام نخست کاریکاتور چهره در جشنواره آنگلت فرانسه و نشان لیاقت سازمان ملل در سال ۱۳۹۰ است. وی هم اکنون سردبیر ماهنامه طنز و کاریکاتور است که امسال، وارد بیست و ششمین سال انتشار خود شده است.

*اهانت به پیامبر اسلام، حرکتی غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر حرفه‌ای بود
پناه‌بر خدا رضایی هنرمند فیلم‌ساز کشورمان در واکنش به اهانت نشریه فرانسوی به پیامبر اسلام گفت: سال‌هاست که دین ما، پیامبر ما و رفتار ما مورد بدترین اهانت‌ها قرار گرفته و ما همیشه به آن پاسخ جدی نداده‌ایم.

وی واکنش هنرمندانه را موثرترین پاسخ به این اهانت‌ها دانست و گفت: یکی از جدی‌ترین رسالت هنرمندان و بیشتر از آن‌ها، مدیران فرهنگی کشور ما پاسخ مناسب به این قبیل اقدامات فرهنگی است. دشمن ما به خوبی می‌داند که امروز رسانه از چه ابعادی برخوردار است و چه اثرگذاری دقیقی دارد. این همان چیزی است که ما باید از آن برای دفاع از خودمان و شناساندن درست فرهنگ اسلامی بهره ببریم. مدیران فرهنگی باید از جوابیه‌های درست و هنرمندانه در برابر این هجمه‌ها حمایت کنند. چون پاسخ یک حرکت فرهنگی را باید از راه فرهنگ داد.

این سینماگر جوان در ادامه ضمن تقبیح جنایات تروریستی فرانسه گفت: دین ما دین مهربانی است. حضرت پیامبر زمانی که در کوچه‌های مکه و مدینه مورد بی حرمتی و هتاکی قرار می‌گرفت با مهربانی پاسخ می‌داد. اگر ما هم مسلمانیم الگوی‌مان باید پیامبرمان باشد. زمانی که ما به طور واضح، روشن و موثر پیامبرمان و دین‌مان را به دنیا معرفی نکنیم، هر حرکتی را می‌توانند به ما نسبت دهند؛ چه رسد به این اقدامات اخیر که واقعا از طریق اسلام گرایان افراطی صورت پذیرفته است. در هر حال ما باید بدانیم که جواب فیزیکال و تروریستی همیشه جواب عکس می‌دهد و جواب فرهنگی است که ماندگار، اثر گذار و همیشگی است.

*اقدام‌ نشریه‌ فرانسوی سرآغاز دور جدید اسلام‌گرایی در اروپا خواهدبود

پرویز سروری نماینده شورای شهر تهران با اشاره به اقدام نشریه فرانسوی شالی ابدو گفت: متاسفانه غرب در پرده دیگری از سیاست‌های ضداسلامی و ضد انسانی خود بار دیگر قلب تپنده مسلمانان جهان یعنی پیامبر رحمت و مهربانی را هدف قرارداده است.

سروری با مشابه در سال‌های اخیر و همزمانی اقدام هتاکانه اخیر با رشد گروه‌های تروریستی افراطی به نام مسلمانان در منطقه این حوادث را بخشی از پازل بزرگ اسلام هراسی غرب ارزیابی کرد و گفت: هر چقدر اسلام و مسلمانان و البته اکثریت مردم دنیا به دنبال همزیستی مسالمت‌آمیز فرهنگی میان همه ادیان الهی و توحیدی هستند اقلیتی که اختیار نظام رسانه‌ای غرب را بر عهده دارند به دنبال اختلاف تشنج و دشمنی میان مردم دنیا هستند.

نماینده شورای شهر تهران هم‌چنین عشق و محبت مسلمانان به وجود مقدس پیامبر اعظم را ابدی و فزاینده دانست و گفت: همه مسلمانان جهان در یک نقطه نورانی و پربرکت یعنی عشق و علاقه به حضرت محمد(ص) وحدت و اتحاد دارند و این موضوع می‌تواند اختلافات و افتراق‌هایی که در سال‌های اخیر در میان امت اسلامی رشد کرده را به وسیله دشمنان بی‌خرد امت اسلامی کاهش دهد.

سروری با بیان اینکه اسلام دین رحمت و پیامبر، پیام‌آمد مهربانی است و اسلام با خشونت کور و بی‌منطق مخالف است، گفت: همه مسلمانان جهان خشم مقدس و اسلامی خود را از این اتفاق زشت و نکوهیده در سینه حبس می‌کنند و اما این موضوع انگیزه بسیار قوی در همه ما ایجاد خواهد کرد تا اسوه اخلاق و مهربانی همه تاریخ بشریت را بیش از پیش به جهانیان معرفی کنیم.

نماینده مردم تهران در شورای اسلامی شهر در پایان گفت: بدون شک این اتفاق تلخ و غم‌انگیز سرآغاز دوره‌ای نورانی و بسیار با شکوه از رواج اسلام‌گرایی در جهان به خصوص اروپا با محوریت عشق به حضرت رسول اکرم خواهد بود، چرا که مظلومیت پیامبر از یک سو و انگیزه تحریک شده مسلمانان برای شناسانده پیامبر به جهانیان روند فزاینده‌ای از آشنایی مردم کشورهای غربی و بلکه تمام دنیا با این شخصیت آسمانی ایجاد خواهد کرد.

 

نظرات (0) کلیک ها: 1343


در پی تکرار اهانت نشریه فرانسوی شارلی ابدو به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) و بی‌تفاوتی دنیای غرب به خروج از حد و مرز آزادی بیان یک کمپین جهانی به نام «عشاق محمد(ص)» راه‌اندازی شده است . متن اطلاعیه بانیان این کمپین به این شرح است:
والله یعصمک من الناس
آغاز به کار کمپین جهانی "عشاق محمد" صلی الله علیه و آله و سلم



#عشاق_محمد
#loversofmuhammad
این روزها قلب امت اسلامی جریحه دار است. اهانت به ساحت مقدس بهترین و متخلق ترین مخلوق عالم، دل هر انسان آزاده ای را خون کرده است. آنانی که خود با حمله به کشورهای اسلامی و ریختن خون صدها هزار تن زمینه ساز تروریسم شدند و از همین تروریسم برای مقابله با محور مقاومت بهره جستند، امروز به بهانه کشته شدن چند فرد هتاک به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، در کنار هم برای مقابله با تروریسم اشک تمساح می ریزند! طنز تلخ این خیمه شب بازی جایی است که قاتل کودکان غزه نیز در این میانه حامی انسانیت شده و در نمایش مضحک تروریست های به اصطلاح مخالف تروریسم، شرکت می کند.
کمپین جهانی "عشاق محمد" در این میانه حرکتی است برخاسته از متن امت اسلامی در دفاع از ساحت قدسی پیامبر اعظم بعنوان سرآمد تمامی پیامبران که تلاش دارد تا در مقابل این حرکت شیطانی بایستد.

+

نظرات (0) کلیک ها: 1233

پرسش :
چرا حرکت‌های گسترده‌ی کشف حجاب و حجاب‎زدایی، از سوی عوامل وابسته به استعمارگران، در بعضی کشورهای اسلامی، مثل افغانستان، ترکیه، ایران و... با شکست مواجه شده است ؟
پاسخ :
حداقل سه علت مهم برای شکست حرکت‌های حجاب زدایی در کشورهای اسلامی می‎توان ذکر کرد:
الف) فطری بودن حجاب:
به نظر می‎رسد که عامل اصلی گرایش انسان‎ها، مخصوصاً زنان، به حجاب و پوشش، تأمین یک نیاز فطری و درونی به نام حیا و شرم است.
شرم، یکی از صفات مخصوص انسان است؛ و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد، دست کم، بعضی از اندام‎های خود را بپوشاند. پروفسور اسوالد شوارتز، طبیب و روان‌شناس اتریشی، در کتاب روان‌شناسی جنسی درباره‌ی احساس شرم در انسان‎ها می‎نویسد:
علاوه بر مردم‌شناسی، تجزیه و تحلیل روان‌شناسی نیز ثابت می‎کند که احساس شرم، یکی از صفات عمده‌ی نوع بشر است. هیچ قبیله‌ی اولیه‎ای، هر قدر هم بدوی بوده باشد، شناخته نشده است که از خود، شرم بروز ندهد و بچه‎های کوچک نیز شرم دارند. در طی دوران رشد بشر و هم‌چنین در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتی که مورد حمایت شرم قرار می‎گیرند افزوده می‎شود. حمایت، وظیفه‌ی مخصوصی است که به عهده‌ی شرم گذارده شده است. کاملاً معلوم است که شرم، قبل از همه چیز از اعضای تناسلی و وظایف آنها حمایت می‎کند... ادعای پیش‌رفت و مدرنیزم خرقه‎ای بر تن بی‎خبری از ارزش‌های اساسی است؛ و شرم، نخستین قربانی این گمراهی اخلاقی است؛ مثلاً نهضت اعتقاد به لختی، نمونه‌ی وحشتناکی از این ادعاست.[1]
علاوه بر مطالعات مردم‌شناسی و روان‌شناسی جنسی، از مطالعات تاریخی نیز استفاده می‎شود که انسان در هیچ مقطعی بدون پوشش زندگی نکرده است؛[2] و این مطلب حاکی از وجود شرم و حیای ذاتی انسان است. از آیات مربوط به خلقت حضرت آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش و حجاب استفاده می‎شود. خداوند در قرآن به انسان‎ها هشدار می‎دهد که مواظب باشند مبادا همان گونه که فتنه و فریب شیطان باعث برهنگی آدم و حوا گردید، موجب فریب و برهنگی آنان نیز بشود:
یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما.[3]
قرآن هم‎چنین از وسوسه‌ی شیطان برای برهنگی آدم و حوا خبر می‎دهد:
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُرِیَ عَنْهُما مِنْ
سَوْآتِهِما.[4]
و بالاخره قرآن از کارایی وسوسه‌ی شیطان نسبت به آدم و حوا و خوردن از شجره‌ی ممنوعه و در نتیجه، آشکار شدن زشتی‎های آدم و حوا و اقدام آن دو به پوشاندن بدن خود با برگ درختان خبر می‎دهد:
فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ.[5]
از تعابیر «ینزع عنهما لباسهما» و «لیبدی لهما ما وری عنهما من سواتهما» در آیات فوق به روشنی استفاده می‎شود که انسان قبل از ارتکاب خطا در بهشت دارای پوشش بوده است؛ هم‎چنین ازتعبیر «طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ» نیز استفاده می‎شود که به دلیل برخورداری آدم و حوا از حیا و شرم فطری، پس از برهنه شدن، فوراً بدن خود را با برگ درختان پوشاندند.
البته، علاوه بر عامل فطری که در پیدایش اصل پوشش دخالت اساسی داشته است، عوامل دیگری، مثل محفوظ ماندن بدن از سرما و گرما، گرایش به تجمل و زیبایی، شرایط محیطی، جغرافیایی، قومی و... در پیدایش تعدد و تنوع و مدل‌های مختلف پوشش مؤثر بوده‎اند.
ب) دینی بودن حجاب:
حجاب یکی از احکام مسلم دین اسلام است که اصل آن از ضروریات می‎باشد و آیات و روایات فراوانی بر آن دلالت دارد که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد؛ بنابراین، به دلیل شدت وضوح دینی و شرعی بودن حجاب و پوشش، نیازی به بحث درباره‌ی آن نیست.[6] همین دینی بودن حجاب باعث شده تا در تاریخِ مبارزه با حرکت‌های حجاب‎زدایی، روحانیت و عالمان دینی، در صف نخست این گونه مبارزات قرار داشته باشند. در قضیه‌ی کشف حجاب به وسیله‌ی رضاخان، عالمان دینی و حوزه‎های علمیه، به دو صورت علمی و عملی با آن مبارزه نمودند. مواجهه‌ی علمی عالمان دینی در نگارش مقالات، رساله‎ها و کتاب‌های علمی در تبیین حجاب و فلسفه و فواید آن تبلور یافت. مواجهه‌ی عملی عالمان دینی در تحمل زندان‎ها، شکنجه‎ها و تبعیدها تحقق یافت که یکی از نقطه‎های اوج آن، قصه‌ی غم‎انگیز مسجد گوهرشاد مشهد مقدس است.[7]
ج) آگاهی زنان و دختران از فواید حجاب :
بدون تردید، بین آگاهی و اعتقاد بیش‎تر و عمیق‎تر زنان نسبت به فواید حجاب و پوشش، و رعایت بیش‌تر حجاب توسط آنها، رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد که نمونه‌ی بارز آن را در حجاب فاطمه‌ی زهرا(س) و دیگر زنان اهل بیت(ع) و اصرار آنان بر حفظ حجاب در شرایط سخت اسارت و اعتراض‎های افشاگرانه‎ی آنها در مقابل هتاکی‎های مخالفان اهل بیت(ع) می‎توان مشاهده نمود.[8] نقش آگاهی زنان نسبت به فواید و فلسفه‌ی حجاب، در مقابله با نقشه‎های حجاب‎زدایی استعمارگران در مبارزه‌ی مردم الجزایر با دولت استعمارگر فرانسه[9] و هم‌چنین مقاومت دانشجویان دختر محجبه در مقابل مقررات ضد حجاب حکومت لائیک ترکیه نیز، قابل توجه است. جلوه‎ی دیگر تأثیر آگاهی زنان بر علیه بی‎حجابی، قیام زنان آگاه ایرانی در مقابل کشف حجاب رضا خان است. امام خمینی (ره) در این باره فرموده‎اند:
زن‎های ایرانی هم قیام کردند بر ضدش و تودهنی به او زدند که ما نمی‎خواهیم این طور چیزی (کشف حجاب) را.[10]
البته مقاومت زنان آگاه و عفیف ایرانی در مقابل نقشه‎های استعمارگران، حتی قبل از واقعه‌ی کشف حجاب رضاخان نیز سابقه داشته است. یکی از نویسندگان خارجی در تمجید از ایستادگی زنان با حجاب ایرانی در مقابل استعمارگران نوشته است:
درود و عزت بی‌حد، به زنان روبسته‌ی ایران باد. وی به عزم ثابت سیصد زن شجاع اشاره می‎کند که با چادر سیاه و نقاب سفید، در حالی که بسیاری از آنان در زیر لباس طپانچه داشتند، به مجلس رفتند تا نمایندگان از تسلیم کشور به بیگانگان احتراز نمایند. به اعتراف این نویسنده‌ی آمریکایی، آن بانوان شجاع اعلام داشتند که اگر وکلای مجلس بخواهند در حفظ شرف و عزت ایران تسامح به خرج دهند و یا تردید نمایند، هم آنان و هم شوهران و فرزندان خویش را خواهند کشت، تا لااقل اجسادشان گواهی بر شرف ایرانی باشد.[11]
یکی از نویسندگان داخلی نیز درباره‌ی رابطه‌ی حجاب و آگاهی زنان و نقش آن در خنثی کردن توطئه‎های استعمار غربی می‎نویسد:
حجاب مال نسل آگاهی است که به پوشش اسلامی بر می‎گردد، این نسلی است که با این پوشش اسلامی می‎خواهد به استعمار غربی و به فرهنگ اروپایی بگوید: پنجاه سال کلک زدی، کارکردی، نقشه کشیدی که مرا فرنگی مآب کنی، من با این لباس به تو می‎گویم نه، و به تمام پنجاه سال کارت فاتحه می‎خوانم.[12]
پی نوشتها:
[1] . به نقل از غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 68.
[2] . برای آگاهی بیش‌تر ر.ک: روت ترنرویل کاکس، تاریخ لباس، ترجمه‌ی شیرین بزرگمهر؛ سیدمهدی قانع، «انسان، پوشش و ریشه‌های تاریخی»، مجله‌ی پیام زن، شماره‌های 18، 19 و 20.
[3] . سوره‌ی اعراف (7)، آیه‌ی 27.
[4] . سوره‌ی اعراف (7)، آیه‌ی 20.
[5] . سوره‌ی اعراف (7)، آیه‌ی 22.
[6] . به رغم این که دینی و شرعی بودن حجاب از واضحات است، برخی در دینی بودن آن شبهه کرده‎اند. برای مطالعه‎ی بیش‎تر درباره‎ی شبهه‎ی مذکور و پاسخ آن ر.ک: مهدی مهریزی، «حجاب»، ص 19 ـ 27.
[7] . برای آشنایی با قصه‌ی کشف حجاب و مبارزه‌ی علمی و عملی علمای دینی با کشف حجاب رضا خان ر.ک: مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، حکایت کشف حجاب؛ حمید بصیرت‌منش، علما و رژیم رضاشاه؛ سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، واقعه‌یة تکشف حجاب؛ مدیریت پژوهش انتشارات و آموزش، خشونت و فرهنگ، اسناد محرمانه‌ی کشف حجاب؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد؛ فاطمه استادملک، حجاب و کشف حجاب در ایران.
[8]. به کلام حضرت زینب (س) خطاب به یزید توجه کنید:
امن العدل یا ابن الطلقاء تخدیرک حرایرک و امائک و سوقک بنات رسول الله (ص) سبایا قد هتکت ستورهن و ابدیت وجوههن؛ ای پسر آن مردمی که جد من اسیرشان کرد و پس از آن آزادشان فرمود، آیا عادلانه است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده نشانی و دختران رسول (ص) را اسیر به این سوی و آن سوی کشانی؛ پوشش آنها را بدری، روی آنان را بگشایی؟! شیخ عباس قمی،‌ نفس المهموم، ص 254.
[9] . محبوبه‌ی پلنگی، «زنان در الجزایر»، پیام زن، شماره‌ی 50 ـ 59.
[10] . امام خمینی، صحیفه‌ی نور، ج 2، ص 30.
[11] . غلامرضا گلی زواره، «استعمار و استبداد و هجوم به فرهنگ عفاف و حجاب» پیام زن، ش 70، ص 15، به نقل از: مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه‌ی اسماعیل رایین، ص 241.
[12] . علی شریعتی، مجله‌ی زن روز، ش 1659، ص 77.
منبع: حجاب‎شناسی (چالش‎ها و کاوش‎های جدید)، حسین مهدی‎زاده، مرکز مطالعات و پژوهش‌‌های فرهنگی حوزه‌ی علمیه(1381).
نظرات (0) کلیک ها: 1502
پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي کشف حجاب در دوره رضاشاه
 
آغاز رسمي کشف حجاب در 7 دي ماه 1314 شمسي به عنوان يک واقعه مهم در تاريخ معاصر کشور محسوب مي شود. تاکنون در اندک پژوهش هاي انجام شده ، برخي ابعاد و زواياي اين واقعه مورد بررسي قرار گرفته است، ولي درباره پيامدهاي اجتماعي و به خصوص اقتصادي آن پژوهش مستقلي صورت نگرفته است. اين نوشتار بر آن است که با استناد به حجم انبوه اسناد منتشر شده، اين ابعاد از واقعه کشف حجاب را مورد بازکاوي قرار دهد.
چنين به نظر مي رسد که لباس مردمان هر کشور معرف هويت و فرهنگ آن کشور است. در کشوري مثل ايران که دين در تمام ابعاد زندگي مردم حضور و نمود دارد و جانمايه فرهنگ را نيز تشکيل مي دهد، لباس و نوع پوشش نيز از اين مؤلفه تأثير عميقي مي پذيرد. از اين رو صيانت از اين ارزش و هنجار اجتماعي داراي بعد ملي و ديني است. مقاومت توده ها در قبال تغيير پوشش در دوره رضا شاه بيانگر تعميق اين هنجار در جامعه و تقيدات مردم به سنن ملي و مذهبي مي باشد.
رضاشاه در جريان مدرن سازي کشور، در صدد برآمد اين حوزه از فرهنگ و سنت جامعه را نيز متحول سازد. او تصور مي کرد که با تغيير پوشش مي تواند گامي اساسي در راه تجددگرايي مردم ايران بردارد و در همين راستا به موازات برخي اقدامات ديگر نظير تأسيس نهادها و مراکز نوين و مقابله با سنت ها، دستور داد که تغييراتي نيز در پوشش مردم صورت گيرد.
در مرحله اول قانون اجباري شدن لباس متحدالشکل به تاريخ ششم دي ماه 1307 در مجلس شوراي ملي ه تصويب رسيد. بر اساس اين قانون پوشيدن لباس هاي يکدست براي کارکنان دولتي و به خصوص کلاه پهلوي (لبه دار) اجباري و همچنين استفاده عبا و عمامه از سوي روحانيون – به جز برخي موارد استثنايي – ممنوع اعلام شد. البته برخي گزارش ها از اجراي رسمي اين قانون در ميان مستخدمين ادارات از يک سال پيش از آن نيز خبر مي دهد، ولي تعميم اين برنامه در مباني مردم در پي سفر چهل روزه شاه به ترکيه در خرداد و تيرماه 1313 و ديدن کشف حجاب در آن کشور در دستور کار هيأت حاکمه قرار گرفت.

پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي کشف حجاب در دوره رضاشاه32

دستورالعمل مربوطه حاکي است که در اين مرحله مردان موظف به پوشيدن يک دست کت و شلوار يکدست و گذاشتن کلاه شاپو (مشهور به اسامي ديگر نظير کلاه کلني، کلاه تمام لبه، بين المللي) بر سر و زنان نيز کشف حجاب نموده و به جاي چارقد، با کلاه زنانه در انظار عمومي ظاهر شوند.
پرواضح است که چنين تغييراتي در پوشش، در گام نخست تناسبي با توليدات داخلي البسه وطني نداشت و لازم مي نمود که خارج از کشور وارد شود. از همين منظر مي توان به پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي کشف حجاب نگريست. بررسي اسناد نشان مي دهد که متوليان اين برنامه در آغاز راه، از بسياري از ابعاد و پيامدهاي آن غافل بودند. صدور دستورالعمل هاي متناقض براي حل برخي معضلات مبتلا به مؤيد اين نظر است.
با اين مقدمه دو پيامد اقتصادي و اجتماعي کشف حجاب به شرح ذيل مورد بازکاوي قرار مي گيرد:

1 – پيامدهاي اقتصادي:

مهمترين پيامد کشف حجاب، تعطيلي بسياري از مشاغل مرتبط با تهيه و توليد کالاهاي وطني بود. اين خطر يک بار ديگر نيز پيش از آن در سال 1305 شمسي، اقتصاد کشور را تهديد کرده بود. در آن سال در پي واردات حجم عظيمي از کالاهاي روسي از شوروي، سران اصناف به تکاپو افتاده، با صدور اعلاميه ها و ايجاد تشکلهايي در شهرستان ها، در صدد مقابله با اين بحران برآمدند.
آنان در قالب تشکل هايي نظير: «نهضت اقتصاد خراساني» ، «نهضت اقتصاد رشت»، «نهضت اقتصاد قزوين» وعناوين ديگر به روحانيون که متحد سنتي آنها در اين زمينه بودند روي آورند؛ چنان چه در پي پخش قطعنامه يکي از جلسات «اتحاديه اصناف اصفهان» تحت عنوان «وطن در خطر است» که راجع به امتعه وطني و مضرات ورود امتعه خارجي، در 22 آذرماه 1305 صادر گرديد، بلافاصله از سوي آيت الله حاج آقا نورالله اصفهاني، لايحه اي به عنوان اتحاديه اصناف شرف صدور يافت که حاوي نکات عاليه و حقايق اسلاميه بود. ايشان با صدور بيانيه اي تحت عنوان «اسلام در خطر است» بر نهضت ملي اقتصادي اصناف مشروعيت ديني بخشيدند و عموم را به حمايت از آنان فراخوانده و در پايان آن ابراز اميدواري کردند:
« امتعه داخله رواج و احتياجات از خارجه بالمره مقطوع و ثروت مملکت زياد و شوکت و اقتدار و عزت اسلام و مسلمين فوق العاده بشود و توازن صادرات و واردات ايران کاملاً بشود...».(1)ايجاد تشکل هاي صنفي و انجام تبليغات و اعتراضات مذکور، بيانگر رشد آگاهي سياسي و اهتمام صنفي به دفاع از موضع اقتصادي و اجتماعي مي باشد؛ چنان چه در يکي دو سال بعد از آن نيز در پي رسميت کلاه پهلوي، چنين اعتراضاتي صورت گرفت. به طور مثال پس از انحصار بازار کلاه کرمانشاه به دست چهار تن از تجار بزرگ و کسادي کار کلا دوزان، آنان در 29 شهريور 1306 در بيانيه اي با عنوان «بدبختان جماعت کلاه مال هاي دارالدوله» اعتراض خود را به مقام رئيس الوزراء چنين ابراز داشتند:
«مقام منيع رفيع رياست محترم کابينه وزراء (دامت عظمته)
تضرعاً به عرض مي رساند: قريب صد نفر ما بدبختان اصناف کلاه مال از ميان رفته و به شام شب محتاج گرديده، به واسطه ضديت سه چهار نفر که کلاه از خارج وارد مي کنند و ما بيچارگان در فشار و پريشاني گرفتار گرديده؛ اولاً در کرمانشاه کارخانه دارند و به علاوه از خارج هم کلاه وارد مي کنند و چاکران با نهايت سختي و ضعف و پريشاني از نظاميان و غيره و ادارجات، لقمه ناني تحصيل مي نموديم و الحال که از طرف دولت حکم شده که ادارجات و عموم مستضعفين کلاه پارچه اي بگذارند، چاکران مأيوس ونااميد و کسب ديگر هم بلد نيستيم و راه چاره مسدود، سواي آستان مقدس استدعا داريم که حکمي صادر شود، حضراتي که کلاه وارد
مي کنند يا کارخانه داشته باشند – کلاه وارد نکنند – يا کلاه وارد کنند، کارخانه نداشته باشند. آنقدر باشد که ما بيچارگان عيادت خود نگذاريم و فرار به دولت خارجه هم شويم.
آدرس: دکان استاد صفرخان، نماينده کلاه مال هاي دارالدوله» (2)
در همين راستا مخبرالسلطنه هدايت، يکي از کارگزاران نظام حاکم و از منتقدان کشف حجاب در خاطرات خود به نکته اي اشاره کرده است که از تسهيلات ارائه شده از سوي دولت براي واردات کلاه حکايت مي کند. او مي نويسد:
«در اواخر دوره رياست الوزرايي اش ]16/3/1306 الي 22/6/1312[ در يکي از جلسات هيأت دولت که بحث پيرامون محدوديت اقلام صادراتي و وارداتي بود. تيمورتاش ]وزير مقتدر دربار رضاشاه[ کلاه زنانه را داخل امتعه مجاز ]واردات[ کرد و گفت لازم مي-شود». (3)
يکي از مفاد اصلي قانون متحدالشکل کردن لباس، ماده مربوط به ممنوعيت استفاده از عبا و عمامه از سوي روحانيون بود. بر اساس ماده دوم اين قانون، فقط طبقات هشتگانه ]علما[ ذيل از مقررات اين قانون مستثني بودند:
1- از مجتهدين مجاز از مراجع تقليد مسلم که اشتغال به امور روحاني داشته باشند.
2- مراجع امور شرعيه دهاتو قصبات پس از برآمدن از عهده امتحان معينه.
3 – مفتيان اهل سنت و جماعت که از طرف دو نفر از مفتيان مسلم اهل سنت اجازه فتوا داشته باشند.
پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي کشف حجاب در دوره رضاشاه34
4 – پيشنمازان داراي محراب.
5 – محدثين که از طرف دو نفر مجتهدين مجاز اجازه روايت داشته باشند.
6 – طلاب و مشتغلين به فقه و اصول که در درجه خود از عهده امتحان برآيند.
7 – مدرسين فقه و اصول و قسمت الهي.
8 – روحانيون ايرانيان غيرمسلم(4)
از جمله پيامدهاي اين قانون؛ کاهش کمي روحانيون و از رونق افتادن زي طلبگي بود؛ به گونه اي که بنا بر گزارشي در پايان اين دوره، تعداد روحانيون از 5984 نفر به 784 نفر کاهش يافت.(5)
ناگفته پيداست که اين امر، تهديدي جدي براي شاغلان صنايع تهيه و توليد عبابافي بود. يکي از گزارشات اسنادي حاکي است که صنف عباباف اصفهان در تقاضانامه اي به رضاشاه با اعلام اينکه: «.... اين جان نثاران صنف بافنده و ريسنده و کسبه.... در حدود عراق عجم از شهري و بيروني قريب يک کرور خرد و بزرگ از شغل بافندگي و تجارت و کسب عبا زندگاني مي کرديم» به اعتراض برآمده و خاطرنشان کرده اند: «حال در اين قانون اتحاد شکل؛ اگرچه رسماً عبابافي را منع نکرده اند، اما اجازات صريحه نيز در استثناي عبا نداده اند» سپس در ادامه پيشنهاد کرده اند: « پوشيدن عبا روي لباس متحدالشکل نيز منافي با کلاه و لباس نيست و حافظ و جلوه دهنده آن لباس هم هست که از آلودگي و کهنگي آن البسه را محفوظ مي دارد و عموم را هم که محتاج به ستر در نقل حوايج خود هستند، بهتر راغب به پوشيدن لباس متحدالشکل مي نمايد» و در پايان درخواست نموده اند: «اميد داريم امر اکيد فرماييد به اولياي مجلس تا نظري جديد نموده و ترتيبي بدهند که عبا ممنوع نباشد و با لباس متحدالشکل پوشيده شود» در غير اين صورت: «اگر عبابافي موقوف گردد، تمام اين جماعت کسبه، پريشان و گدا و ارازلشان از شدت فقر به فساد اخلاق مورد توجه و خود و نژادشان ننگ ايراني خواهد شد».
در جواب اين بيانيه چنين آمده است: «.... براي اعاده مرغوبي امتعه خود پارچه ببافيد که به کار لباس معمول بخورد، وانگهي عبا براي زمستان و حفظ از سرما ممنوع نيست».(6)
ترديدي نيست که همين اشارات مختص در اين عريضه ها، نشان از ايجاد بحراني گسترده دربرخي مشاغل مرتبط با توليد البسه وطني بود. اصناف و مشاغل مربوط به اين نوع توليدات، طي سده ها در اين مرز و بوم شکل گرفته و تکامل يافته بود و نسل ها از اين خانواده ها از طريق اين کسب امرار معاش مي کردند که همه آنها به يکباره در معرض نابودي قرار گرفته بود.جوابيه عريضه صنف عباباف اصفهان بيانگر بي اعتنايي هيأت حاکمه به دغدغه و بحران شغلي اين صنف است. قطعاً بحران هايي از اين نوع در ساير نقاط و شهرهاي کشور نيز رخ داد.
در بررسي توزيع مکاني برخي مشاغل و اصناف به توليد نوع خاصي از لباس، پارچه، کفش و يا کالاهاي ديگر در شهرهاي مختلف بر مي خوريم که اين امر بيانگر عموميت يافتن آن توليدي در آن شهر بوده و بالطبع اهالي آن شهر از همين طريق گذران زندگي مي کردند. حال در مواجهه با چنين بحران هايي، حيات اقتصادي چنين شهرهايي دچار خطر و تهديد جدي مي شد. به عنوان نمونه در گزارشات متعددي که در خصوص مقاومت اهالي قائنات در قبال کشف حجاب آمده، به اين نکته درخور توجه اشاره شده است که:
در شهرهاي عمده اين منطقه از قبيل: قائن، گناباد و بيرجند، شغل اصلي زنان و مردان کرباس بافي بوده که از اين راه، نه تنها البسه موردنياز خود را تهيه مي کنند، بلکه به مناطق اطراف نيز صادر مي نمايند. از اين رو در پي کشف حجاب در اين منطقه و ورود هزاران لباس و پارچه هاي خارجي، آنان رونق شغلي خود را از دست داده و حتي بعدها به کلي اين شغل را کنار گذاشتند.(7) که در نيتجه مي توان گفت: از جمله علل اصلي مخالفت اهالي آن منطقه، جنبه اقتصادي آن بوده است.
در پايان اين نکته نيز ناگفته نماند که متعاقب ورود لباس هاي خارجي و استفاده از آن به جاي البسه وطني، مي بايست بسياري از ملزومات متناسب با آن پوشش از جمله زيورآلات و لوازم آرايش نيز وارد مي شد و صد البته که اگر خلق و خوي زنانه و مدپرستي هاي معمول را نيز اضافه کنيم، مي توان زواياي پنهان ديگري از رواج بازار مصنوعات رنگارنگ خارجي در کشور سخن گفت.
مخبرالسلطنه اين جنبه از مساله را مورد توجه قرار داده و در خاطراتش مي نويسد: «تکلف در لباس به جايي کشيده که عايدات مشروع و حلال هشتاد درصد، وفا به ايفاي مد نمي کند. لباس صبح، لباس ظهر، لباس عصر، لباس شب، کفش و جوراب و کلاه همرنگ، دامن... سابق وسمه مي کشيدند. سر انگشتان را حنا مي بستند و چون پول به خارج نمي رفت، وحشيگري بود. حال که مبلغي گزاف به بهاي ماتيک مي رود، نشانه ترقي و تمدن است. بگوييم مد هم وسيله انتشار ثروت است؛ در صورتي خواهد بود که از متاع داخله باشد، نه از جنس خارجه و منحصر به ثروتمندان..».(8)

2 – پيامدهاي اجتماعي:

اگر پيامدهاي اقتصادي کشف حجاب را امري مقطعي و گذرا تلقي کنيم، بدون ترديد پيامدهاي اجتماعي آن پايدار و گسترده بود. اصولا تحقق کشف حجاب به عنوان پديده به تنهايي نمي توانست صورت بگيرد، مگر آنکه با دهها عامل ديگر ملازمت يابد.
در جامعه اي که زنان آن غالباً خانه نشين بوده و به ندرت در خيابانها – به جز موارد ضروري – حاضر مي شدند، چگونه انتظار مي-رفت که کشف حجاب به سرعت تعميم يابد؛ مگر اينکه براي حضور اجتماعي آن تدابيري اتخاذ مي شد و با ايجاد گردشگاهها، تفريحگاه ها، برگزاري جشنها، تاسيس سينماها و مراکز اجراي تئاتر و مواردي از اين قبيل، زمينه سازي براي خروج آنان فراهم مي شد وحال آنکه چنين امکاناتي به ندرت و آن هم در شهرهاي بزرگ وجود داشت.
در گزارشي از حاکم بجنورد به والي ايالت خراسان به تاريخ 18/2/1315 ضمن اشاره به اين نکته که: «... چون در اين قبيل نقاط ]شهرها [بازار و خيابان يا محل تفريحگاه معيني نيست که نسوان خودشان مجبور شوند که به عنوان خريد و غيره از منزل خارج شوند، خاطرنشان گرديده: « آنان به ناچار شبانه روز در خانه کما في السابق هستند، و نتيجه گرفته شده است که: «خارج نشدن نسوان از منزل مثل اين است که کشف حجاب نکرده اند».(9)
در تاييد اين مطلب بخشنامه وزارت داخله به کليه وزارتخانه ها به تاريخ 15/12/1316 حاکي است: «... در بعضي شهرستانها موضوع رفع حجاب پيشرفت کامل ننموده و اغلب نسوان از خانه ها بيرون نمي آيند. حتي مامورين دولتي از بيرون آوردن بانوان خودشان خودداري مي نمايند». (10)
عدم خروج زنان از منازل، کسادي بازار پارچه فروشي، بزازي و غيره را در پي داشت. زيرا مشتري اصلي اينگونه مغازه ها را غالباً زنان تشکيل مي دهند. در چنين شرايطي برخي از افراد - به خصوص کليميان – در برخي شهرها در صدد برآمدند با دور-گردي و فروش پارچه در درب منازل، از اين فرصت بهره برداري نمايند. اين اقدام يهوديان موجب اعتراض کسبه سمسار و بزاز اصفهان شد و آنان در نامه اعتراضيه خود به حکومت اصفهان در 26/1/1315 با اعلام اينکه: « اينک اجناس ماها منحصر به چند جور اجناس پشمي و ريسماني شده» خاطر نشان ساختند: « آن را هم حضرات کليمي به وسيله بقچه گردي درب منزلها برده و به قيمت گزاف به فروش مي رسانند و ]از اين طريق[ مانع بيرون آمدن بانوان محترمه شده» سپس يادآوري نمودند: «حال آنکه ماليات و مخارجات فوق العاده به عهده ما بيچارگان خواهد بود». در پايان از حاکم اصفهان درخواست کردند: «مقرر فرمايند که کليمي ها و غيره از بقچه گرداني در درب منازل و گذرها خودداري نمايند».
جوابيه حکومت اصفهان حاکي است که چون کسب دورگردي آزاد است نمي توان مانع فعاليت کليميان شد، ولي از آنان نيز همچون کسبه ماليات بر عايدات اخذ مي شود».(11)
ساز و کارهاي حل و فصل اين معضلات نشان مي دهد که کارگزاران نظام در مواجهه با پيامدهاي غيرقابل پيش بيني کشف حجاب، سر در گم شده و از اين راه نيز به سوداگري پرداخته اند.
اما يکي ديگر از پيامدهاي اجتماعي کشف حجاب، افزايش قيمت کالاها و البسه مربوطه بود. اين اصل در علم اقتصاد پذيرفته شده است که هرگاه تقاضا براي کالايي زياد و عرضه آن کم باشد، بلافاصله نرخ آن افزايش مي يابد. اين عدم تعادل زماني حل مي شود که ميزان عرضه و تقاضا يکسان باشد.
در ماجراي کشف حجاب نيز که قرار شد در فاصله زماني اندکي لباس و نوع پوشش زنان و مردان تغيير کند، با چنين بحراني مواجه شد. البته برخي صاحبان اين مشاغل نيز که بازار را پررونق ديدند، از عرضه کالاهاي خود اجتناب کرده و با احتکار آنها، درصدد برآمدند تا در آينده آن کالاها را با سود بيشتري به فروش برسانند. دهها گزارش از ايالات و ولايات حاکي از گراني اين لباس ها مي باشد. از اين رو حکام ايالات، اين امر را يکي از علل تعويق و تاخير در کشف حجاب اهالي شهرها قلمداد مي کردند. براي تاييد اين نکته فقط به ارائه دو سه گزارش مربوط به اوايل و اواخر اين دوره اکتفا مي شود تا معلوم شود که اين معضل در تمام اين دوره وجود داشت.
در گزارشي از ايالت خراسان به رياست وزراء در تاريخ 16/10/1314 آمده است: «.... پيدا شدن ]نشدن[ لباسي و پالتو و کلاه به قيمت مناسب موجب تعويق امر ]از طرف[ شرکت کالا مقداري کافي پارچه و پالتوي دوخته و کلاه ارزان قيمت فورا ]به خراسان[ حمل گردد».(12)
در گزارشي مشابه در فاصله زماني يک ماه بعد، از ايالت کردستان نيز با اعلام اينکه: « در بدو جريان نهضت بانوان کردستان و حاضر نبودن کلاه و لباس زنان به حد کفايت براي عده اي از بانوان طبقه سوم» کشف حجاب به تاخير افتاده، پيشنهاد مي نمايد: «اجازه داده شود بانوان آنجا با لباس محلي (کردي) ترک چادر نمايند تا به تدريج تهيه کلاه و لباس نموده، هم صورت ساير بانوان شوند» که در جواب عنوان شده: «اگر آنها همان لباس و کلاه کردي محلي خود را نگه دارند، تغيير آن مشکل خواهد شد».(13)بررسي اسناد کشف حجاب نشان از وجود چنين گزارش هايي از ايالات مختلف در تمام طول دوره حکايت مي کند، از جمله در گزارش ديگري مربوط به اواخر مقطع زماني کشف حجاب که به تاريخ 15/1/1322 از فرمانداري سبزوار به شهرباني آن شهر ارسال شده با اعلام اينکه: « اولياي امور در مرکز... از اوضاع اسف آوري که در شهرستان ها چون: شيرازه اوراق، نيروي استعداد مالي هر فردي از افراد رو به انحطاط گذاشته است بي اطلاع مي باشند» به افزايش سرسام آور قيمت ها اشاره کرده و مي افزايد: « آيا ]مردم[ با فاقد بودن تمام وسايل صوري و معنوي که چيت متري از سي شاهي به چهل ريال و جوراب متوسط جفتي از دو ريال به بيست و پنج ريال و کفش از سي ريال به ششصد ريال و بلکه خيلي بالاتر ترقي يافته است، خواهند توانست بدون پيچيدن چادر نماز به خود... ستر عورت نموده ، بيرون بيايند».(14) صراحت بيان گفتار اين سند به خوبي هم بيانگر فاجعه آميز بودن بحران گراني قيمتي بوده و هم فضاي آزادي بيان و قلم بعد از سقوط ديکتاتوري شاه را نشان مي-دهد. شايد اگر چنين فضايي در دوره کشف حجاب هم وجود داشت، گزارش هاي بيشماري از ايالات در خصوص عمق اين معضل نوشته و ارسال مي شد.
اما چه تدابيري براي حل اين بحران اتخاذ گرديد؟ اسناد متعددي حاکي از تلاشهاي ناکام کارگزاران نظام براي تثبيت قيمتها مي باشد. درگزارشي از اداره کل شهرباني به رياست وزرا خاطرنشان گرديده: « در اين موقع که عموم اهالي براي رفع حجاب به خريداري پارچه و کفش و کلاه احتياج دارند، طبق راپورت هاي واصله فروشندگان اجناس از موقع استفاده نموده و در فروش پارچه به قيمت عادله قناعت نمي کنند واز اين طريق يک تحميل فوق العاده به مردم مي شود» سپس درخواست نموده: « مستدعي است براي جلوگيري از اين گونه اجحافات و تسهيل اساس رفع حجاب، نسبت به قيمت پارچه و اشياء مورد احتياج عمومي امر به اقدام فرمايند». (15)
از اقدامات صورت گرفته در ادامه اين گزارش چنين برمي آيد که: کميسيوني به عضويت نمايندگان اداره تجارت و اداره شهرباني در بلديه ]شهرداري[ تشکيل و تصميماتي به اين شرح اخذ نموده اند: « بزازها و کلاه فروش ها بيش از يک ده منفعت نبرند...]و کسبه[ روي اجناس خودشان اتيکت چسبانيد که قيمت ثابت و معين نمايند».(16) که در اعلاني اين تصميم به شرح ذيل به اطلاع عموم رسيده است:
« .... کليه فروشندگان پارچه فاستوني، کفش، دستکش زنانه و انواع پوست وغيره موظفند که براي تمام اجناس و اشياء فوق که به مصرف فروش مي رسانند، طبق قيمتي که با حضور نماينده شهرباني و بلديه.... تعيين و امضاء نموده اند اتيکت (ورقه مشخص) روي آنها الصاق نمايند».(17)
گزارشهاي بعدي نشان مي دهد اتخاذ اين تدابير سودي نبخشيده و دو سال بعد در 14/1/1316 تصميم گرفته شد که در گمرک خانه با حضور نمايندگان ادارات تجارت و شهرداري و گمرک کميسيوني داير و کليه اجناس وارده به منظور تجارت و فروش را پس از انجام تشريفات گمرکي و قبل از خروج از گمرک به قيمت تمام شده با رعايت منافعي که براي هر جنس منظور مي-شود، اتيکت نمايند که در هر نقطه و محل، از آن قرار به مصرف فروش برسد» اما اداره کل تجارت با تشکيل کميسيون مذکور به دليل هزينه هاي زياد اعزام نمايندگان به گمرک خانه ها در سرحدات مخالفت ورزيده و خاطرنشان کرده: «... بهترين طريق جلوگيري از گران فروشي، تجسس علل آن است و مسلم است پس از معلوم شدن علت، همين که به رفع آنها مبادرت شد، گرانفروشي به خودي خود موقوف مي شود».(18)
در ادامه از بررسي ساير اسناد و گزارش ها در اين خصوص چنين برمي آيد که تنها نرخ اجناس و کالاهاي وارداتي کاهش نيافت، بلکه با شروع جنگ جهاني دوم، قيمتها بيش از پيش افزايش يافت؛ به طوري که شهرداري تهران با صدور اعلانيه اي در 14/6/1318 اعلام کرد: « نظريه آنکه بعضي از دوافروشان و آهن فروشان و پارچه فروشان و به طور کلي اغلب فروشندگان کالاهاي خارجي در اين دو سه روز که نايره جنگ در اروپا مشتعل شده، در مقام سوء استفاده برآمده و علاوه بر آنکه قسمت مهم اجناس خود را در انبارها و منازل خود احتکار کرده» هشدار مي دهد: « اگر يک هفته بدين منوال ]افزايش روز به روز قيمتها[ بگذرد به کلي وضعيت زندگاني مردم مختل و براي مردم و اولياي امور... زحمت توليد خواهد کرد» سپس در ادامه با اعلام اتخاذ چهار تصميم: منع احتکار اجناس، بازگشت قيمتها به پيش از آغاز جنگ، تعيين قيمتها بر اساس راي کميسيون نرخ و اعزام بازرس براي نظارت بر نرخها و مجازات متخلفين، در صدد حل بحران برآمده است. (19)
گفتني است که راه حل نهايي براي حل اين معضل - بر اساس دهها سند - يکي پرداخت مساعده به کارکنان دولت و ديگري واگذاري رايگان لباس و به خصوص کلاه به قشر مستضعف بود؛ چنانچه در يک اعلان از حکومت بسطام و شاهرود آمده است: « براي اطلاع عموم: يکصد عدد کلاه از جرايم، خريداري شده در بلديه حاضر است، اشخاص بي بضاعت که قادر به تهيه لباس نيستند به اداره نظميه يا بلديه مراجعه نمايند، به آنها کلاه مجاني داده شود».(20)
به اين ترتيب به نظر مي رسد که اين تنها قشر مستضعف دوره رضاشاه بود که از کشف حجاب به نوايي رسيده است.
نکته در خور توجه ديگر، عدم آشنايي خياط هاي شهرستان ها با مد و طرح و بعضاً نوع پوشش هاي مربوط به کشف حجاب بود. به تعبير ديگر آنان هيچگونه آموزشي جهت فراگيري طرح ها و دوخت اين نوع البسه فرانگرفتند؛ چنانچه در گزارش از حکومت ساوه و زرند با اشاره به اينکه: « ساوه به واسطه کنار بودن، فاقد خيلي چيزها است من جمله کلاه دوزمعمولي هم ندارد و کلاه اهالي نمدي است» خاطر نشان مي کند: « به علاوه خياطي که متناسب ]طرح[ بتواند بدوزد نيست».(21) گزارش هاي مشابه و عجيب ديگري از شيراز حاکي است: « در شهر شيراز، سلماني و کلاه دوز زنانه ابداً يافت نمي شود». سپس درخواست شده: « از تهران عده اي از صنف هاي مزبور را براي اعزام به شيراز معين و انتخاب کنند».(22)
اما حکومت کاشمر براي حل اين معضل در گزارشي با اعلام اينکه: «چون در محل، کلاه ارزان قيمت يافت نمي شود و زنان ناگزير از استعمال چارقد مي باشند» خاطرنشان نموده: « براي رفع اين بهانه، کلاه مال ها را احضار و دستور و نمونه داده شد که از نمد، کلاه تهيه کنند و همين طور به خياط ها دستور داده شد که از نمد کلاه تهيه کنند... و در کلاه، تاي ساده (لبه) بدوزند.(23)
يک بعد ديگر اجتماعي کشف حجاب - بر اساس اسناد - ترفند مذبوحانه اي بود که کارگزاران نظام با توسل به آن در صدد برآمدند زنان چادري را در محذورات اخلاقي و اجتماعي قرار دهند. بر اساس اين توطئه طي صدور بخشنامه اي به حکام ايالات و ولايات دستور داده شده که اجازه دهند تنها زنان بدکاره و فاحشه حق استفاده از چادر را داشته باشند تا در جامعه عامل تميز زنان فاحشه از ديگران، چادري بودن آنان باشد. چنانچه در دستور العملي از سرپاس مختاري – کفيل اداره کل شهرباني – در 8/11/1314 آمده است: « در ضمن، دستورات و تعليمات صادره راجع به رفع حجاب، زن هاي معروفه حق ندارند خود را در داخل در مجامع نسوان و خانواده هاي نجيب نموده و در صورت رفع حجاب ]از کشف حجاب آنان[ جلوگيري به عمل مي آيد». (24)
چنين به نظر مي رسد اين اقدام در پي بخشنامه وزارت داخله در 27/9/1314 به عمل آمد؛ چنانکه در بخشي از آن اشاره شده است: «... از دخول بعضي عناصر بد و زن هاي بدسابقه در اين قبيل مجامع ]جشن کشف حجاب[ بايد ممانعت شود و حتي اگر فواحش به کشف حجاب اقدام نمايند، بايد قوياً جلوگيري شود که صدمه به اين مقصود نزند».(25)
اما عليرغم اعمال همه اين راهکارها، اسناد بيشماري حاکي از ناکامي هيأت حاکمه از نيل به مقصود خود موجود مي باشد. صرف نظر از مخالفت هاي روحانيون و از جمله قيام مسجد گوهرشاد – که در آثار متعددي مورد اشاره قرار گرفته است – در اينجا به زواياي اجتماعي اين ناکامي پرداخته مي شود.
در يکي از گزارش هاي مربوط به کشف حجاب در فردوس – سند فاقد تاريخ است – با اشاره به پيشگامي اهالي آن شهر براي کشف حجاب، خاطرنشان گرديده: « اما اخيراً ]مردم[ به صورت لباس هاي اولي خود درآمده، چاقچور مي پوشند و چادر شب يا چادر نمازهاي سابق را به سر و صورت تا کمر پيچيده و ]فقط[ يک چشم خود را باز مي گذارند» در بخش پاياني اين گزارش در خصوص تبيين اين وضعيت به فراست به اين واقعيت اشاره شده است که: « چون مسأله چادر و حجاب مدتهاست عادت مردم بوده، اعتياد به عکس آن ]کشف حجاب[ مدتها وقت و مدت زمان لازم دارد».(26)
در همين راستا اسناد ديگري حاکي است که زنان در برخي نقاط کشور از کشف حجاب خودداري نموده و در همين حال براي اينکه بهانه نيز به مأموران شهرباني ندهند، به شيوه اي نامعمول و غيرمتعارف حفظ حجاب مي کردند.
در گزارشي از ايالت خراسان در 11/3/1315 آمده است: « بانوان در ولايات با چارقد در معابر عبور و مرور مي نمايند. حتي بعضي ها به طور مضحک خود را به اشکال مختلف و عجيبي درآورده و مستور مي دارند». (27)
گزارش ديگري از کرمانشاه به تاريخ 2/4/1315 نيز تصريح مي کند: « من جمله اکثر بانوان آنجا، سر و کله خود را به اشکال مختلف مي پوشانند و قسمت ديگر با استعمال چارقد و روسري روي خود را مستور و در معابرعمومي به شکل ناشايسته و مضحکي عبور و مرور مي نمايند».(28)
شايد شديدترين و در حين حال قابل تأمل ترين نوع مقابله با کشف حجاب - بر اساس برخي اسناد - اقدام برخي خانواده ها به مهاجرت از کشور بود. در چندين سند به اين نکته اشاره شده است که در مناطق مرزي ايران با افغانستان و عراق، برخي افراد و به خصوص عشاير در صدد انجام چنين اقدامي برآمده اند و برخي نيز مهاجرت کرده اند. در گزارش از ايالت خراسان به رياست وزرا به تاريخ 27/4/1315 با اشاره به اينکه: «چون اطلاعات واصله حاکي بود که مأمورين امنيه در سرحدات براي برداشتن چارقد مستمسک به خشونت و سختي شده و در بعضي موارد نيز منافع شخصي خودشان را در نظر مي گيرند» خاطرنشان گرديده: «ادامه اين ترتيب، ممکن است مشکلاتي توليد نمايد و بعضي از ساکنين نقاط سرحدي پس از رفع محصول ]کشاورزي[ به طرف افغانستان کوچ نمايند».(29)
در همين راستا در گزارش ديگري از خرمشهر به تاريخ 8/11/1314 صراحتاً از مهاجرت چندين خانواده به عراق اشاره شده و مي افزايد: «... از خرمشهر اهالي به طور قاچاق در نتيجه تجدد و تربيت نسوان به خاک عراق رفته اند... قونسول بصره هم خبر مزبور را تأييد کرده» در ادامه از لزوم اتخاذ تدابيري براي معاودت آنان سخن به ميان آمده است.(30)
سپهبد فريدون سنجر نيز در خاطرات خود با اشاره به عکس العمل مردم در خوزستان و به خصوص اهواز در مقابله با کشف حجاب، اين نکته را تأييد کرده است که: « در بسياري از خانواده ها، فقط و فقط به همين انگيزه ]فرار از کشف حجاب[ به عراق مهاجرت کردند و ديگر برنگشتند».(31)دو گزارش ديگر نيز از مهاجرت برخي از عشاير به عراق و قصد شورش برخي ديگر حکايت مي کند. در گزارش از دشت ميشان به تاريخ 27/1/1315 با اشاره به مهاجرت عده اي از افراد خاطرنشان گرديده: « مهاجرت فقط اين عده نبود، از طوايف ديگر هم مهاجرت نموده اند، علت آن هم ظاهراً از ترس کشف حجاب بوده» سپس در ادامه مي افزايد: « تحقيقات محرمانه دلالت دارد که آنها از طرف دولت عراق تشويق گرديده اند و به علاوه در اينجا نيز مورد تعدي واقع مي شوند».(33) گزارش پاياني نيز که از سوي کميسر سردشت و به تاريخ 17/1/1315 ارسال شده است هم حاکي است که: « بر اثر فشار نايب الحکومه سردشت براي تغيير لباس نسوان، بين عشاير آنجا يک نوع زمزمه هاي کوچ و طغيان، توليد و آنان براي کمک به مقاصد خود با پشندري ها ]از طوايف کرد عراقي نزديکي در مرز ايران[ روابطي حاصل و رؤساي پشندري ها به عشاير سردشت قول داده اند که در موقع لزوم با آنها معاونت کنند».(33)
حاصل سخن اين که قريب يک دهه، اين چالش بي حاصل ميان کارگزاران نظام و مردم در دوره رضاشاه به فاصله توده ها از حکومت، بيش از بيش دامن زد به گونه اي که اين اقدام برخي تکاپوهاي مدرن سازي شاه را تحت الشعاع قرار داد و از او چهره-اي منفي در اذهان و افکار عمومي ايجاد نمود.
تاريخ نشان مي دهد که حکومت ها به ندرت مي توانند از مقابله با خواسته ها و مطالبات توده ها برآيند.

پي نوشت :

1 – اسنادي از انجمن هاي بلدي، تجار و اصناف (1320 – 1300 هـ ش) جلد اول، تهيه و تنظيم: معاونت خدمات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور، به کوشش رضا مختاري اصفهاني، تهران، وزرات فرهنگ و ارشاداسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، 1380، سند شماره 39، 1/39، 2/39 و 40 صص 158 – 163.
2 – همان، سند شماره 56، ص 233.
3 – مهديقلي خان (مخبر السلطنه) هدايت، خاطرات و خطرات: گوشه اي از تاريخ شش پادشاه و گوشه اي از دوره زندگي من، چاپ دوم، انتشارات زوار، تهران، 1344 ، ص 5192.
4 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تهران، 1378، سند شماره 2، صص 10 – 11.
5 – م.س. ايوانف، تاريخ نوين ايران، با مقدمه احسان طبري (فاقد ساير مشخصات)، ص 87.
6 – اسنادي از انجمن هاي بلدي تجار و اصناف، ج1، پيشين، سند شماره 95 و 1/95، صص 359 – 361.
7 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، سند شماره 64 و 190 – 192، صص 167 و 384 – 386.
8 – خاطرات و خطرات، پيشين، ص 383.
9 – خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب (1322 – 1313): به کوشش مديريت پژوهش و انتشارات و آموزش سازمان اسناد ملي ايران، تهران، 1371، سند شماره 168، ص 97.
10 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، ص 408 ، همچنين خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، پيشين، صص 25 – 26.
11 – اسنادي از انجمن هاي بلدي تجار و اصناف، ج 2، پيشين، سند شماره 220 و 2/220 و 228 ، صص 722 – 740.
12 – علي صالحي، چگونگي پيدايش کشف حجاب در عصر رضاخان (مقاله)، از مجموعه مقالات همايش اسناد و تاريخ معاصر ايران، مرکز بررسي اسناد تاريخي، آذر 1381، ص 91 (ضمناً اسناد اين مقاله ها فاقد شماره مي باشند).
13 – همان، ص 92.و
14 – خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، پيشين، سند شماره 197، ص 113.
15 – اسنادي از انجمن هاي بلدي تجار و اصناف، ج 2، پيشين، سند شماره 5/214، صص 702 – 703.
16 - همان، اسناد شماره 5/214و 6/214، صص 703 – 704.
17 – براي عين متن اعلان توزيع شده مذکور در گرگان رک: تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، ص 528.
18 – اسنادي از انجمن هاي بلدي تجار و اصناف، ج 2، پيشين، اسناد شماره 238 – 3/238، صص 766 – 769.
19 – همان، سند شماره 253، صص 819- 820.
20 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، سند شماره 6، ص 36.
21 – حکايت کشف حجاب، تدوين:مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، تهران، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، 1380، سند شماره 2، ص 114.
22 – خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، پيشين، اسناد شماره 369 – 366، صص 207 – 208.
23 – مهين نوري، مروري بر کودتاي سپاه و تاريخچه کشف حجاب، تهران، مهين نوري، 1378، سند شماره 124، صص 118 – 119. (گفتني است که شماره گذاري اسناد اين کتاب به ترتيب نبوده، بلکه بر اساس تصويربرداري از اسناد ساير کتب و به طور پراکنده در لابلاي صفحات آمده است).
24 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، سند شماره 89، ص 221.
25 – چگونگي پيدايش کشف حجاب در عصر رضاخان (مقاله 1، پيشين، ص 98. (ضمنا عين متن بخشنامه در اين صفحه درج شده است).
26 – همان، ص 95.
27 – خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، پيشين، سند شماره 27، ص 18.
28 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، سند شماره 183، ص 367.
29 – خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب، پيشين، سند شماره 164، ص 95.
30 – همان، سند شماره 357، ص 201.
31 – حاصل چهل سال خدمت، خاطرات سپهبد بازنشسته فريدون سنجر، صص 42 – 43، به نقل از: تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، ص 229.
32 – تغيير لباس و کشف حجاب به روايت اسناد، پيشين، سند شماره 359، ص 202.
33 – همان، سند شماره 161، صص 337 –

منبع: www.historylib.com
نظرات (0) کلیک ها: 1439

 

 

 اگر می خواهید از کشف حجاب و سیاست رضاشاه در بی حجاب کردن زنان ایرانی بدانید به منابع زیر مراجعه نمایید:

1- تغییر لباس و كشف حجاب به روایت اسناد، تهران، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378. این كتاب در دو قسمت مقدمه در نود و چهار صفحه و اسناد در ششصد و هجده صفحه به همراه تصاویری از جریان كشف حجاب در پایان انتشار یافته است. در این كتاب دویست و هشت سند تاریخی ارزشمند، از روزگار پهلوی اول بازنویسی و به همراه نمونه‌ای از اصل اسناد ارایه گردیده است.

2- واقعه كشف حجاب، اسناد منتشرنشده از واقعه كشف حجاب در عصر رضاخان، به كوشش سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی و مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، تهران، 1371. این كتاب هم شامل دویست و بیست و شش سند تاریخی به همراه متن اصلی از جریان كشف حجاب در دوره‌ی رضاشاه است.

3- خشونت و فرهنگ (اسناد محرمانه كشف حجاب (1322- 1313)، مدیریت پژوهش و آموزش، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1371. در این كتاب اسناد روند اجرایی كشف حجاب عمدتاً اسناد وزارت كشور (شامل پانصد و هفتاد و یك سند) از شهرهای مختلف انتخاب و بازنویسی گردیده است. در پایان كتاب شش قطعه عكس مربوط به موضوع كتاب نیز مندرج است.

4- حكایت كشف حجاب (جلد 2 و 1)، تهران، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، 1381. مؤسسه قدر ولایت در این كتاب دو جلدی اسناد و خاطراتی از جریان كشف حجاب كه در آثار قبلی انتشار یافته را گردآوری و با مصاحبه‌های جدید به صورت موضوعی تدوین و منتشر نموده است.

5- كشف حجاب، زمینه‌ها، پیامدها و واكنش‌ها، مهدی صلاح، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1384. كتاب فوق جدیدترین پژوهش پیرامون كشف حجاب در ایران است كه محقق با بهره‌گیری از منابع تجددگرایی و كشف حجاب در دوره‌ی رضاشاه، زمینه‌ها و مقدمات اعلام كشف حجاب و چگونگی اجرای آن، سیر كشف حجاب در نواحی مختلف ایران، واكنش‌های اجتماعی در برابر كشف حجاب، و سرانجام پیامدهای كشف حجاب را بررسی نموده است. در كتاب تصاویر از اسناد و عكس‌های منتشرشده در مطبوعات دوره‌ی پهلوی اول هم درج شده است.

6- كشف حجاب، فاطمه حیدریان، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1379. این كتاب كه مجلد هفتم از مجموعه دانستنی‌های انقلاب اسلامی برای جوانان به حساب می‌آید روایت ساده و روانی را برای مخاطب از جریان كشف حجاب ارایه داده است.

7- سیاست و لباس (گزیده اسناد متحدالشكل شدن البسه 1307- 1318)، به كوشش سید محمدحسین منظورالاجداد، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1380. دكتر سید محمدحسین منظورالاجداد از اساتید بنام سندشناسی در كتاب فوق بیش از سیصد سند تاریخی را كه بخش مهمی از آن به تغییر لباس زنان و كشف حجاب و لباس روحانیت مربوط می‌شود، گردآوری و بازنویسی نموده‌اند. مؤلف محترم تصریح نموده است این تعداد حجم اندكی از اسناد این موضوع است كه به علت عدم فهرست‌نویسی اسناد شهرستان‌ها به این میزان بسنده شده است.

8- رسایل حجابیه (شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت كشف حجاب)، دفتر اول و دفتر دوم، رسول جعفریان، قم، انتشارات دلیل ما، 1380. استاد جعفریان از تلاشگران عرصه پژوهش تاریخ و فرهنگ اسلامی كشورمان كه خداوند توفیقاتشان را روزافزون كند در كتاب ارزشمند فوق پس از ذكر مقدمه‌ای مبسوط بیش از سی رساله حجابیه‌ای كه توسط علما و فقهای شیعه در ایران نگاشته شد، گردآوری و منتشر نموده‌اند. برخی از این رسایل خود شامل چند رساله هستند. از موارد جالب توجه در این كتاب تهیه و درج كتاب‌شناسی حجاب است كه از ضروریات اهل تحقیق به شمار می‌رود. استاد جعفریان گزارشی از این دو جلد كتاب مفصل (1450 صفحه) را با نام داستان حجاب در ایران پیش از انقلاب در دویست و نود صفحه در سال 1383 در مركز اسناد انقلاب اسلامی انتشار داده‌اند.

9- كشف حجاب، نشست تخصصی، با حضور مهستی ابوذرجمهری، حوریه سعیدی، مهدی صلاح، عبدالمجید معادیخواه، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1384. مؤسسه پژوهش‌های سیاسی در سلسله نشست‌های تخصصی كه برگزاز نمود در نشست چهارم با حضور صاحب‌نظران و پژوهشگران به بررسی كشف حجاب پرداخت كه مجموعه سخنرانی این نشست تخصصی در كتاب فوق ارایه شده است.

منبع: سایت کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران

نظرات (0) کلیک ها: 1419

اطلاعیه ها. . . .


سامانه ثبت موسسات فرهنگی قرآن و عترت (ع) 

نحوه عضویت در کانال اطلاع رسانی موسسه در نرم افزارهای تلگرام و واتس آپ

 

 

Save

 

عضویت خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه عاکفون و کسب اطلاع از فعالیتها و اخبار و آموزشهای آن نام و آدرس پست الکترونیکی خود را وارد کنید . توجه:عضویت خبرنامه رایگان است.